پرش به محتوای اصلی

پیمان شکنی در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلی سرنخ «پیمان شکنی» در جدول: عهدشکنی ۷ حرف، بدون فاصله

برای این سرنخ، «عهدشکنی» دقیق‌ترین و محتمل‌ترین جواب است؛ هم از نظر معنا کاملاً با «پیمان‌شکنی» برابر است و هم در جدول‌های فارسی به‌عنوان یک معادل مستقیم و شناخته‌شده به کار می‌رود. بااین‌حال، تعداد خانه‌ها می‌تواند پاسخ را تغییر دهد و گزینه‌های کوتاه‌تری مانند «غدر» یا «نقض عهد» را مطرح کند.

چرا پاسخ اصلی «عهدشکنی» است؟

سرنخ «پیمان شکنی» یک اسمِ عمل می‌خواهد؛ یعنی واژه‌ای که خودِ رفتارِ زیر پا گذاشتن عهد را نام‌گذاری کند، نه شخصی را که چنین کاری انجام می‌دهد. «عهدشکنی» دقیقاً همین نقش را دارد: «عهد» هم‌معنای پیمان است و «شکنی» انجام دادنِ عملِ شکستن را می‌رساند. بنابراین ساختار دو ترکیب نیز تقریباً آینه یکدیگر است: پیمان + شکنی، در برابر عهد + شکنی.

این نزدیکی فقط یک شباهت آزاد معنایی نیست. «عهدشکنی» به‌طور مشخص بر وفا نکردن به قول، قرارداد، میثاق یا تعهد دلالت می‌کند. در مقابل، واژه‌هایی مانند «خیانت» دامنه‌ای بسیار گسترده‌تر دارند و ممکن است درباره امانت، رابطه عاطفی، کشور، اعتماد یا مسئولیت نیز به کار روند. به همین دلیل، وقتی تعداد خانه‌ها با هفت حرف سازگار است، «عهدشکنی» از گزینه‌های عمومی‌تر دقیق‌تر است.

تطابق معنایی هر دو ترکیب به شکستن عهد و عمل نکردن به تعهد اشاره می‌کنند.
تطابق دستوری سرنخ و پاسخ هر دو اسمِ عمل‌اند، نه صفت یا نامِ شخص.
رواج در جدول «عهدشکنی» پاسخی روشن، بی‌ابهام و مناسبِ خانه‌های هفت‌تایی است.

تعداد حروف «عهدشکنی» چگونه شمرده می‌شود؟

در جدول کلمات، فاصله، نیم‌فاصله و حرکت‌های نوشتاری خانه جداگانه نمی‌گیرند. رشته حروف «عهدشکنی» از هفت حرف ساخته شده است:

ع ه د ش ک ن ی

پس اگر در مسیر افقی یا عمودی هفت خانه دارید و حروف تقاطعی نیز با این چینش هماهنگ‌اند، پاسخ تقریباً قطعی است. توجه کنید که «پیمان‌شکنی» خودِ سرنخ است و ۹ حرف دارد: پنج حرفِ «پیمان» و چهار حرفِ «شکنی». این تفاوت شمارش گاهی باعث اشتباه می‌شود.

نکته املایی: در متن ویراسته، «پیمان‌شکنی» با نیم‌فاصله خواناتر است. برای پاسخ اصلی، صورت «عهدشکنی» رایج و روشن است. اگر جایی «عهد شکنی» با فاصله کامل دیده شود، در منطق جدول باز هم همان هفت حرف محاسبه می‌شود.

گزینه‌های محتمل بر اساس تعداد خانه‌ها

نباید هر مترادفی را صرفاً به دلیل نزدیکی معنایی وارد جدول کرد. گزینه درست باید هم با شمار خانه‌ها و هم با حروف مشترک جور باشد. موارد زیر واقعاً به این سرنخ نزدیک‌اند، اما درجه دقت و کاربردشان یکسان نیست.

غدر ۳ حرف

واژه‌ای کهن و رایج در جدول‌های دشوار، به معنای بی‌وفایی، نقض عهد و خیانت در پیمان. برای سه خانه، نخستین گزینه جدی است.

ختر ۳ حرف

واژه‌ای عربی و بسیار کم‌کاربرد در فارسی امروز، با معنای غدر و پیمان‌شکنی شدید. ممکن است در جدول‌های لغوی سخت دیده شود، اما پاسخ پیش‌فرض نیست.

نقض ۳ حرف

از نظر کلی به شکستن و باطل کردن اشاره دارد، ولی به‌تنهایی الزاماً «پیمان» را نمی‌رساند. هنگامی مناسب است که تقاطع‌ها آن را تأیید کنند یا سرنخ کوتاه و فشرده طراحی شده باشد.

خیانت ۵ حرف

در برخی جدول‌ها پذیرفتنی است، اما معنایش از پیمان‌شکنی گسترده‌تر است. اگر سرنخ دقیقاً بر عهد و قرارداد تأکید داشته باشد، این پاسخ انتخاب دوم است.

بدعهدی ۶ حرف

هم‌معنایی نزدیک و طبیعی دارد و بر پایبند نبودن به عهد دلالت می‌کند. برای شش خانه، از «خیانت» اختصاصی‌تر و معمولاً مناسب‌تر است.

نقض عهد ۶ حرف

ترکیبی دقیق برای شکستن پیمان است. فاصله در جدول خانه نمی‌گیرد؛ بنابراین سه حرف «نقض» و سه حرف «عهد» در مجموع شش خانه می‌سازند.

خلف عهد ۶ حرف

ترکیبی رسمی‌تر و ادبی‌تر به معنای عمل نکردن به عهد. در جدول‌های کلاسیک و واژه‌محور احتمال بیشتری دارد تا در جدول‌های ساده روزمره.

عهدگسلی ۷ حرف

از نظر معنا درست و نزدیک است، اما نسبت به «عهدشکنی» رواج کمتری دارد. تنها وقتی حروف تقاطعی با «گسل» سازگار باشند بر پاسخ اصلی مقدم می‌شود.

بی‌وفایی ۷ حرف

مفهومی نزدیک، ولی عام‌تر است؛ ممکن است بی‌وفایی بدون وجود پیمان رسمی نیز رخ دهد. برای هفت خانه، «عهدشکنی» دقیق‌تر باقی می‌ماند.

خلف وعده ۷ حرف

بیشتر به انجام ندادن یک قول یا وعده اشاره دارد. هر وعده می‌تواند تعهد باشد، اما «عهد» معمولاً از وعده محکم‌تر و دوطرفه‌تر تلقی می‌شود.

ترتیب پیشنهادی برای حل: اگر هفت خانه دارید، ابتدا «عهدشکنی» را امتحان کنید؛ اگر سه خانه است «غدر» را پیش از «ختر» و «نقض» بسنجید؛ برای شش خانه نیز «بدعهدی» و «نقض عهد» گزینه‌های اصلی‌اند.

تفاوت «عهدشکنی» با واژه‌های نزدیک

عهدشکنی و خیانت
عهدشکنی نوع مشخصی از خیانت است که محور آن یک عهد، قول یا پیمان قبلی است. خیانت می‌تواند بدون پیمانِ صریح نیز اتفاق بیفتد؛ بنابراین معنای آن عام‌تر است.
عهدشکنی و بی‌وفایی
بی‌وفایی بر نبود وفاداری تأکید می‌کند، اما عهدشکنی بر شکستن تعهدی مشخص. در یک سرنخ دقیقِ جدولی، وجود واژه «پیمان» کفه را به سود «عهدشکنی» سنگین می‌کند.
عهدشکنی و خلف وعده
خلف وعده معمولاً درباره قولی است که انجام نشده؛ عهدشکنی می‌تواند قرارداد، میثاق، سوگند یا تعهد دوطرفه را نیز دربر بگیرد. این دو همیشه کاملاً قابل جایگزینی نیستند.
عهدشکنی و نقض
«نقض» واژه‌ای عمومی برای شکستن یا بی‌اعتبار کردن است. با افزودن «عهد» معنای مورد نظر کامل می‌شود؛ ازاین‌رو «نقض عهد» دقیق است، اما «نقض» به‌تنهایی به قرینه بیشتری نیاز دارد.
عهدشکنی و غدر
«غدر» کوتاه، ادبی و قدیمی‌تر است و معمولاً بار منفیِ خیانت و فریب را نیز همراه دارد. «عهدشکنی» در فارسی امروز شفاف‌تر و بی‌واسطه‌تر فهمیده می‌شود.

دام‌های رایج هنگام پر کردن خانه‌ها

  • اشتباه در شمارش: «نقض» سه حرف است، نه چهار؛ «ختر» نیز سه حرف است. نقطه‌ها یا شکل ظاهری حروف در شمار خانه‌ها اثری ندارند.
  • یکی دانستن همه مترادف‌ها: «خیانت» و «بی‌وفایی» نزدیک‌اند، اما همیشه به پیمان مشخص اشاره نمی‌کنند.
  • نادیده گرفتن نقش دستوری: «عهدشکن» شخص یا صفت است، ولی «عهدشکنی» نامِ عمل. سرنخ حاضر نامِ عمل را می‌طلبد.
  • حساب کردن فاصله: در ترکیب‌هایی مانند «نقض عهد» یا «خلف عهد»، فاصله خانه جداگانه ندارد.
  • انتخاب واژه نادر بدون قرینه: «ختر» معتبر است، اما تنها به دلیل عجیب بودن نباید جای «غدر» یا «عهدشکنی» بنشیند.

اگر حروف تقاطعی ناقص باشند، چگونه تصمیم بگیریم؟

در جدول، معنا فقط نیمی از راه است. الگوی حروف، پاسخ نهایی را مشخص می‌کند. برای نمونه، اگر پاسخ هفت‌حرفی باشد و حرف چهارم «ش» باشد، الگوی «ع ه د ش ک ن ی» کاملاً با «عهدشکنی» هماهنگ می‌شود. اگر حرف چهارم «گ» باشد، «عهدگسلی» محتمل‌تر خواهد شد. در پاسخ سه‌حرفی نیز شروع با «غ» به سود «غدر» است، در حالی که شروع با «خ» می‌تواند «ختر» را مطرح کند.

همچنین به نوع جدول توجه کنید. در جدول عمومی و روزنامه‌ای، پاسخ‌های رایج‌تر اولویت دارند؛ در جدول ادبی، قرآنی یا واژه‌های مهجور، گزینه‌هایی مانند «غدر»، «ختر» یا «خلف عهد» شانس بیشتری پیدا می‌کنند. دشوار بودن جدول به‌تنهایی دلیل استفاده از واژه نادر نیست، اما سطح واژگانی طراح یک قرینه مهم محسوب می‌شود.

آیا «عهدشکن» هم می‌تواند پاسخ باشد؟

فقط وقتی سرنخ درباره شخص باشد؛ مثلاً «پیمان شکن» یا «کسی که به عهد وفا نمی‌کند». برای عنوان «پیمان شکنی»، صورت اسمیِ «عهدشکنی» دقیق‌تر است.

آیا «غدر» دقیقاً همان پیمان‌شکنی است؟

بله، در کاربرد لغوی به نقض عهد و بی‌وفایی گفته می‌شود، ولی معمولاً رنگ ادبی و کهن دارد و گاهی مفهوم فریب و خیانت را نیز پررنگ‌تر می‌کند.

چرا «ختر» پاسخ اول پیشنهاد نمی‌شود؟

چون با وجود اعتبار لغوی، در فارسی امروز بسیار نادر است. در سه خانه، «غدر» برای بیشتر جدول‌ها شناخته‌شده‌تر است؛ «ختر» زمانی قوت می‌گیرد که حروف تقاطعی یا موضوع جدول آن را تأیید کنند.

برای هفت خانه «بی‌وفایی» بهتر است یا «عهدشکنی»؟

با سرنخ دقیق «پیمان شکنی»، «عهدشکنی» بهتر است؛ زیرا مستقیم به عهد و پیمان مربوط می‌شود. «بی‌وفایی» دامنه معنایی وسیع‌تری دارد.

خوانش درست و کاربرد در جمله

«عهدشکنی» با کسره روی بخش «شِکَنی» خوانده می‌شود: عَهدشِکَنی. این واژه هم در زبان رسمی و هم در گفتار قابل فهم است. نمونه‌های طبیعی آن عبارت‌اند از: «عهدشکنی اعتماد میان دو طرف را از بین برد»، «قرارداد برای جلوگیری از عهدشکنی ضمانت اجرا داشت» و «او رفتار طرف مقابل را عهدشکنی دانست». در همه این نمونه‌ها، یک تعهد قبلی وجود دارد که رعایت نشده است.

این واژه را نباید با «عهدشکن» اشتباه کرد. «عهدشکن» به فرد یا گروهی گفته می‌شود که پیمان را می‌شکند، اما «عهدشکنی» خودِ رفتار یا رویداد است. همین تمایز کوچک در جدول بسیار مهم است، زیرا تغییر پسوند «ی» هم نقش دستوری را عوض می‌کند و هم تعداد خانه‌ها را از شش به هفت می‌رساند.

پاسخ نهایی: برای سرنخ «پیمان شکنی در جدول»، جواب پیشنهادی و اصلی عهدشکنی است.

این پاسخ هفت حرف دارد و از نظر معنا، ساختار و کاربرد از گزینه‌هایی مانند «خیانت» و «بی‌وفایی» دقیق‌تر است. تنها در صورت ناسازگاری تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی، پاسخ‌های دیگری مانند «غدر» سه‌حرفی، «بدعهدی» شش‌حرفی یا «نقض عهد» شش‌حرفی را بررسی کنید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.