پرش به محتوای اصلی

به کاری رضایت دادن در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: تن در دادن — در خانه‌های جدول: تندردادن (۸ حرف)

برای سرنخ «به کاری رضایت دادن»، دقیق‌ترین جواب تن در دادن است. این عبارت فقط از نظر معنایی نزدیک نیست؛ تعریف شناخته‌شدهٔ آن تقریباً همان ساختار سرنخ را بازتاب می‌دهد: پذیرفتن یک امر یا رضایت دادن به انجام کاری. بنابراین وقتی تعداد خانه‌ها هشت باشد، احتمال پاسخ‌های عمومی‌تر کنار می‌رود و «تندردادن» انتخاب اصلی است.

جواب نهایی سرنخ

تن در دادن

تن در دادن

مصدر مرکبی به معنای پذیرفتن، راضی شدن، زیر بار رفتن یا تسلیم شدن در برابر کاری، خواسته‌ای یا وضعیتی است. در بسیاری از جمله‌ها، این پذیرش با نوعی اکراه، ناگزیری یا کنار گذاشتن مقاومت همراه است.

شکل مناسب ورود در جدول: تندردادن
۱

چرا «تن در دادن» دقیق‌ترین پاسخ است؟

هم‌خوانی هم‌زمانِ تعریف، ساخت عبارت و تعداد خانه‌ها

سرنخ از یک «کار» سخن می‌گوید که شخص انجام آن را می‌پذیرد یا به آن رضایت می‌دهد. «تن در دادن» دقیقاً چنین رابطه‌ای را می‌سازد: کسی ابتدا در برابر یک خواسته، الزام یا وضعیت مقاومت دارد و سپس آن را می‌پذیرد. از همین رو، این ترکیب از «خوشحال بودن» یا «خشنود شدن» متفاوت است؛ رضایت در اینجا بیشتر به معنای قبول کردن و موافقت عملی است، نه لزوماً احساس شادی و خرسندی.

قرینهٔ تعیین‌کننده: عبارت «به امری یا کاری رضایت دادن» یکی از تعریف‌های مستقیم و رایجِ «تن در دادن» است. وقتی صورت سرنخ تا این اندازه به تعریف واژه نزدیک باشد، پاسخ از یک حدس معنایی فراتر می‌رود و به تطبیق روشن تبدیل می‌شود.
تطبیق معنایی کاملپذیرفتن انجام کار یا قبول یک وضعیت
تطبیق طول پاسخهشت حرف پس از حذف فاصله‌ها
ساخت طبیعی فارسیترکیبی جاافتاده و قابل صرف در جمله
کاربرد مناسب در جدولحروف متنوع و صورت مشخص برای تقاطع‌ها
۲

املای درست در متن و جدول

«تن در دادن» در نثر؛ «تندردادن» در خانه‌های پیوسته

در نوشتار عادی، صورت روشن و معیارِ عبارت «تن در دادن» است؛ یعنی سه جزء «تن»، «در» و «دادن» جدا از هم دیده می‌شوند. این جدانویسی خواندن جمله را آسان می‌کند و مانع اشتباه گرفتن بخش میانی عبارت با واژهٔ «تندر» می‌شود.

در جدول کلمات، فاصله و نیم‌فاصله خانه‌ای را اشغال نمی‌کند. بنابراین همان عبارت در ردیف یا ستون به شکل «تندردادن» وارد می‌شود. این شکلِ پیوسته، املای پیشنهادی برای نثر معمول نیست؛ صرفاً نمایش فشردهٔ پاسخ در شبکهٔ جدول است.

در جمله و مقاله

او سرانجام به انجام آن کار تن در داد.
مصدر: تن در دادن

در خانه‌های جدول

فاصله‌ها حذف می‌شوند و هشت حرف پشت سر هم قرار می‌گیرند: تندردادن

دام املایی: «تندر دادن» با فاصله‌گذاریِ نادرست، ممکن است «تندر» را به ذهن بیاورد؛ تندر به معنای رعد و غرش آسمان است و هیچ ارتباطی با این سرنخ ندارد. مرزبندی درست عبارت چنین است: تن | در | دادن.
۳

معنی دقیق و بار معنایی عبارت

پذیرش ساده نیست؛ اغلب نشانی از کوتاه آمدن دارد

«تن در دادن» در ساده‌ترین بیان یعنی انجام کاری را پذیرفتن یا با وضعیتی موافقت کردن. بااین‌حال، این ترکیب معمولاً یک سایهٔ معنایی مهم دارد: گوینده حس می‌کند شخص پیش‌تر میل یا آمادگی کامل نداشته، اما در نهایت مقاومت را کنار گذاشته است. به همین دلیل، در بسیاری از بافت‌ها می‌توان آن را نزدیک به «زیر بار رفتن»، «گردن نهادن» یا «تسلیم شدن» دانست.

شدت این بار معنایی به جمله بستگی دارد. در یک جمله ممکن است فقط پذیرش یک پیشنهاد دشوار را برساند، اما در جمله‌ای دیگر می‌تواند نشانهٔ تسلیم در برابر فشار، اجبار یا واقعیتی ناخوشایند باشد. پس این عبارت همیشه به معنای شکست کامل نیست، ولی اغلب از پذیرشی حکایت می‌کند که پس از تردید، مقاومت یا چاره‌جویی رخ داده است.

پذیرش همراه با اکراه: پس از گفت‌وگویی طولانی، به تغییر برنامه تن در داد.
پذیرش یک الزام: ناچار شد به مقررات تازه تن در دهد.
پذیرش وضعیتی دشوار: حاضر نبود به شکست تن در دهد.
پذیرش انجام کار: سرانجام به قبول مسئولیت تن در داد.
۴

بررسی پاسخ‌های نزدیک و تعداد واقعی حروف

چند گزینه هم‌معنا هستند، اما همه برای این سرنخ به یک اندازه دقیق نیستند

در حل جدول، مترادف بودن به‌تنهایی کافی نیست. پاسخ باید هم با لحن تعریف جور باشد و هم با تعداد خانه‌ها. گزینه‌های زیر از نظر معنایی به سرنخ نزدیک‌اند، ولی تفاوت طول یا دامنهٔ کاربرد آن‌ها باعث می‌شود «تن در دادن» همچنان انتخاب برتر بماند.

تن در دادن۸ حرف

دقیق‌ترین تطبیق با خودِ عبارت «به کاری رضایت دادن». صورت جدول: تندردادن.

تسلیم شدن۸ حرف

از نظر تعداد حروف برابر است، اما معنای آن معمولاً شکست یا واگذاری مقاومت را پررنگ‌تر می‌کند.

قبول کردن۸ حرف

گزینه‌ای عمومی‌تر است و می‌تواند برای پذیرفتن سخن، پیشنهاد، شیء یا مسئولیت به کار رود.

رضا دادن۸ حرف

از نظر معنا نزدیک است، اما صورت سرنخ بیش از آنکه تعریف این ترکیب باشد، تعریف «تن در دادن» را تداعی می‌کند.

پذیرفتن۷ حرف

معنای پایه را می‌رساند، ولی یک خانه کوتاه‌تر است و سایهٔ اکراه یا کوتاه آمدن را ندارد.

تن دادن۶ حرف

ترکیبی بسیار نزدیک و رایج است، اما بدون «در» فقط شش حرف دارد و برای شبکهٔ هشت‌خانه‌ای مناسب نیست.

گردن نهادن۹ حرف

بیشتر بر اطاعت و فرمان‌برداری تأکید می‌کند و یک حرف از پاسخ اصلی بلندتر است.

تمکین۵ حرف

در بافت اطاعت یا پذیرفتن حکم به کار می‌رود، اما هم کوتاه‌تر و هم رسمی‌تر است.

نکتهٔ کاربردی: «تسلیم شدن»، «قبول کردن» و «رضا دادن» نیز هشت حرف دارند؛ پس تنها شمردن خانه‌ها کافی نیست. برتری «تن در دادن» از آنجاست که عبارتِ سرنخ تقریباً تعریف مستقیم همین مصدر مرکب است.
۵

تفاوت «تن در دادن» با «تن دادن»

دو ترکیب نزدیک که در جدول نباید با هم جابه‌جا شوند

در فارسی امروز «تن دادن به چیزی» بسیار رایج است؛ برای نمونه می‌گوییم «به شرایط تن داد» یا «به خواستهٔ آنان تن نداد». «تن در دادن» نیز همین حوزهٔ معنایی را دارد و صورت کامل‌تر و قدیمی‌تری به شمار می‌آید. در بسیاری از جمله‌ها می‌توان یکی را به جای دیگری نشاند، اما در جدول تعداد حروف مرز روشنی میان آن‌ها می‌گذارد.

تن دادن — ۶ حرف

کوتاه‌تر و در گفتار و نثر معاصر بسیار رایج است. معمولاً با حرف اضافهٔ «به» می‌آید: «به شرایط تن دادن».

تن در دادن — ۸ حرف

برای سرنخی که صریحاً «به کاری رضایت دادن» را تعریف می‌کند، تطبیق واژه‌نامه‌ای روشن‌تری دارد.

پس اگر خانه‌ها شش‌تا باشد، «تندادن» می‌تواند جدی شود؛ اما با هشت خانه و همین صورتِ سرنخ، «تندردادن» پاسخ سنجیده‌تر است.

۶

چطور از روی حروف تقاطعی مطمئن شویم؟

یک مسیر کوتاه برای حذف گزینه‌های هم‌طول

اگر در جدول چند پاسخ هشت‌حرفی ممکن به نظر می‌رسد، جای حروف تقاطعی مسئله را سریع حل می‌کند. الگوی پاسخ اصلی چنین است: ت ن د ر د ا د ن. وجود «ر» در خانهٔ چهارم و تکرار «د» در خانه‌های سوم، پنجم و هفتم، امضای حرفی مشخصی می‌سازد که با گزینه‌هایی مانند «تسلیم‌شدن» یا «قبول‌کردن» تفاوت دارد.

تعداد خانه‌ها را بشمارید. پاسخ باید دقیقاً هشت حرف داشته باشد و فاصله‌ها شمرده نمی‌شوند.
خانهٔ چهارم را بررسی کنید. در «تندردادن» حرف چهارم «ر» است.
به تکرار حرف «د» توجه کنید. سه «د» در ساخت پاسخ دیده می‌شود؛ این ویژگی بسیار راهگشاست.
پایان واژه را کنترل کنید. چهار حرف پایانی «دادن» است و پاسخ با «ن» تمام می‌شود.
معنا را دوباره بسنجید. اگر سرنخ بر پذیرش کاری پس از مقاومت دلالت دارد، پاسخ تثبیت می‌شود.
۷

صرف عبارت در جمله

شناخت شکل‌های صرفی، تشخیص پاسخ را در سرنخ‌های دیگر آسان می‌کند

مصدر «تن در دادن» در جمله صرف می‌شود و بخش فعلی آن تغییر می‌کند: «تن در داد»، «تن در می‌دهد»، «تن در نداد» و «تن در دهد». بخش‌های «تن» و «در» ثابت می‌مانند و فعل «دادن» متناسب با زمان و شخص صرف می‌شود.

گذشته: او به پیشنهاد تازه تن در داد.
حال: او به فشار دیگران تن در نمی‌دهد.
التزامی: شاید ناچار شود به این تغییر تن در دهد.
مصدر: تن در دادن به بی‌عدالتی برایش پذیرفتنی نبود.

همین قابلیت صرف نشان می‌دهد که با یک ترکیب فعلیِ یکپارچه روبه‌رو هستیم، نه کنار هم قرار گرفتن تصادفیِ «تن»، «در» و «دادن».

۸

خطاهای رایج هنگام ثبت پاسخ

اشتباه‌هایی کوچک که تقاطع‌های بعدی را به هم می‌ریزند
شمردن فاصله به‌عنوان خانهدر جدول فقط حروف نوشته می‌شوند؛ فاصله خانه ندارد.
خواندن «تندر» به‌عنوان یک واژهتقسیم درست «تن / در / دادن» است، نه «تندر / دادن».
نوشتن پاسخ شش‌حرفی«تن دادن» نزدیک است، اما دو حرف کمتر دارد.
انتخاب مترادف صرفاً بر پایهٔ طولهم‌طول بودن «تسلیم شدن» دلیل بر دقیق‌تر بودن آن نیست.

بهترین روش این است که ابتدا تعریف را با پاسخ تطبیق دهید و سپس با طول و حروف تقاطعی آن را تأیید کنید. در این سرنخ، هر سه معیار—معنا، طول و الگوی حروف—به یک جواب می‌رسند.

جمع‌بندی نهایی برای ثبت در جدول

پاسخ سرنخ «به کاری رضایت دادن» عبارت تن در دادن است. در متن عادی آن را جدا می‌نویسیم، اما در جدول فاصله‌ها حذف می‌شوند. پاسخ دارای هشت حرف است و با الگوی «ت، ن، د، ر، د، ا، د، ن» در شبکه قرار می‌گیرد.

تندردادن

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.