پرش به محتوای اصلی

بدنه درخت در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ درست: تنه۳ حرف
پاسخ دقیق سرنخ

بدنه درخت در جدول چه می‌شود؟

برای سرنخ «بدنه درخت»، طبیعی‌ترین و رایج‌ترین پاسخ تنه است. این واژه دقیقاً به بخش اصلی و معمولاً چوبی درخت اشاره دارد؛ همان بخشی که از نزدیکی سطح زمین بالا می‌آید و شاخه‌های اصلی از آن منشعب می‌شوند. از نظر طول نیز «تنه» سه حرف دارد و برای خانه‌های سه‌تایی جدول کاملاً مناسب است.

۱

چرا «تنه» بهترین پاسخ است؟

هم معنای سرنخ را پوشش می‌دهد، هم در زبان روزمره بی‌ابهام است.

تطابق معناییبدنه اصلی درخت

وقتی از بدنه یک درخت حرف می‌زنیم، منظور بخش مرکزی و ستبری است که تاج و شاخه‌ها را نگه می‌دارد. نام معمول این بخش در فارسی «تنه» است.

کاربرد زبانیواژه‌ای آشنا و مستقیم

ترکیب‌هایی مانند «پوست تنه»، «قطر تنه» و «تنه کهنسال» در گفتار و نوشتار رایج‌اند و نشان می‌دهند این پاسخ نیاز به تفسیر دور یا ادبی ندارد.

تناسب جدولیپاسخ کوتاه سه‌حرفی

سرنخ‌های جدول معمولاً تعریف را تا حد امکان فشرده می‌کنند. «بدنه درخت» نیز تعریفی کوتاه برای واژه سه‌حرفی «تنه» است.

۲

تعداد حروف و شکل درست نوشتن

سه خانه باید با ترتیب «ت، ن، ه» پر شود.

تنه

جزئیات املایی

  • املای معیار: تنه
  • تعداد نویسه‌های جدولی: ۳ حرف
  • خوانش معمول: «تَنه»
  • نکته: «تنهٔ درخت» با اضافه خوانده می‌شود، اما پاسخ جدول فقط خود واژه «تنه» است.
کنترل با حروف تقاطعی: اگر حرف اول «ت»، حرف میانی «ن» یا حرف پایانی «ه» از پاسخ‌های عمودی به دست آمده باشد، انتخاب «تنه» تقریباً قطعی می‌شود.
۳

تفاوت «تنه» با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه از نظر موضوعی نزدیک‌اند، اما همه برای این سرنخ به یک اندازه دقیق نیستند.

تنه
بخش اصلی و ضخیم درخت در حالت ایستاده؛ نزدیک‌ترین معادل برای «بدنه درخت» در زبان عمومی.
انتخاب اصلی
ساقه
اصطلاحی گسترده‌تر در گیاه‌شناسی که درباره گیاهان علفی و چوبی به کار می‌رود. برای درخت، «تنه» اختصاصی‌تر و طبیعی‌تر است.
۴ حرفی
کنده
اغلب به تنه بریده‌شده، تکه چوب ضخیم یا بخش باقی‌مانده پس از قطع درخت گفته می‌شود؛ پس با «بدنه درخت» زنده و کامل یکسان نیست.
معنای متفاوت
بن
بیشتر معنای پایه، پایین، ریشه یا اصل را می‌دهد. «بن درخت» فقط ناحیه پایینی را می‌رساند، نه تمام بدنه آن را.
۲ حرفی
جذع
واژه‌ای عربی و ادبی برای تنه درخت است. سه حرف دارد، اما در جدول فارسی عمومی معمولاً فقط با قرینه‌هایی مانند «عربیِ تنه» یا «تنه به عربی» انتظار می‌رود.
گزینه قرینه‌دار
ساق
می‌تواند در برخی بافت‌های قدیمی یا تخصصی به بخش ایستاده گیاه اشاره کند، ولی در فارسی امروز بیشتر «ساق پا» را تداعی می‌کند و از «تنه» کم‌دقت‌تر است.
احتمال ضعیف
۴

معنای دقیق «تنه» در این سرنخ

«بدنه» در اینجا نام یک اندام مستقل نیست؛ توصیفی از بخش مرکزی درخت است.

الف

از نظر شکل و ساختار

تنه ستون اصلی درخت است و وزن شاخه‌ها و تاج را تحمل می‌کند. پوست بیرونی، چوب و بافت‌های درونی در امتداد همین بخش قرار گرفته‌اند. بنابراین وقتی طراح جدول از «بدنه» استفاده می‌کند، روی نقش مرکزی و نگه‌دارنده این قسمت تأکید دارد.

ب

از نظر کاربرد واژه

«تنه» فقط برای درخت به کار نمی‌رود؛ در ترکیب‌هایی مانند تنه انسان، تنه جانور یا تنه هواپیما نیز معنای بخش اصلی و مرکزی را می‌رساند. همین اشتراک معنایی باعث می‌شود «بدنه» تعریف مناسبی برای آن باشد.

پ

از نظر مرز با شاخه و ریشه

ریشه در خاک گسترده می‌شود، شاخه‌ها در بخش بالاتر منشعب می‌شوند و تنه میان این دو قرار دارد. سرنخ «بدنه درخت» نه به ریشه اشاره می‌کند و نه به شاخه؛ بلکه همان محور چوبی میانی را هدف گرفته است.

ت

از نظر زبان جدول

در جدول، واژه‌های توضیحی معمولاً کوتاه و فشرده‌اند. «بدنه درخت» یک تعریف کاربردی است، نه شرح کامل گیاه‌شناسی؛ بنابراین پاسخ هم باید واژه‌ای کوتاه، شناخته‌شده و مستقیم باشد.

۵

چطور میان گزینه‌ها تصمیم بگیریم؟

تعداد خانه‌ها و نوع بیان سرنخ، پاسخ را روشن می‌کند.

۱
اگر پاسخ سه‌حرفی است

اولین انتخاب «تنه» است. فقط در صورت ناسازگاری قطعی حروف تقاطعی باید به گزینه‌های کم‌کاربردتر فکر کرد.

۲
اگر پاسخ چهارحرفی است

«ساقه» یا «کنده» ممکن است مطرح شوند، اما باید خود سرنخ را دقیق دید: ساقه اصطلاحی گیاهی و کنده معمولاً حاصل بریدن درخت است.

۳
اگر سرنخ قید «به عربی» دارد

آن‌گاه «جذع» می‌تواند پاسخ مناسب باشد. بدون چنین قیدی، برتری همچنان با واژه فارسی و رایج «تنه» است.

۴
اگر منظور بخش باقی‌مانده پس از قطع است

پاسخ از «تنه» به «کنده» تغییر می‌کند. تفاوت در زنده و کامل بودن درخت یا بریده بودن آن است.

۶

نمونه‌های کاربردی برای تشخیص سریع‌تر

هم‌نشینی‌های معمول، معنای واژه را در ذهن تثبیت می‌کنند.

پوست تنه ترک خورده است.قطر تنه اندازه‌گیری شد.شاخه‌ها از تنه جدا می‌شوند.دارکوب به تنه درخت نوک می‌زند.تنه درخت کهنسال پهن است.بخش چوبی اصلی = تنه
نشانه زبانی: هرگاه بتوان «درخت» را پس از پاسخ آورد و ترکیب طبیعی «تنه درخت» ساخت، تطابق معنایی بسیار قوی است. ترکیب «بدنه درخت» نیز در اصل همین بخش را با واژه‌ای توضیحی‌تر بیان می‌کند.
۷

دام‌های رایج در پر کردن خانه‌ها

شباهت موضوعی همیشه به معنای یکی بودن پاسخ نیست.

«ساقه» همیشه معادل دقیق تنه نیستساقه نامی کلی‌تر برای محور هوایی گیاه است، در حالی که تنه معمولاً به ساقه اصلی، ستبر و چوبی درخت گفته می‌شود.
«کنده» الزاماً بدنه کامل درخت نیستوقتی درخت قطع می‌شود، بخش باقی‌مانده یا قطعه ضخیم چوب را کنده می‌نامند. این تصویر با یک درخت ایستاده تفاوت دارد.
تعداد صداها با تعداد خانه‌ها یکی نیستدر جدول فارسی شمارش بر پایه حروف نوشته‌شده است. «تنه» با سه حرف ت، ن و ه در سه خانه قرار می‌گیرد.
معنای دیگر «تنه» پاسخ را عوض نمی‌کنداین واژه برای بخش مرکزی بدن یا وسایل هم استفاده می‌شود، اما حضور «درخت» در سرنخ، معنای گیاهی را کاملاً مشخص می‌کند.
۸

صورت‌های مشابه سرنخ و پاسخ آن‌ها

طراح ممکن است همان پاسخ را با عبارت‌های متفاوت بخواهد.

بدنه درخت
تعریف مستقیم بخش اصلی درخت.
تنه
ساقه اصلی درخت
بیانی کمی تخصصی‌تر برای همان بخش چوبی مرکزی.
تنه
بخش ستبر درخت
تأکید بر ضخامت و استحکام محور اصلی.
تنه
درخت بریده
در این صورت ممکن است منظور قطعه یا باقی‌مانده چوبی باشد.
کنده
تنه به عربی
قید زبانی مسیر پاسخ را از واژه فارسی جدا می‌کند.
جذع
برای سرنخ دقیق «بدنه درخت»، پاسخ استاندارد سه‌حرفی را بنویسید:
تنه

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.