پرش به محتوای اصلی

به دست آمدن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: حصول ۴ حرف: ح، ص، و، ل
پاسخ دقیق و بررسی گزینه‌ها

به دست آمدن در جدول؛ چرا «حصول» پاسخ اصلی است؟

برای سرنخ مصدری «به دست آمدن»، واژه‌ای لازم است که معنای «حاصل شدن، پدید آمدن یا در دسترس قرار گرفتن» را برساند. حصول هم از نظر ساخت دستوری با سرنخ هماهنگ است، هم دقیقاً چهار حرف دارد و هم در زبان رسمی و ادبی با همین معنای مصدری به کار می‌رود.

ح ص و ل خوانش: حُصول
معنای دقیق «حصول»

حصول مصدر است و در کاربرد رایج فارسی به «حاصل شدن»، «به دست آمدن»، «پیدا شدن» و گاهی «تحقق یافتن» اشاره می‌کند. در ترکیب‌هایی مانند «حصول نتیجه»، «حصول اطمینان»، «حصول توافق» و «حصول شرایط لازم»، چیزی پس از طی شدن یک روند پدید می‌آید یا فراهم می‌شود؛ بنابراین جهت معنایی واژه با «به دست آمدن» سازگار است.

نکته مهم این است که در این سرنخ، تأکید بر حاصل شدنِ یک چیز است، نه بر فاعلی که آن را به دست می‌آورد. همین تفاوت ظریف سبب می‌شود «حصول» از واژه‌هایی مانند «کسب» و «تحصیل» دقیق‌تر باشد؛ زیرا آن دو بیشتر معنای کنش فعالِ «به دست آوردن» دارند.

حاصل شدن به دست آمدن پدید آمدن تحقق یافتن
سنجش پاسخ‌های محتمل بر پایه تعداد حروف
حصول ۴ حرف

معادل مستقیم «حاصل شدن» و «به دست آمدن» است. هم قالب مصدری دارد و هم از نظر لازم بودن فعل با سرنخ هماهنگ است.

بهترین انطباق
نیل ۳ حرف

به معنای رسیدن به مطلوب یا دست یافتن به مقصود است. بیشتر در ساخت «نیل به هدف» دیده می‌شود و وجود مقصد یا مطلوب در معنای آن پررنگ‌تر است.

محتمل در سه خانه
کسب ۳ حرف

معمولاً «به دست آوردن» را می‌رساند؛ مانند کسب درآمد یا کسب تجربه. این واژه کنشی و متعدی است، نه معادل بی‌واسطه «به دست آمدن».

وابسته به صورت سرنخ
وصول ۴ حرف

در بعضی بافت‌ها به رسیدن، دریافت شدن یا به مقصد آمدن اشاره دارد؛ مانند وصول نامه یا وجه. از نظر تعداد حروف مناسب است، اما معنایش عمومی‌تر یا بافت‌مندتر از «حصول» است.

جایگزین زمینه‌محور
تحصیل ۵ حرف

در معنای قدیمی و رسمی می‌تواند «فراهم کردن یا به دست آوردن» باشد، ولی در فارسی امروز غالباً یادآور درس خواندن است و از جهت فعلی به «به دست آوردن» نزدیک‌تر است.

برای پنج خانه، با قرینه
احراز ۵ حرف

به دست آوردن، ثابت کردن یا محقق دانستن را می‌رساند و در عبارت‌هایی مانند احراز صلاحیت، احراز هویت یا احراز مقام رایج است. این واژه چهارحرفی نیست؛ دو «ا»ی آن جداگانه شمرده می‌شوند.

رسمی و تخصصی

در شمارش خانه‌های جدول، هر نویسه یک خانه است؛ پس «احراز» پنج حرف دارد: ا، ح، ر، ا، ز.

تفاوت تعیین‌کننده: «به دست آمدن» یا «به دست آوردن»؟

این دو عبارت در گفتار نزدیک به نظر می‌رسند، اما نقش دستوری و جهت معنای آن‌ها یکی نیست. تشخیص همین تفاوت، بسیاری از پاسخ‌های ظاهراً مشابه را کنار می‌زند.

به دست آمدن ← حصول حالت لازم و نتیجه‌محور: «اطلاعات تازه‌ای به دست آمد.» چیزی حاصل شده است و فاعلِ به‌دست‌آورنده محور جمله نیست.
به دست آوردن ← کسب / تحصیل حالت متعدی و کنش‌محور: «پژوهشگر اطلاعات تازه‌ای به دست آورد.» شخص یا عامل، چیزی را کسب کرده است.
چه زمانی گزینه‌ای غیر از «حصول» درست می‌شود؟
۱
وقتی تعداد خانه‌ها سه باشد

«نیل» برای رسیدن به مطلوب و «کسب» برای به دست آوردن فعال مطرح می‌شوند. انتخاب میان آن‌ها به حروف متقاطع و لحن سرنخ بستگی دارد.

۲
وقتی سرنخ درباره دریافت شدن باشد

اگر قرینه‌هایی مانند نامه، طلب، وجه یا پیام در میان باشد، «وصول» می‌تواند از «حصول» مناسب‌تر شود؛ زیرا معنای رسیدن یا دریافت شدن در آن برجسته است.

۳
وقتی پنج خانه و بافت رسمی وجود داشته باشد

«تحصیل» یا «احراز» فقط با قرینه روشن پذیرفتنی‌اند. تحصیل بیشتر به فراهم کردن و احراز بیشتر به اثبات، دارا شدن یا کسب یک وضعیت رسمی مربوط است.

۴
وقتی سرنخ فعل صرف‌شده باشد

برای «به دست آمد» ممکن است پاسخ فعلی یا عبارتی مانند «حاصل شد» مد نظر باشد. اما «به دست آمدن» مصدر است و پاسخ مصدری «حصول» با آن تناسب بیشتری دارد.

املای درست پاسخ و خود سرنخ
درست: حصول

این واژه با «ص» نوشته می‌شود: ح + ص + و + ل. شکل‌هایی مانند «حسول» غلط املایی‌اند، حتی اگر در تلفظ سریع تفاوت ص و س شنیده نشود.

واژه‌های شبیه اما نامرتبط

«حضور» به معنای حاضر بودن و «حوصله» به معنای شکیبایی یا ظرفیت است. شباهت ظاهری آغاز واژه نباید باعث جابه‌جایی حروف شود.

درست: به دست آمدن

در نوشتار معیار، «به» در این عبارت جدا نوشته می‌شود. صورت چسبیده «بدست آمدن» برای متن ویراسته پیشنهاد نمی‌شود.

کاربرد «حصول» در عبارت‌های طبیعی

«حصول» معمولاً پیش از اسمی می‌آید که نتیجه، وضعیت یا دستاوردی را نشان می‌دهد: حصول نتیجه یعنی نتیجه به دست بیاید؛ حصول اطمینان یعنی اطمینان پدید آید؛ حصول توافق یعنی دو یا چند طرف به توافق برسند؛ و حصول شرایط یعنی شرایط لازم فراهم شود.

در همه این نمونه‌ها می‌توان عبارت را با «حاصل شدن» بازنویسی کرد، بی‌آنکه هسته معنا تغییر جدی کند. این آزمون جایگزینی، دلیل روشنی برای برتری «حصول» در برابر گزینه‌هایی است که فقط در یک بافت خاص با «به دست آمدن» هم‌پوشانی دارند.

راه تشخیص سریع از روی حروف متقاطع

اگر پاسخ چهار خانه دارد و الگوی تقاطع به صورت «ح ـ و ل» یا «ـ ص و ـ» دیده می‌شود، احتمال «حصول» بسیار زیاد است. حرف دوم حتماً «ص» و حرف سوم «و» است. در مقابل، «وصول» نیز چهار حرف دارد اما با «و» آغاز می‌شود و بیشتر با سرنخ‌هایی مانند «رسیدن»، «دریافت»، «آمدن نامه» یا «گرفتن طلب» هماهنگ است.

اگر پاسخ سه خانه باشد، ابتدا جهت جمله را بررسی کنید: برای «رسیدن به مطلوب» معمولاً «نیل» و برای «به دست آوردن» معمولاً «کسب» مناسب‌تر است. اگر پنج خانه باشد، «تحصیل» و «احراز» را تنها زمانی در نظر بگیرید که حروف متقاطع و بافت رسمی آن‌ها را تأیید کنند.

انتخاب نهایی برای این سرنخ

با توجه به صورت مصدری سرنخ، معنای لازمِ «حاصل شدن» و تعداد چهار حرف، پاسخ دقیق حصول است. گزینه‌های دیگر مترادف کامل و هم‌وزن نیستند و تنها با تغییر تعداد خانه‌ها یا تغییر بافت سرنخ مطرح می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.