برای سرنخ «کلفتی» در جدول، پاسخ دقیق و رایج ضخامت است. این واژه هم از نظر معنی با سرنخ هماهنگ است و هم در پنج خانه قرار میگیرد. اگر تعداد خانهها یا حروف تقاطعی با این پاسخ سازگار نیست، باید میان چند واژه نزدیک اما نه کاملاً هممعنی تمایز گذاشت.
چرا «ضخامت» بهترین پاسخ است؟
«کلفتی» در کاربرد معمول، نامِ ویژگی چیزی است که نازک نیست؛ مانند کلفتی دیوار، کلفتی کاغذ، کلفتی شیشه یا کلفتی یک لایه. واژه معیار و روشن برای این مفهوم «ضخامت» است. در زبان جدول نیز سرنخهای کوتاه معمولاً با یک مترادف مستقیم پاسخ داده میشوند و «کلفتی ← ضخامت» از همین الگو پیروی میکند.
مزیت این پاسخ آن است که برخلاف بعضی گزینههای نزدیک، به جنس خاصی محدود نیست. میتوان از ضخامت فلز، پارچه، کتاب، رنگ، یخ، دیواره یا یک پوشش سخن گفت. بنابراین وقتی سرنخ فقط «کلفتی» است و هیچ قید دیگری ندارد، «ضخامت» از واژههایی مانند «قطر» یا «غلظت» عمومیتر و مطمئنتر است.
ضخامت چه مفهومی را میرساند؟
ضخامت اندازه یا میزان ستبری یک جسم، لایه یا بخش مادی است؛ یعنی فاصلهای که میان دو سطح آن در نظر گرفته میشود. در گفتار روزمره، همان مفهوم را با «کلفتی» بیان میکنیم: کلفتی جلد، کلفتی تخته، کلفتی شیشه یا کلفتی دیوار.
در برخی متنها «ضخامت» معنایی گستردهتر از یک اندازه عددی دارد و صرفاً وضعیت ستبر یا درشتبودن را میرساند. به همین دلیل در جدول کلمات متقاطع، حتی بدون اشاره به واحد اندازهگیری، میتواند پاسخ مستقیم «کلفتی» باشد.
دقیقجسم و لایه
برای دیوار، ورق، پارچه، شیشه، کاغذ، پوست، رنگ و پوشش، «ضخامت» طبیعیترین انتخاب است.
وابستهمایع و محلول
اگر کلفتی به روانبودن یا رقیقنبودن مایع اشاره کند، «غلظت» ممکن است بافت سرنخ را بهتر بازتاب دهد.
اگر پنج خانه نبود، چه پاسخهایی را بررسی کنیم؟
تعداد خانهها در جدول فقط یک محدودیت شکلی نیست؛ گاهی نوع معنی را هم روشن میکند. گزینههای زیر واقعاً به «کلفتی» نزدیکاند، اما هرکدام در بافت خاصی بهتر عمل میکنند.
دام املایی مهم: «ضخامت» با ضاد نوشته میشود
شکل درست پاسخ ضخامت است. این واژه عربیتبار در فارسی معیار با «ض» آغاز و با «ت» پایان مییابد؛ صورتهایی مانند «زخامت» یا «ظخامت» غلطاند. در جدول، اشتباه در همین خانه اول میتواند چند پاسخ عمودی یا افقی دیگر را نیز بههم بزند.
«کلفتی» در این سرنخ کدام خوانش را دارد؟
نوشتار «کلفتی» بدون حرکتگذاری میتواند خواننده را برای لحظهای دچار ابهام کند. در این سؤال، منظور واژه ساختهشده از صفت «کلفت» به معنای ضخیم و ستبر است؛ یعنی «کلفتیِ یک چیز». این معنا با «ضخامت» برابر میشود.
خوانش دیگری از همین نوشتار میتواند به شغل یا حالتِ «کُلفَت» در کاربرد قدیمی مربوط باشد. آن معنی هیچ ارتباطی با این سرنخ ندارد. ساختار این سرنخ و معنای رایج آن نشان میدهد که موضوع، ویژگی فیزیکیِ ضخیمبودن است، نه معنای مربوط به خدمتکار.
ضخامت، قطر و غلظت را با هم اشتباه نکنید
در گفتار ممکن است کسی بگوید «این سس خیلی کلفت است»، اما در زبان دقیقتر «غلظت سس» مناسبتر است. در مقابل، درباره یک تخته یا شیشه، «ضخامت» انتخاب درستتری است. «قطر» نیز تنها وقتی قوت میگیرد که شکل گرد یا استوانهای در سرنخ حضور داشته باشد.
چطور پاسخ را در خود جدول قطعی کنیم؟
چند جایگذاری ساده برای اطمینان از پاسخ
این جایگذاریها نشان میدهند که «ضخامت» نهفقط یک پاسخ جدولی، بلکه معادل طبیعی و معیار سرنخ در جملههای واقعی است.
پاسخ نهایی سرنخ
برای عنوان «کلفتی در جدول»، پاسخ قابل اتکا ضخامت است: واژهای پنجحرفی با ترتیب ض ـ خ ـ ا ـ م ـ ت. تنها زمانی سراغ «قطر»، «غلظت»، «ستبری» یا «ستبرا» بروید که تعداد خانهها، موضوع سرنخ یا حروف تقاطعی آشکارا پاسخ دیگری را ایجاب کند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!