پرش به محتوای اصلی

کلفتی در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم ضخامت ۵ حرف: ض، خ، ا، م، ت

برای سرنخ «کلفتی» در جدول، پاسخ دقیق و رایج ضخامت است. این واژه هم از نظر معنی با سرنخ هماهنگ است و هم در پنج خانه قرار می‌گیرد. اگر تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی با این پاسخ سازگار نیست، باید میان چند واژه نزدیک اما نه کاملاً هم‌معنی تمایز گذاشت.

انتخاب اصلی

چرا «ضخامت» بهترین پاسخ است؟

«کلفتی» در کاربرد معمول، نامِ ویژگی چیزی است که نازک نیست؛ مانند کلفتی دیوار، کلفتی کاغذ، کلفتی شیشه یا کلفتی یک لایه. واژه معیار و روشن برای این مفهوم «ضخامت» است. در زبان جدول نیز سرنخ‌های کوتاه معمولاً با یک مترادف مستقیم پاسخ داده می‌شوند و «کلفتی ← ضخامت» از همین الگو پیروی می‌کند.

مزیت این پاسخ آن است که برخلاف بعضی گزینه‌های نزدیک، به جنس خاصی محدود نیست. می‌توان از ضخامت فلز، پارچه، کتاب، رنگ، یخ، دیواره یا یک پوشش سخن گفت. بنابراین وقتی سرنخ فقط «کلفتی» است و هیچ قید دیگری ندارد، «ضخامت» از واژه‌هایی مانند «قطر» یا «غلظت» عمومی‌تر و مطمئن‌تر است.

ض خ ا م ت
کنترل سریع خانه‌ها: اگر الگوی جدول چیزی شبیه «ض ـ ا ـ ت» یا «ـ خ ا م ـ» باشد، پاسخ تقریباً قطعی است. حرف آغازین «ض» مهم‌ترین نشانه املایی این واژه است.
معنی دقیق

ضخامت چه مفهومی را می‌رساند؟

ضخامت اندازه یا میزان ستبری یک جسم، لایه یا بخش مادی است؛ یعنی فاصله‌ای که میان دو سطح آن در نظر گرفته می‌شود. در گفتار روزمره، همان مفهوم را با «کلفتی» بیان می‌کنیم: کلفتی جلد، کلفتی تخته، کلفتی شیشه یا کلفتی دیوار.

در برخی متن‌ها «ضخامت» معنایی گسترده‌تر از یک اندازه عددی دارد و صرفاً وضعیت ستبر یا درشت‌بودن را می‌رساند. به همین دلیل در جدول کلمات متقاطع، حتی بدون اشاره به واحد اندازه‌گیری، می‌تواند پاسخ مستقیم «کلفتی» باشد.

دقیقجسم و لایه

برای دیوار، ورق، پارچه، شیشه، کاغذ، پوست، رنگ و پوشش، «ضخامت» طبیعی‌ترین انتخاب است.

وابستهمایع و محلول

اگر کلفتی به روان‌بودن یا رقیق‌نبودن مایع اشاره کند، «غلظت» ممکن است بافت سرنخ را بهتر بازتاب دهد.

گزینه‌های نزدیک

اگر پنج خانه نبود، چه پاسخ‌هایی را بررسی کنیم؟

تعداد خانه‌ها در جدول فقط یک محدودیت شکلی نیست؛ گاهی نوع معنی را هم روشن می‌کند. گزینه‌های زیر واقعاً به «کلفتی» نزدیک‌اند، اما هرکدام در بافت خاصی بهتر عمل می‌کنند.

۳قطر
برای لوله، میله، تنه یا جسم گرد محتمل است. بااین‌حال قطر دقیقاً همان ضخامت نیست؛ قطر معمولاً اندازه‌ای است که از پهنای جسم گرد یا مرکز دایره می‌گذرد.
۳ثخن
واژه‌ای ادبی و کم‌کاربردتر به معنای ستبری و کلفتی است. در جدول‌های دشوار یا واژه‌محور ممکن است دیده شود.
۴غلظت
برای مایع، محلول، رنگ، سس یا ماده‌ای که رقیق نیست مناسب‌تر است. اگر سرنخ درباره دیوار یا ورق باشد، معمولاً انتخاب خوبی نیست.
۴ستبر
این واژه صفت است، نه نام ویژگی. زمانی مناسب می‌شود که ساختار سرنخ معنای «کلفت» یا «ضخیم» بدهد، نه خود «کلفتی».
۵ضخامت
پاسخ اصلی، معیار و بی‌قید برای سرنخ «کلفتی». از نظر نقش دستوری نیز اسمِ حالت و ویژگی است.
۵ستبری
مترادفی درست و فارسی‌تر است، اما در کاربرد عمومی از «ضخامت» کمتر رایج است و ممکن است با حروف تقاطعی انتخاب شود.
۵درشتی
معنایی وسیع‌تر دارد و می‌تواند به اندازه، بافت، صدا یا رفتار هم مربوط شود. برای کلفتی فیزیکی، از «ضخامت» کم‌دقت‌تر است.
۵ستبرا
صورت اسمی و ادبیِ مرتبط با ستبری است و در بعضی جدول‌ها دیده می‌شود، به‌ویژه وقتی حروف موجود با «ضخامت» جور درنمی‌آید.

دام املایی مهم: «ضخامت» با ضاد نوشته می‌شود

شکل درست پاسخ ضخامت است. این واژه عربی‌تبار در فارسی معیار با «ض» آغاز و با «ت» پایان می‌یابد؛ صورت‌هایی مانند «زخامت» یا «ظخامت» غلط‌اند. در جدول، اشتباه در همین خانه اول می‌تواند چند پاسخ عمودی یا افقی دیگر را نیز به‌هم بزند.

درست: ضخامت زخامت ظخامت
ابهام آوایی

«کلفتی» در این سرنخ کدام خوانش را دارد؟

نوشتار «کلفتی» بدون حرکت‌گذاری می‌تواند خواننده را برای لحظه‌ای دچار ابهام کند. در این سؤال، منظور واژه ساخته‌شده از صفت «کلفت» به معنای ضخیم و ستبر است؛ یعنی «کلفتیِ یک چیز». این معنا با «ضخامت» برابر می‌شود.

خوانش دیگری از همین نوشتار می‌تواند به شغل یا حالتِ «کُلفَت» در کاربرد قدیمی مربوط باشد. آن معنی هیچ ارتباطی با این سرنخ ندارد. ساختار این سرنخ و معنای رایج آن نشان می‌دهد که موضوع، ویژگی فیزیکیِ ضخیم‌بودن است، نه معنای مربوط به خدمتکار.

نشانه معنایی: اگر بتوانید بعد از سرنخ ترکیب‌هایی مثل «کلفتیِ دیوار» یا «کلفتیِ کاغذ» بسازید، پاسخ «ضخامت» است.
تفاوت‌های کاربردی

ضخامت، قطر و غلظت را با هم اشتباه نکنید

ضخامت: فاصله یا میزان ستبری میان دو سطح؛ مانند ضخامت شیشه، ورق، دیوار یا لایه رنگ.
قطر: اندازه پهنای یک شکل یا جسم گرد؛ مانند قطر لوله، سکه، دایره یا تنه درخت.
غلظت: میزان رقیق یا متراکم‌بودن یک مایع، محلول یا مخلوط؛ مانند غلظت شربت یا رنگ.
ستبری: مترادف زبانیِ نزدیک به ضخامت که بیشتر حالت توصیفی و ادبی دارد.

در گفتار ممکن است کسی بگوید «این سس خیلی کلفت است»، اما در زبان دقیق‌تر «غلظت سس» مناسب‌تر است. در مقابل، درباره یک تخته یا شیشه، «ضخامت» انتخاب درست‌تری است. «قطر» نیز تنها وقتی قوت می‌گیرد که شکل گرد یا استوانه‌ای در سرنخ حضور داشته باشد.

بررسی حروف تقاطعی

چطور پاسخ را در خود جدول قطعی کنیم؟

تعداد خانه‌ها را بشمارید. «ضخامت» پنج حرف دارد و فاصله یا نیم‌فاصله‌ای در آن نیست.
حرف اول را کنترل کنید. اگر خانه نخست «ض» باشد، احتمال پاسخ اصلی بسیار بالا می‌رود.
بافت سرنخ‌های اطراف را ببینید. اشاره به دیوار، ورق، شیشه، پارچه یا لایه، «ضخامت» را تقویت می‌کند؛ اشاره به لوله و دایره ممکن است «قطر» را مطرح کند.
نقش دستوری را بسنجید. «کلفتی» اسم است؛ بنابراین «ضخامت» و «ستبری» از صفت «ستبر» مناسب‌ترند.
گزینه کم‌دقت را فقط با اجبار حروف بپذیرید. «درشتی» یا «قطر» ممکن است در بعضی جدول‌ها جواب شود، اما بدون قرینه، پاسخ نخست نیستند.
نمونه‌های معنایی

چند جایگذاری ساده برای اطمینان از پاسخ

کلفتی شیشه را اندازه گرفتند ← ضخامت شیشه را اندازه گرفتند.
کلفتی دیوار برای عایق‌کاری مهم است ← ضخامت دیوار برای عایق‌کاری مهم است.
کلفتی لایه رنگ یکدست نبود ← ضخامت لایه رنگ یکدست نبود.
کلفتی کاغذ روی کیفیت چاپ اثر دارد ← ضخامت کاغذ روی کیفیت چاپ اثر دارد.

این جایگذاری‌ها نشان می‌دهند که «ضخامت» نه‌فقط یک پاسخ جدولی، بلکه معادل طبیعی و معیار سرنخ در جمله‌های واقعی است.

پاسخ نهایی سرنخ

برای عنوان «کلفتی در جدول»، پاسخ قابل اتکا ضخامت است: واژه‌ای پنج‌حرفی با ترتیب ض ـ خ ـ ا ـ م ـ ت. تنها زمانی سراغ «قطر»، «غلظت»، «ستبری» یا «ستبرا» بروید که تعداد خانه‌ها، موضوع سرنخ یا حروف تقاطعی آشکارا پاسخ دیگری را ایجاب کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.