پرش به محتوای اصلی

به حضور خواستن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: «احضار»؛ ۵ حرف ۷ حرفیِ قدیمی: «استحضار»

در سرنخ «به حضور خواستن»، دقیق‌ترین پاسخ در فارسی امروز و رایج‌ترین جواب جدول احضار است. این واژه مستقیماً عمل فراخواندن یک شخص برای حاضر شدن نزد فرد، مقام یا مرجع را بیان می‌کند. بااین‌حال، چون بعضی فرهنگ‌های قدیمی برای «استحضار» نیز معنایی نزدیک ثبت کرده‌اند، تعداد خانه‌های جدول در تشخیص پاسخ نهایی اهمیت تعیین‌کننده دارد.

جواب پیشنهادی و ساختار حروف

بهترین تطبیق با سرنخ
احضار ۵ حرفی

«احضار» یعنی حاضر کردن، فراخواندن یا از کسی خواستن که در محل مشخصی حضور پیدا کند. همین هم‌پوشانی مستقیم باعث می‌شود این کلمه، بدون نیاز به قرینه اضافی، انتخاب نخست باشد.

احضار
املای معیار
احضار، با حرف «ض»
نوع واژه
مصدر عربیِ رایج در فارسی
معادل نزدیک
فراخواندن، به حضور طلبیدن
کاربرد برجسته
اداری، قضایی و رسمی

چرا «احضار» پاسخ دقیق‌تری است؟

هسته معنایی سرنخ بر حاضر شدنِ شخص تکیه دارد، نه صرفاً اطلاع دادن یا دعوت دوستانه. «احضار» دقیقاً همین حرکت معنایی را دارد: کسی که غایب است فراخوانده می‌شود تا در برابر یک مقام، سازمان یا شخص حاضر شود. در زبان حقوقی نیز این تمایز روشن است؛ متهم، شاهد یا فرد مرتبط را احضار می‌کنند و برگه‌ای که زمان و محل حضور را اعلام می‌کند «احضاریه» نام دارد.

  • تطابق مستقیم با تعریف: عبارت «به حضور خواستن» تقریباً بازنویسی معنای «احضار کردن» است.
  • رواج در جدول: پاسخ کوتاه، مستقل و پنج‌حرفی است و به‌راحتی در شبکه‌های متقاطع قرار می‌گیرد.
  • کاربرد زنده: در فارسی معاصر، از نامه اداری تا خبر قضایی، معنای فراخواندن شخص را بدون ابهام منتقل می‌کند.

تعارض مهم: آیا «استحضار» واقعاً غلط است؟

نکته کلیدی: «استحضار» در فارسی اداری امروز بیشتر به معنای آگاهی و اطلاع است؛ اما در کاربردهای قدیمی، معنای «حاضر کردن» یا «به حضور خواستن» نیز برای آن ثبت شده است. بنابراین این پاسخ را نمی‌توان از نظر تاریخی کاملاً بی‌ریشه دانست، هرچند برای یک جدول امروزی و بدون شرط تعداد حروف، انتخاب اول نیست.
احضار پاسخ معیار امروز

در کاربرد معمول، یعنی فراخواندن شخص برای حضور. اگر سرنخ ساده باشد و جدول پنج خانه داشته باشد، پاسخ تقریباً قطعی است.

استحضار معنای قدیمی

امروزه بیشتر در ترکیب‌هایی مانند «به استحضار رساندن» و با مفهوم آگاه کردن دیده می‌شود. معنای «به حضور خواستن» برای آن کهن‌تر و در گفتار امروز نامأنوس است.

این تفاوت از شباهت ظاهری دو واژه پیچیده‌تر است. هر دو با مفهوم «حضور» پیوند ریشه‌ای دارند، اما مسیر کاربردشان در فارسی معاصر جدا شده است. «احضار» حضور جسمانی فرد را برجسته می‌کند، درحالی‌که «استحضار» در نامه‌نگاری امروز معمولاً حضور مطلب در ذهن، یعنی اطلاع و آگاهی، را می‌رساند. به همین دلیل جمله «متهم را احضار کردند» طبیعی است، اما «متهم را برای استحضار خواستند» در فارسی امروز غریب و کهنه به نظر می‌رسد.

انتخاب پاسخ بر اساس تعداد خانه‌ها

در حل جدول، معنی تنها معیار نیست؛ طول پاسخ و حروف متقاطع می‌توانند میان چند واژه نزدیک داوری کنند. شمارش زیر بر پایه حروف نوشته‌شده است و فاصله یا نیم‌فاصله، خانه جداگانه به حساب نمی‌آید.

جلب۳ حرف

در فضای قضایی می‌تواند به آوردن اجباری شخص اشاره کند، اما از «احضار» شدیدتر است و همیشه معادل ساده به حضور خواستن نیست.

دعوت۴ حرف

برای خواستن کسی به مجلس یا رویداد مناسب است، ولی لحن آن دوستانه‌تر و اختیاری‌تر از احضار است.

احضار۵ حرف

دقیق‌ترین، رایج‌ترین و بی‌واسطه‌ترین پاسخ برای همین سرنخ.

طلبیدن۶ حرف

معنای خواستن و فراخواندن دارد، اما گسترده‌تر است و الزاماً بر حضور رسمی دلالت نمی‌کند.

استحضار۷ حرف

با اتکا به معنای قدیمی قابل دفاع است؛ در فارسی امروز معمولاً «آگاهی» از آن فهمیده می‌شود.

فراخواندن۹ حرف

معادل فارسی روشن و دقیق است، اما در جدول‌های کوتاه کمتر جا می‌گیرد.

اصلاح یک دام شمارشی: «جلب» سه حرف دارد، نه چهار حرف. همچنین «احضارها» هفت حرف است و چون جمعی نامأنوس برای این سرنخ به شمار می‌آید، گزینه مناسبی نیست.

املای درست و خطاهای رایج

صورت درست کلمه احضار است: «ا + ح + ض + ا + ر». حرف سوم «ض» است، زیرا واژه با خانواده «حضور»، «حاضر»، «محضر» و «احضاریه» ارتباط دارد. شباهت آوایی «ض»، «ظ» و گاهی «ه» در گفتار سبب می‌شود شکل‌های نادرست در جست‌وجوها یا پاسخ‌نویسی دیده شوند.

اهضار احظار اهظار احزار

هیچ‌یک از شکل‌های بالا املای معیار نیست. برای به خاطر سپردن، کافی است کلمه را کنار «حضور» قرار دهید: هر دو بخش «حـضـ» را با حرف «ض» حفظ می‌کنند.

فرق «احضار»، «احضاریه» و «جلب»

احضار خودِ عمل فراخواندن است. احضاریه نوشته یا ابلاغی است که از شخص می‌خواهد در زمان و مکان تعیین‌شده حاضر شود. جلب معمولاً مرحله شدیدتر یا اجباری‌تر است و می‌تواند به آوردن شخص توسط مأمور اشاره کند. بنابراین در جدول، وقتی سرنخ فقط «به حضور خواستن» باشد، «احضار» از «احضاریه» دقیق‌تر است؛ چون سرنخ عمل را می‌پرسد، نه نام برگه را.

همین تفاوت درباره «دعوت» نیز وجود دارد. دعوت ممکن است برای مهمانی، جلسه یا همکاری باشد و مخاطب معمولاً اختیار بیشتری در پذیرفتن دارد. احضار اغلب رسمی است و انتظار حضور را جدی‌تر بیان می‌کند. البته در متن‌های غیرحقوقی نیز می‌توان گفت مدیر کارمند را احضار کرد؛ در این کاربرد هم لحن رسمی یا آمرانه باقی می‌ماند.

ریشه و خانواده واژه

«احضار» واژه‌ای عربی از خانواده ریشه «ح‌ـ‌ض‌ـ‌ر» است؛ ریشه‌ای که مفهوم حاضر بودن و حضور را در واژه‌هایی مانند «حاضر»، «حضور» و «محضر» می‌بینیم. صورت فعلی رایج آن در فارسی «احضار کردن» است. از همین خانواده، «احضاریه» برای برگه فراخوان و «احضارشده» برای شخصی که از او خواسته‌اند حاضر شود ساخته می‌شود.

«استحضار» نیز از همان خانواده ریشه‌ای است، اما ساخت متفاوتی دارد و در فارسی امروز معنای غالبش آگاهی است. عبارت «جهت استحضار» یعنی برای اطلاع، نه برای حضور فیزیکی. همین نکته بهترین راه برای جلوگیری از اشتباه میان دو پاسخ است: احضار، شخص را حاضر می‌کند؛ استحضار، مخاطب را آگاه می‌کند.

روش سریع تشخیص در خود جدول

خانه‌ها را بشمارید

پنج خانه به سود «احضار» است؛ هفت خانه احتمال «استحضار» را مطرح می‌کند.

حروف تقاطعی را بسنجید

الگوی «ا ح ض ا ر» پاسخ اصلی را تثبیت می‌کند. وجود «س» یا «ت» پس از الف، مسیر را به سوی گزینه هفت‌حرفی می‌برد.

سبک طراح را در نظر بگیرید

در جدول‌های واژه‌نامه‌ای قدیمی، معنای کهن ممکن است پذیرفته شود؛ در جدول عمومی امروز، معنای رایج اولویت دارد.

نمونه‌های کاربردی برای تثبیت معنی

در جمله «دادگاه شاهد را برای ادای توضیح احضار کرد»، شخص باید در مرجع مشخصی حاضر شود. در جمله «مدیر او را به دفتر احضار کرد» نیز معنای فراخوان رسمی یا آمرانه دیده می‌شود. اما در عبارت «گزارش برای استحضار مدیر ارسال شد»، هیچ‌کس به حضور فراخوانده نشده است؛ گزارش فقط برای آگاهی مدیر فرستاده شده است.

این سه نمونه مرز معنایی را روشن می‌کنند: هرجا محور جمله آمدن و حاضر شدن یک فرد است، «احضار» طبیعی‌تر است. هرجا محور جمله اطلاع یافتن باشد، «استحضار» مناسب‌تر خواهد بود. تنها در متن‌های کهن یا جدول‌هایی که بر معانی قدیمی تکیه دارند، «استحضار» ممکن است با سرنخ «به حضور خواستن» هماهنگ دانسته شود.

جمع‌بندی دقیق برای پر کردن خانه‌ها

برای سرنخ «به حضور خواستن»، ابتدا احضار را بنویسید. این پاسخ پنج‌حرفی، معیار و رایج است. اگر شبکه دقیقاً هفت خانه دارد و حروف متقاطع با «ا‌س‌ت‌ح‌ض‌ا‌ر» جور درمی‌آید، «استحضار» می‌تواند بر پایه معنای قدیمی پاسخ طراح باشد؛ با این توضیح که در فارسی امروز معنای غالب آن «آگاهی» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.