برای سرنخ «کوتاهی کننده در جدول»، انتخاب نخست قاصر است؛ واژهای چهارحرفی که در فرهنگهای فارسی مستقیماً با معنی «قصورکننده» و «کوتاهیکننده» آمده و در زبان جدول نیز کاربرد شناختهشدهای دارد. بااینهمه، این سرنخ کاملاً یکجوابی نیست: مقصر هم در معنای دقیق لغوی میتواند کسی باشد که در وظیفهای سستی یا کوتاهی کرده است. بنابراین پاسخ نهایی را باید با حروف تقاطعی سنجید، نه فقط با تداعی روزمرهٔ واژهها.
چرا «قاصر» پاسخ مناسبتری است؟
ساخت سرنخهای جدولی معمولاً بر پایهٔ تعریفهای کوتاه فرهنگ لغت انجام میشود. وقتی تعریف «کوتاهیکننده» بدون اشاره به گناه، جرم، مسئولیت یا خطا مطرح شده باشد، واژهٔ قاصر از نظر صورت تعریف به سرنخ نزدیکتر است. «قاصر» در کاربردهای قدیمی و ادبی به کسی یا چیزی گفته میشود که کوتاه آمده، از انجام کامل کاری ناتوان مانده یا به حد مطلوب نرسیده است.
این واژه فقط دربارهٔ اشخاص به کار نمیرود. در ترکیبهایی مانند «عقل قاصر»، «زبان قاصر» یا «دست قاصر»، مفهوم اصلی نارسایی، ناتوانی و نرسیدن به اندازهٔ لازم است. در سرنخ مورد بحث، همین پیوند میان «قصور» و «کوتاهی» سبب میشود قاصر پاسخ جمعوجور و متعارف جدول باشد.
«قاصر» بهطور مستقیم معنی قصورکننده و کوتاهیکننده میدهد؛ پس بدون افزودن مفهوم جرم یا تقصیر، با صورت سرنخ هماهنگ است.
واژه کوتاه، چهارحرفی و فرهنگنامهای است؛ ویژگیهایی که آن را برای طراحان جدول مناسب میکند.
قصور یعنی کوتاهی یا نارسایی در انجام کار؛ «قاصر» نیز از همین حوزهٔ معنایی میآید.
در فارسی امروز «مقصر» بیشتر «مسئول خطا» فهمیده میشود، اما «قاصر» رنگ فرهنگنامهای و جدولی روشنتری دارد.
معنی دقیق «قاصر»
قاصر صفتی عربیتبار در فارسی است و چند لایهٔ معنایی نزدیک به هم دارد: کوتاهیکننده، قصورکننده، نارسا، عاجز و ناتوان از رسیدن به حد لازم. نقطهٔ مشترک همهٔ این معنیها «کم آوردن» یا «به اندازهٔ کافی نرسیدن» است؛ گاهی این کمبود به توانایی شخص مربوط میشود و گاهی به ظرفیت یک ابزار، زبان، فکر یا امکان.
در زبان رسمی، ترکیب «قاصر از» نیز بسیار دیده میشود؛ مانند «از توضیح کامل موضوع قاصر است». این ساخت نشان میدهد که واژه الزاماً بار سرزنش شدید ندارد و ممکن است صرفاً ناتوانی یا دستنارس بودن را برساند.
«قاصر» و «مقصر»؛ تفاوت واقعی چیست؟
در گفتوگوی روزمره، بیشتر مردم مقصر را برابر «گناهکار»، «خطاکار» یا «کسی که مسئول اتفاق بد است» میدانند. این برداشت درست است، اما همهٔ دامنهٔ معنایی واژه را پوشش نمیدهد. در معنای لغوی و قدیمیتر، مقصر میتواند «کسی که در کار یا تکلیف خود کوتاهی میکند» نیز باشد. بنابراین کنار گذاشتن مطلق مقصر بهعنوان واژهای بیارتباط با سرنخ دقیق نیست.
فرق کاربردی این دو را میتوان چنین فهمید: قاصر بیشتر بر نارسایی، ناتوانی یا کوتاه ماندن تأکید دارد؛ مقصر بیشتر بر مسئولیت، سستیِ قابل انتساب و کوتاهیای تأکید میکند که به شخص نسبت داده میشود. در برخی متنهای حقوقی، اخلاقی و دینی نیز تقابل «قاصر» و «مقصر» بر همین محور شکل میگیرد: قاصر امکان یا توان کافی نداشته، اما مقصر در حدی مسئول کوتاهی خود دانسته میشود.
نارسا، ناتوان، کوتاهیکننده یا کسی که از انجام کامل کار بازمانده است. برای سرنخ خنثی و فرهنگنامهای «کوتاهیکننده» معمولاً انتخاب نخست است.
کسی که در وظیفه کوتاهی کرده یا مسئول خطا شناخته میشود. در جدولی که حرف اول «م» باشد، این پاسخ کاملاً محتمل و از نظر لغوی قابل قبول است.
حروف تقاطعی چگونه پاسخ را قطعی میکنند؟
چون هر دو گزینه چهار حرف دارند و هر دو با «ر» پایان مییابند، کلید اصلی حرف اول و دوم است. اگر خانهٔ اول از پاسخ عمودی یا افقی دیگر به دست آمده باشد، انتخاب تقریباً فوری میشود.
املای درست و دامهای نزدیک
املای پاسخ اصلی قاصر است: با «ق»، سپس «ا»، بعد «ص» و در پایان «ر». تلفظ آن «قاصِر» است. شباهت آوایی ممکن است باعث شود واژه با صورتهای دیگری اشتباه شود، اما در جدول فقط همین املا معتبر است.
- قاسر پاسخ این سرنخ نیست؛ این واژه از ریشهای دیگر است و معنی وادارکننده، زورآور یا غالب میدهد.
- کاصر املای نادرست است؛ واژه با «ق» آغاز میشود.
- قاثر و صورتهای مشابه نیز ناشی از خطای شنیداری یا املاییاند.
- در «مقصّر»، تشدید روی «ص» در جدول نوشته نمیشود و حرف اضافه به شمار نمیآید.
آیا «کاهل» میتواند جواب باشد؟
کاهل نیز چهار حرف دارد و به معنی تنبل، سست و کمکار است، اما با سرنخ «کوتاهیکننده» تطابق مستقیم کمتری دارد. کاهل کسی است که از روی تنآسانی یا سستی کار نمیکند؛ در حالی که قاصر و مقصر مستقیماً با قصور و تقصیر، یعنی کوتاهی در انجام وظیفه، پیوند دارند. اگر سرنخ «تنبل»، «سست در کار» یا «تنآسا» باشد، کاهل پاسخ بسیار مناسبی است؛ اما برای عبارت دقیق حاضر، انتخاب درجهٔ اول نیست.
گزینههای نزدیک و جایگاه هرکدام
واژههایی مانند «غافل»، «مسامح» یا «سهلانگار» ممکن است در جملهای آزاد به کوتاهی در کار نزدیک شوند، اما یا تعداد حروف متفاوت دارند یا معنای اصلیشان دقیقاً همان «کوتاهیکننده» نیست. در حل جدول بهتر است مترادفی انتخاب شود که هم با تعریف مستقیم جور باشد و هم ساخت واژه و حروف تقاطعی آن را تأیید کنند.
کاربرد «قاصر» در جمله
دیدن واژه در جمله کمک میکند تفاوت آن با مقصر بهتر در ذهن بماند:
به همین دلیل، اگر طراح جدول صرفاً یک تعریف واژگانی خنثی داده باشد، «قاصر» انتخاب طبیعیتری است؛ اگر فضای سرنخ دربارهٔ مسئول خطا، متهم یا گناهکار باشد، «مقصر» روشنتر خواهد بود.
انتخاب نهایی برای این سرنخ
با نبودن تعداد خانهها و حروف تقاطعی، پاسخ پیشنهادی قاصر است. این انتخاب با کاربرد رایج در جدولها و تعریف مستقیم «کوتاهیکننده» هماهنگ است. بااینحال، اگر جدول حرف اول «م» و حرف دوم «ق» را قطعی کرده باشد، نباید «مقصر» را غلط دانست؛ آن واژه نیز در معنای کسی که در وظیفه سستی و کوتاهی کرده، معتبر است.
برای نوشتن پاسخ بدون داشتن حروف کمکی، «قاصر» را وارد کنید. اگر الگوی خانهها «م ق ص ر» است، پاسخ «مقصر» خواهد بود. هر دو چهارحرفیاند، اما قاصر برای صورت خنثیِ سرنخ «کوتاهیکننده» اولویت دارد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!