پرش به محتوای اصلی

درخواست کننده در جدول

۸ دقیقه مطالعه
متقاضی (۶ حرف)؛ جایگزین‌ها: خواهان، مستدعی، ملتمس، طالب و سائل.

سرنخ «درخواست کننده» یک پاسخ یگانه و همیشگی ندارد؛ تعداد خانه‌ها و فضای معنایی جدول تعیین می‌کند کدام واژه درست است. در کاربرد عمومی و اداری، متقاضی بهترین حدس آغازین است، اما برای پنج خانه ملتمس و برای چهار خانه طالب یا سائل می‌توانند دقیق‌تر باشند.

اصلاح مهم: «استدعا» به معنی خواهش و درخواست است، نه شخصِ درخواست‌کننده. بنابراین آن را نباید هم‌ردیف متقاضی، خواهان یا مستدعی قرار داد؛ مگر اینکه سرنخ خودِ «درخواست» یا «خواهش رسمی» باشد.

جواب درخواست کننده بر اساس تعداد حروف

در شمارش زیر هر حرف فارسی یک خانه به حساب آمده است. فاصله و نیم‌فاصله خانه جداگانه نمی‌گیرند؛ بنابراین «تقاضاکننده» ده حرف و «درخواست‌کننده» دوازده حرف دارد.

۴ حرفی

طالب، سائل و مدعی. طالب و سائل عمومی‌ترند؛ مدعی بیشتر به بافت حقوقی یا ادعا مربوط می‌شود.

۵ حرفی

ملتمس، متمنی و در بعضی فرهنگ‌ها مقتضی. ملتمس از همه روشن‌تر است؛ دو گزینه دیگر کهن‌تر یا چندمعناترند.

۶ حرفی

متقاضی، خواهان، مستدعی و گاهی داوطلب. این گروه بیشترین احتمال را در جدول‌های رایج دارد.

۷ حرفی

خواستار، خواهنده و خواهشگر. خواستار رایج‌تر است و خواهنده حال‌وهوای ادبی یا قدیمی‌تری دارد.

۹ حرفی

درخواستگر؛ برابر مستقیم و قابل‌فهمی است، هرچند در متن‌های اداری کمتر از متقاضی دیده می‌شود.

۱۰ و ۱۲ حرفی

تقاضاکننده ده حرف و درخواست‌کننده دوازده حرف است. این دو معمولاً در جدول‌های شرح‌دار یا خانه‌های بلند می‌آیند.

کدام پاسخ از همه دقیق‌تر است؟

انتخاب اول متقاضی؛ برای کسی که تقاضای وام، کار، ثبت‌نام، مجوز، خدمت یا دریافت امکانی را مطرح کرده است.
حقوقی خواهان؛ کسی که دعوا را طرح می‌کند و از مرجع قضایی خواسته‌ای دارد. «مدعی» نیز ممکن است بیاید، اما بار معنایی آن گسترده‌تر و گاه منفی است.
رسمی و کهن مستدعی یا ملتمس؛ هر دو واقعاً به شخص درخواست‌کننده اشاره می‌کنند، نه به خود درخواست.
کوتاه طالب یا سائل؛ برای جدول چهارخانه‌ای، با توجه به حروف تقاطعی و لحن سرنخ.

معنی و کاربرد گزینه‌های اصلی

متقاضی — ۶ حرف
دقیق‌ترین پاسخ عمومی برای کسی است که چیزی را درخواست می‌کند. کاربرد آن در زبان امروز زنده، رسمی و روشن است: متقاضی استخدام، متقاضی وام، متقاضی ثبت‌نام یا متقاضی دریافت مجوز. اگر جدول هیچ قرینه دیگری نداده باشد، این واژه منطقی‌ترین نقطه شروع است.
خواهان — ۶ حرف
در زبان عمومی یعنی کسی که چیزی را می‌خواهد یا خواستار آن است. در زبان حقوقی، معنای تخصصی‌تری دارد و به طرفی گفته می‌شود که دعوا یا دادخواست را مطرح کرده است. وجود واژه‌هایی مانند دادگاه، دعوا، دادخواست، خوانده یا محکمه احتمال «خواهان» را بالا می‌برد.
مستدعی — ۶ حرف
برابر دقیق اما رسمی‌تر و قدیمی‌ترِ درخواست‌کننده است؛ یعنی کسی که خواهش یا تقاضایی دارد. این واژه در نامه‌های قدیمی، نثر اداری گذشته و جدول‌هایی که واژگان عربی‌ریشه را ترجیح می‌دهند، احتمال بیشتری دارد.
ملتمس — ۵ حرف
یعنی خواهش‌کننده، تقاضاکننده یا کسی که با اصرار و فروتنی چیزی می‌خواهد. ترکیب آشنای «ملتمس دعا» نیز همین معنای درخواست‌کننده را حفظ کرده است. برای سرنخ پنج‌خانه‌ای، این واژه یکی از قوی‌ترین پاسخ‌هاست.
متمنی — ۵ حرف
به معنی آرزومند، خواهش‌کننده یا درخواست‌کننده آمده است. با این حال، در فارسی امروز بیشتر رنگ ادبی و کهن دارد و از «ملتمس» کم‌کاربردتر است؛ پس بهتر است تنها با تأیید حروف تقاطعی انتخاب شود.
طالب — ۴ حرف
به معنی جوینده، خواهان و کسی است که در پی چیزی است. این واژه همیشه به درخواست رسمی اشاره نمی‌کند، اما در جدول‌ها به سبب کوتاهی و نزدیکی معنایی، پاسخ رایجی برای «درخواست‌کننده» یا «خواستار» است.
سائل — ۴ حرف
می‌تواند پرسنده، خواهنده، درخواست‌کننده یا نیازمندی باشد که چیزی می‌طلبد. اگر سرنخ در فضای سؤال، خواهش، نیاز یا طلب باشد، سائل مناسب است؛ ولی برای درخواست اداری، متقاضی دقیق‌تر خواهد بود.
خواستار — ۷ حرف
کسی که خواهان چیزی است یا تحقق آن را می‌خواهد. «خواستار» از نظر معنایی نزدیک است، اما ممکن است صرفاً میل و خواستن را برساند، نه ثبت یک درخواست رسمی. در سرنخ‌هایی مانند «طالب»، «خواهان» و «جویای چیزی» نیز کاربرد دارد.
خواهنده — ۷ حرف
برابری فارسی و مستقیم برای درخواست‌کننده است. در متون ادبی و قدیمی، خواهنده گاهی به معنی نیازمند، سائل یا حتی خواستگار نیز به کار رفته؛ بنابراین زمینه جدول تعیین می‌کند کدام معنی منظور است.
داوطلب — ۶ حرف
فقط وقتی مناسب است که شخص برای آزمون، شغل، عضویت، خدمت یا مسئولیتی نام‌نویسی و اعلام آمادگی کرده باشد. داوطلب می‌تواند متقاضی باشد، اما هر متقاضی داوطلب نیست؛ مثلاً متقاضی وام را معمولاً داوطلب نمی‌نامند.

گزینه‌های درست اما کم‌احتمال‌تر

مقتضی پنج حرف دارد و در بعضی فرهنگ‌های قدیمی در معنای تقاضاکننده و درخواست‌کننده ثبت شده است؛ بااین‌حال در زبان امروز بیشتر به معنی «لازم»، «مناسب» یا «ایجاب‌کننده» فهمیده می‌شود. به همین دلیل بدون حروف تقاطعی انتخاب مطمئنی نیست. راغب چهار حرف و به معنی مایل و خواهان است، اما الزاماً درخواست‌کننده نیست. شفیع نیز چهار حرف دارد و فقط وقتی درست است که شخص برای دیگری وساطت یا درخواست بخشایش می‌کند.

واژه‌هایی که نباید با شخص درخواست‌کننده اشتباه شوند

استدعا — ۶ حرف خودِ خواهش یا درخواست رسمی است، نه کسی که آن را مطرح می‌کند. شخصِ آن «مستدعی» است.
تقاضا — ۵ حرف نامِ عمل درخواست کردن یا خواسته است. شخصِ تقاضاکننده «متقاضی» نامیده می‌شود.
درخواست — ۷ حرف به خواسته یا عمل درخواست‌کردن اشاره دارد، نه درخواست‌کننده.
دادخواست — ۸ حرف نوشته یا فرم حقوقیِ طرح دعواست. کسی که آن را تقدیم می‌کند در دعوای مدنی «خواهان» است.

تفاوت متقاضی، خواهان و مدعی

متقاضی واژه‌ای عمومی‌تر و اداری است و لزوماً پای دادگاه یا اختلاف در میان نیست. خواهان هم معنای عمومی «خواستار» دارد و هم در حقوق، نام یکی از طرف‌های دعواست. مدعی کسی است که ادعایی را مطرح می‌کند؛ در حقوق قدیم و برخی فرهنگ‌ها ممکن است نزدیک به درخواست‌کننده باشد، اما در زبان روزمره اغلب «ادعاکننده» یا حتی «لاف‌زن» برداشت می‌شود. پس برای یک سرنخ خنثی، مدعی پس از متقاضی و خواهان قرار می‌گیرد.

از روی حروف تقاطعی چگونه انتخاب کنیم؟

پس از مشخص‌کردن تعداد خانه‌ها، حرف اول و آخر بیشترین کمک را می‌کنند. چند الگوی کاربردی:

م••••ی ← متقاضی / مستدعی خ••••ن ← خواهان م•••س ← ملتمس م•••ی ← متمنی / مقتضی ط••ب ← طالب س••ل ← سائل خ•••••ر ← خواستار خ•••••ه ← خواهنده

اگر پاسخ شش حرفی با «م» آغاز و با «ی» تمام می‌شود، دو گزینه جدی متقاضی و مستدعی هستند. حرف دوم آن‌ها مسئله را حل می‌کند: «ت» برای متقاضی و «س» برای مستدعی. اگر پاسخ پنج حرفی با «م» شروع شود، ملتمس، متمنی و مقتضی را کنار هم بگذارید و از حرف آخر کمک بگیرید: ملتمس با «س» و دو گزینه دیگر با «ی» پایان می‌یابند.

املای درست سرنخ و پاسخ‌های ترکیبی

در نثر معیار، صورت درست عبارت «درخواست‌کننده» با نیم‌فاصله است، نه «درخواست کننده» با فاصله کامل. همین قاعده برای «تقاضاکننده» نیز به کار می‌رود. البته در جدول کلمات، نیم‌فاصله خانه‌ای اشغال نمی‌کند و فقط حروف شمرده می‌شوند. شکل درست سائل نیز با همزه نوشته می‌شود؛ نوشتن «سایل» املای معیار این واژه نیست، هرچند در بعضی جدول‌های کم‌دقت دیده می‌شود.

مسیر انتخاب سریع
  • شش خانه و فضای اداری: متقاضی.
  • شش خانه و فضای دادگاه: خواهان.
  • شش خانه و لحن کهن یا رسمی: مستدعی.
  • پنج خانه: ابتدا ملتمس، سپس متمنی یا مقتضی.
  • چهار خانه: طالب یا سائل؛ مدعی فقط با قرینه حقوقی.
  • سرنخ آزمون یا نام‌نویسی: داوطلب نیز محتمل است.

پاسخ نهایی سرنخ

برای سرنخ ساده و بدون قرینه «درخواست کننده»، متقاضی محتمل‌ترین جواب است. اگر تعداد خانه‌ها با آن جور نیست، ترتیب بررسی مناسب چنین است: خواهان و مستدعی برای شش حرف، ملتمس برای پنج حرف، طالب و سائل برای چهار حرف، و خواستار یا خواهنده برای هفت حرف.

«استدعا» را تنها برای سرنخ‌هایی مانند «درخواست»، «خواهش» یا «تقاضای رسمی» در نظر بگیرید؛ برای شخص درخواست‌کننده، «مستدعی» واژه درست است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

۱
ناشناس

نوسمر

۰

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.