پرش به محتوای اصلی

به شمار آمده در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: «قلمداد» ۶ حرف؛ به معنی محسوب و به‌شمارآمده
حل دقیق سرنخ

«به شمار آمده» در جدول چه می‌شود؟

برای این سرنخ، پاسخ دقیق و رایج قلمداد است. این واژه هم از نظر معنی با «به شمار آمده» تطابق مستقیم دارد و هم قالب شش‌حرفی آن در جدول‌های فارسی بسیار شناخته‌شده است.

چرا «قلمداد» پاسخ درست است؟

۱

تطابق معنایی

«قلمداد» یعنی چیزی که به حساب آورده، در گروهی قرار داده یا دارای وصفی دانسته شده است؛ بنابراین با عبارت «به شمار آمده» هم‌معناست.

۲

ساخت رایج در فارسی

این واژه بیشتر در ترکیب‌های «قلمداد کردن» و «قلمداد شدن» دیده می‌شود: کسی چیزی را مهم قلمداد می‌کند یا موضوعی مهم قلمداد می‌شود.

۳

تناسب با زبان جدول

سرنخ‌های جدولی معمولاً عبارت توضیحی را به یک واژه فشرده تبدیل می‌کنند؛ «به شمار آمده» نیز به‌خوبی در «قلمداد» خلاصه می‌شود.

تعداد حروف و چینش خانه‌ها

«قلمداد» بدون فاصله و نیم‌فاصله نوشته می‌شود و از شش حرف تشکیل شده است:

ق ل م د ا د

الگو از راست به چپ: ق ـ ل ـ م ـ د ـ ا ـ د. حرف اول «ق» و حرف آخر «د» است و حرف «د» دو بار تکرار می‌شود.

معنی دقیق در جمله

وقتی می‌گوییم چیزی «قلمداد شده»، منظور این است که آن را دارای یک عنوان، ویژگی یا جایگاه دانسته‌اند؛ خواه این داوری قطعی باشد، خواه برداشت یا ارزیابی گوینده. به همین دلیل، «قلمداد» گاهی به «محسوب»، گاهی به «تلقی‌شده» و گاهی به «به‌حساب‌آمده» نزدیک می‌شود.

تعریف فشرده: قلمداد = به حساب آورده، به شمار آورده، محسوب یا تلقی‌شده.

نمونه‌های درست و طبیعی

این تصمیم در آن زمان اقدامی ضروری قلمداد شد.
منتقدان، این اثر را یکی از نوشته‌های مهم دوره معاصر قلمداد کرده‌اند.
نباید هر اختلاف نظری را دشمنی قلمداد کرد.
این منطقه از نظر زیست‌محیطی حساس قلمداد می‌شود.

در همه این جمله‌ها می‌توان «قلمداد» را با صورت‌هایی مانند «محسوب» یا «دانسته» جایگزین کرد، هرچند لحن و ظرافت جمله کمی تغییر می‌کند.

مقایسه گزینه‌های محتمل

قلمداد ۶ حرف

دقیق‌ترین گزینه برای سرنخ «به شمار آمده»؛ هم معنای مستقیم دارد و هم صورت رایج پاسخ در جدول است.

محسوب ۵ حرف

از نظر معنی بسیار نزدیک و در بسیاری از جمله‌ها جایگزین‌پذیر است، اما فقط وقتی جدول پنج خانه داشته باشد انتخاب مناسبی است.

شمرده ۵ حرف

می‌تواند معنای «به شمار رفته» بدهد، ولی گاهی «شمارش‌شده» نیز فهمیده می‌شود و از «قلمداد» ابهام بیشتری دارد.

معدود ۵ حرف

در بعضی بافت‌های قدیمی یا رسمی به معنی شمرده و به‌حساب‌آمده است، اما در فارسی امروز بیشتر معنای «اندک و محدود» را تداعی می‌کند.

تلقی ۴ حرف

به مفهوم «برداشت و دریافت» نزدیک است. معمولاً به شکل «تلقی شدن» می‌آید و برای خود عبارت «به شمار آمده» پاسخ درجه دوم است.

انگاشته ۷ حرف

معنای «فرض‌شده یا پنداشته‌شده» دارد و در برخی جمله‌ها مناسب است، اما از نظر تعداد حروف و کاربرد جدولی با پاسخ اصلی تفاوت دارد.

!

نکته مهم درباره شمارش حروف: «محسوب» و «معدود» هر دو پنج‌حرفی‌اند، نه چهارحرفی. در جدول، تعداد خانه‌ها را بر اساس حروف نوشته‌شده می‌شماریم؛ حرکت‌ها و صدای کوتاه، خانه جداگانه ندارند.

تفاوت «قلمداد» با واژه‌های نزدیک

قلمداد و محسوب

این دو بسیار نزدیک‌اند. «محسوب» معمولاً خنثی‌تر و مستقیم‌تر است: «این هزینه جزو مخارج محسوب می‌شود». «قلمداد» اغلب رنگ ارزیابی، نام‌گذاری یا داوری دارد: «این رفتار بی‌احترامی قلمداد شد». در سرنخ «به شمار آمده»، هر دو از نظر معنا ممکن‌اند، ولی تعداد خانه‌ها پاسخ نهایی را تعیین می‌کند.

قلمداد و تلقی

«تلقی» بیشتر بر برداشت ذهنی تأکید دارد؛ یعنی یک شخص یا گروه موضوعی را چگونه می‌فهمد. «قلمداد» علاوه بر برداشت، می‌تواند معنای قرار دادن در یک طبقه یا نسبت دادن یک عنوان را نیز برساند.

قلمداد و شمرده

«شمرده» دو خوانش دارد: یکی «به حساب آمده» و دیگری «شمارش‌شده». همین دوگانگی ممکن است در جدول ابهام بسازد. «قلمداد» برای معنای ارزیابی و محسوب‌کردن روشن‌تر است.

املای درست و دام رایج

املای درست پاسخ قلمداد است. این واژه با «قلمدان» اشتباه نشود. تفاوت فقط در حرف پایانی نیست؛ معنی دو واژه نیز کاملاً جداست:

قلمداد پایان با «د»

به‌حساب‌آمده، محسوب یا تلقی‌شده.

قلمدان پایان با «ن»

جعبه یا محفظه‌ای برای نگهداری قلم و ابزار نوشتن.

برای به‌خاطر سپردن املا، به ترکیب پرکاربرد «قلمداد کردن» توجه کنید: وقتی چیزی را در شمار یا در حکم چیزی قرار می‌دهیم، آن را «قلمداد» می‌کنیم.

آیا «قلمداد» یک واژه مستقل است؟

در فارسی امروز «قلمداد» واژه‌ای تثبیت‌شده است و معمولاً در کنار فعل‌های «کردن» و «شدن» به کار می‌رود. توضیح رایج درباره پیشینه آن، این واژه را به تعبیر قدیمی «به قلم دادن» پیوند می‌دهد؛ تعبیری با مفهوم ثبت‌کردن، در دفتر آوردن و در شمار حساب‌کردن. بااین‌حال، برای حل جدول بهتر است بر معنای زنده و امروزی واژه تکیه کنیم: محسوب دانستن یا به شمار آوردن.

چطور با حروف متقاطع مطمئن شویم؟

ابتدا تعداد خانه‌ها را بررسی کنید. اگر پاسخ شش‌خانه‌ای است، «قلمداد» از همه گزینه‌ها قوی‌تر است.
حرف اول را از پاسخ عمودی یا افقی متقاطع بسنجید. شروع با «ق» احتمال «قلمداد» را بسیار بالا می‌برد.
به حرف چهارم و ششم توجه کنید؛ هر دو «د» هستند. این تکرار می‌تواند سریع‌تر پاسخ را قطعی کند.
اگر جدول پنج خانه دارد، «محسوب» یا در برخی بافت‌ها «شمرده» را بررسی کنید؛ انتخاب نهایی باید با حروف تقاطعی هماهنگ باشد.

صورت‌های دستوری پرکاربرد

قلمداد کردن: به شمار آوردن یا دارای وصفی دانستن؛ مانند «او این تغییر را مثبت قلمداد کرد».

قلمداد شدن: به شمار آمدن یا در حکم چیزی دانسته شدن؛ مانند «این اقدام موفقیت‌آمیز قلمداد شد».

قلمدادشده: صورت وصفی برای چیزی که پیش‌تر ارزیابی یا دسته‌بندی شده است؛ مانند «آثار قلمدادشده به‌عنوان میراث فرهنگی».

در نگارش معیار، خود واژه یکپارچه نوشته می‌شود: «قلمداد»، نه «قلم داد» و نه «قلم‌داد». جدانویسی فقط زمانی درست است که واقعاً درباره دادن قلم سخن بگوییم؛ مثلاً «قلم داد تا فرم را پر کنم».

جمع‌بندی پاسخ جدول: برای سرنخ «به شمار آمده»، پاسخ منتخب قلمداد است؛ واژه‌ای شش‌حرفی با ترتیب «ق، ل، م، د، ا، د». اگر تعداد خانه‌ها پنج باشد، «محسوب» مهم‌ترین جایگزین است، اما در قالب شش‌خانه‌ای پاسخ اصلی همان «قلمداد» خواهد بود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.