برای سرنخ «کار بیهوده» در جدول کلمات متقاطع، دقیقترین پاسخ عبث است. این واژه هم از نظر معنا دقیقاً با سرنخ جور درمیآید، هم سهحرفی است و هم در زبان معیار برای کار بیفایده، بیهدف یا بینتیجه به کار میرود. مهمترین نکته هنگام وارد کردن جواب، حرف پایانی آن است: ث، نه «س» و نه «ص».
«عبث» به کاری گفته میشود که هدف روشن، فایده قابل اعتنا یا نتیجه معناداری ندارد. بنابراین وقتی طراح جدول سرنخ را به صورت کوتاه و اسمیِ «کار بیهوده» مینویسد، از میان هممعناهای ممکن، «عبث» نزدیکترین و کمحرفترین پاسخ است. ساختار سرنخ نیز با آن هماهنگ است: سرنخ درباره خودِ کار یا عمل بیهوده است، نه درباره چیزی که تلف شده یا شخصی که بیهودهکاری میکند.
در گفتار روزمره ممکن است بگوییم «کار بیفایده»، «کار الکی» یا «تلاش بینتیجه»، اما جدول معمولاً واژهای فشرده، فرهنگنامهای و بدون فاصله میخواهد. «عبث» همین نقش را در سه خانه پر میکند.
شناسنامه کوتاه پاسخ
تعداد خانهها و چینش حروف
«عبث» در جدول فارسی سه حرف دارد. حرکتهای کوتاهِ تلفظی نوشته نمیشوند و هر یک از حروف «ع»، «ب» و «ث» یک خانه را میگیرد:
اگر جدول راستبهچپ باشد، واژه از خانه سمت راست با «ع» آغاز میشود. در جدولهای تصویری یا اپلیکیشنها جهتِ شمارهگذاری ممکن است متفاوت باشد، اما ترتیب نوشتاری واژه تغییر نمیکند.
تفاوت «عبث» با «عبس»؛ دام املایی اصلی
املای درست برای این سرنخ
معنای آن بیهوده، بیفایده و بدون غرض یا نتیجه مطلوب است. پس برای «کار بیهوده» باید همین شکل را با حرف پایانی «ث» نوشت.
واژهای دیگر با معنایی متفاوت
«عبس» از نظر نوشتاری شبیه است، اما به معنای اخم کرد، چهره درهم کشید یا ترشرویی کرد به کار میرود و پاسخ این سرنخ نیست.
شکل «عبص» نیز برای این معنا املای معیار و پذیرفتهای نیست. دلیل خطا روشن است: در فارسی امروز «س»، «ص» و «ث» اغلب صدای یکسانی دارند، اما نوشتار واژه بر پایه شکل تثبیتشده آن است. در حل جدول، شنیدن واژه کافی نیست؛ باید املای دقیق را شناخت.
«عبث» دقیقاً چه معنایی میدهد؟
هسته معنایی «عبث» نبودنِ غایت و فایده است. ممکن است کاری انجام شود، زمان و انرژی هم صرف آن شود، اما نتیجهای متناسب با تلاش به دست نیاید یا از ابتدا هدف معقولی در کار نباشد. در چنین بافتی میتوان گفت آن کار «عبث» بوده است.
این واژه گاهی نقش صفت دارد؛ مانند «تلاش عبث». گاهی نیز در ترکیب «کار عبث» به خودِ عمل بیهوده اشاره میکند. در متنهای رسمیتر، «عبث بودن» بر بیهدفی یا بیفایدگی تأکید میکند. بنابراین سرنخ «کار بیهوده» نه فقط یک شباهت تقریبی، بلکه معادل معنایی بسیار نزدیکِ «عبث» است.
چرا «هدر» پاسخ اول نیست؟
«هدر» نیز سه حرف دارد و با مفهوم تلفشدن و بیحاصل ماندن مرتبط است، اما از نظر دستوری و معنایی معمولاً نتیجه یا مصرف نابجای چیزی را توصیف میکند: «وقت هدر رفت» یا «هدر دادن نیرو». در مقابل، «عبث» مستقیماً کیفیتِ خودِ کار را بیان میکند؛ یعنی آن کار بیهوده است. به همین دلیل برای صورت دقیقِ سرنخ «کار بیهوده»، «عبث» انتخاب طبیعیتری است.
گزینههای جایگزین؛ فقط وقتی تعداد خانهها فرق دارد
هممعنا بودن بهتنهایی کافی نیست. پاسخ جدول باید هم با تعریف سازگار باشد و هم دقیقاً در تعداد خانهها جا بگیرد. گزینههای زیر ممکن است در سرنخهای نزدیک دیده شوند، اما همگی جایگزین همیشگی «عبث» نیستند:
بیشتر برای «ضایع»، «تلفشده» یا چیزی که بیثمر مصرف شده مناسب است. برای «کار بیهوده» از نظر دقت معنایی یک درجه ضعیفتر از «عبث» است.
در زبان محاوره به معنای بیدلیل، ساختگی یا بیهوده میآید. اگر لحن سرنخ خودمانی باشد و چهار خانه داشته باشد، احتمال آن مطرح میشود.
میتواند معنای بیاساس، نادرست، بیاثر یا بینتیجه بدهد. با این حال دامنه معنایی آن از «کار بیهوده» گستردهتر است.
بیشتر درباره سخن پوچ، بیمعنا یا بیهوده کاربرد دارد؛ بنابراین برای سرنخهایی مانند «سخن بیهوده» مناسبتر است تا «کار بیهوده».
در برخی ترکیبهای قدیمی یا ادبی میتواند معنای بیهوده و بیمصرف داشته باشد، اما در فارسی امروز معانی دیگری نیز دارد و بدون قرینه انتخاب نخست نیست.
معادل توضیحی و مستقیم است، ولی طولانیتر است. نیمفاصله خانه جداگانه محسوب نمیشود و حروف آن «ب، ی، ف، ا، ی، د، ه» هستند.
چطور بین چند جواب نزدیک تصمیم بگیریم؟
اول خانهها را بشمارید. اگر سه خانه دارید، «عبث» و «هدر» از نظر طول ممکناند، اما گزینههای چهارحرفی کنار میروند.
نقش معنایی را بسنجید. سرنخ درباره «خودِ کار» است؛ پس واژهای که بیهودگیِ عمل را توصیف کند بر واژهای که تلفشدنِ نتیجه را میرساند برتری دارد.
تقاطعها را وارد کنید. الگوی «ع ـ ث» تقریباً جواب را قطعی میکند. الگوی «ه ـ ر» احتمال «هدر» را بالا میبرد و شاید نشان دهد سرنخ یا برداشت شما کمی متفاوت بوده است.
املای واژه را کنترل کنید. حتی اگر تلفظ درست شنیده شود، حرف سوم «عبث» باید «ث» باشد. نوشتن «عبس» معنای واژه را عوض میکند.
نمونههای کاربردی برای تثبیت معنی
«بدون اطلاعات کافی، ادامه این بحث عبث است.» یعنی ادامه بحث فایدهای ندارد.
«برای قانعکردن او تلاش عبث نکن.» یعنی تلاشی که نتیجهای نخواهد داشت.
«این همه رفتوآمد، کاری عبث بود.» یعنی آن کار بیحاصل و بیهوده بود.
این نمونهها نشان میدهند «عبث» الزاماً به معنای «غلط» یا «دروغ» نیست. ممکن است کاری از نظر اخلاقی یا منطقی نادرست نباشد، اما چون هدف و نتیجه سودمندی ندارد، عبث شمرده شود. همین تفاوت باعث میشود «باطل»، «یاوه» و «عبث» در همه جملهها قابل جایگزینی با یکدیگر نباشند.
سرنخهای نزدیک که ممکن است همین پاسخ را بخواهند
احتمال پاسخ «عبث» بالا است وقتی سرنخ یکی از این صورتها باشد:
- بیهوده
- کار بیفایده
- تلاش بیهوده
- کار بدون نتیجه
- بیهدف و بیثمر
با این حال، عبارت دقیق سرنخ و تعداد خانهها را کنار هم ببینید. مثلاً «سخن بیهوده» ممکن است «یاوه» یا «مهمل» بخواهد، «تلفشده» میتواند «هدر» باشد و «بیاساس» گاهی «باطل» را طلب میکند. تشخیص درست از ترکیب معنا، طول پاسخ و حروف متقاطع به دست میآید.
نکته نهایی برای ثبت جواب
برای عنوان «کار بیهوده در جدول»، پاسخ ذخیرهشده عبث درست است. این جواب سه خانه دارد، با حرف «ع» شروع میشود و با «ث» پایان مییابد. گزینههای دیگر تنها در صورت تفاوت تعداد خانهها، لحن سرنخ یا حروف تقاطعی ارزش بررسی دارند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!