پرش به محتوای اصلی

پرگوشت در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: لحیم — چهارحرفی، به معنای پرگوشت و فربه.

در این سرنخ، پاسخ درست لحیم است. این واژه در فارسی امروز بیشتر ما را به «لحیم‌کاری» و اتصال فلزها می‌اندازد، اما یک معنای کهن و واژه‌نامه‌ایِ جداگانه نیز دارد: صفتی برای شخص، بدن یا چیزی که گوشت فراوان دارد. همین چندمعنایی باعث شده است «پرگوشت» از آن سرنخ‌هایی باشد که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، ولی پاسخ مورد نظرش فوراً به ذهن نمی‌آید.

پاسخ اصلیلحیم
تعداد حروف۴ حرف
نقش در این سرنخصفت: پرگوشت، فربه

چرا «لحیم» دقیق‌ترین پاسخ است؟

«لحیم» در معنای وصفی، برای کسی یا چیزی به کار می‌رود که گوشت بدن یا بافت گوشتیِ فراوان دارد؛ بنابراین با تعریف «پرگوشت» تطابق مستقیم دارد. این پاسخ نه از راه تداعی آزاد، بلکه از یک معنای ثبت‌شده و مستقل به دست می‌آید. در زبان عربی نیز واژه از خانوادهٔ لَحم به معنای گوشت است و ساخت آن بر پُری و فراوانی گوشت دلالت می‌کند.

برای حل‌کنندهٔ جدول، مهم‌ترین قرینه طول پاسخ است. «لحیم» از چهار نویسهٔ فارسی تشکیل می‌شود و اگر خانه‌های تقاطعی به ترتیب با «ل»، «ح»، «ی» و «م» سازگار باشند، احتمال پاسخ دیگری بسیار کم می‌شود.

ل ح ی م

املای درست: «لحیم» با حرف «ح» و «ی» فارسی؛ نه «لهیم»، نه «لثیم» و نه «لحام».

دو معنای متفاوت با یک املای یکسان

گره اصلی این سؤال در چندمعنایی بودن واژه است. «لحیم» در نوشتار فارسی بدون حرکت نوشته می‌شود و دو کاربرد متفاوت آن از متن جمله تشخیص داده می‌شود. یکی معنای فنی و روزمره است و دیگری معنای وصفی و لغوی که در جدول به کار رفته است.

لحیم به معنای پرگوشت

صفتی به معنای گوشتناک، گوشت‌دار، فربه یا دارای اندام پُر. در سرنخ «پرگوشت» همین معنی خواسته شده است.

لحیم در کار فنی

نام ماده یا آلیاژی برای پیوند دادن قطعات فلزی، یا خود اتصال حاصل از آن. این معنی با سرنخ حاضر ارتباطی ندارد.

پس دیدن واژهٔ «لحیم» نباید ذهن را فقط به هویه، سیم لحیم یا تعمیر قطعات ببرد. جدول از معنای کمتر رایج اما کاملاً معتبرِ صفت استفاده کرده است.

ریشه و ساخت معنایی واژه

هستهٔ معنایی «لحیم» از ریشهٔ عربی «ل‌ح‌م» می‌آید؛ همان خانواده‌ای که واژهٔ «لَحم» به معنای گوشت در آن قرار دارد. «لَحیم» بر وزن «فعیل» ساخته شده و در کاربرد وصفی، حالت پایدار یا برجستهٔ داشتن گوشت فراوان را می‌رساند. به بیان ساده، رابطهٔ معنایی آن با «پرگوشت» مستقیم است: لحم یعنی گوشت و لحیم یعنی کسی یا چیزی که گوشت بسیار دارد.

این پیوند ریشه‌ای یک راه به‌خاطرسپاری خوب نیز می‌سازد. هرگاه در جدول با «پرگوشت»، «گوشتناک»، «گوشت‌دار» یا گاهی «فربه» روبه‌رو شدید و پاسخ چهارحرفی بود، خانوادهٔ «لحم» را به یاد بیاورید و «لحیم» را با حروف تقاطعی امتحان کنید.

فرمول یادسپاری: لحم = گوشت؛ لحیم = دارای گوشت فراوان.

تفاوت «لحیم» با گزینه‌های نزدیک

سرنخ «پرگوشت» چند مترادف واقعی دارد، اما همهٔ آن‌ها ارزش یکسانی برای این پاسخ مشخص ندارند. تعداد خانه‌ها، حروف تقاطعی و دقت معنایی تعیین می‌کند کدام گزینه انتخاب شود.

لحیم
پاسخ اصلی
چهارحرفی و از نظر واژه‌نامه‌ای دقیقاً به معنای پرگوشت و فربه است. افزون بر این، چندمعنایی بودنش با سبک رایج سرنخ‌های دشوار جدول سازگار است.
فربه
مترادف محتمل
چهارحرفی و در فارسی بسیار آشناست. اگر حروف تقاطعی در اختیار نباشد، می‌تواند پاسخ یک جدول دیگر باشد؛ اما برای این مدخل، پاسخ ثبت‌شده و واژهٔ هدف «لحیم» است.
سمین
مترادف محتمل
چهارحرفی و به معنای چاق و فربه است. با این حال بیشتر بر چاقی و فربهی دلالت دارد، در حالی که «لحیم» از نظر ریشه مستقیماً به فراوانی گوشت اشاره می‌کند.
شحیم
وابسته به چربی
واژه‌ای چهارحرفی و نزدیک به «فربه» است، اما پیوند اصلی آن با «شَحم» یعنی پیه و چربی است. برای سرنخ دقیق «پرگوشت»، «لحیم» انتخاب روشن‌تری است.
لحم
پاسخ مستقیم نیست
سه‌حرفی و به معنای خودِ «گوشت» است، نه صفت «پرگوشت». ممکن است در سرنخ‌هایی مانند «گوشت به عربی» پاسخ باشد، اما جایگزین دقیق «لحیم» در این سؤال نیست.
لحام
نامناسب
با «لحیم» اشتباه نشود. «لحام» بسته به خوانش و بافت می‌تواند به قصاب، گوشت‌فروش، جوش یا جوشکاری مربوط باشد؛ معنای صفتیِ روشنِ «پرگوشت» برای پاسخ حاضر ندارد.
پروار
پنج‌حرفی
برای حیوان یا انسانی که خوب پرورده و فربه شده به کار می‌رود. از نظر معنا نزدیک است، اما پنج حرف دارد و با الگوی چهارخانه‌ای «لحیم» جور نیست.

املا و خوانش درست در جدول

پاسخ با چهار حرف ل + ح + ی + م نوشته می‌شود. حرف دوم «ح» است؛ یعنی همان «ح» در «حرف»، نه «ه». وجود «ی» در میانه نیز ضروری است. حذف آن واژه را به «لحم» تبدیل می‌کند که هم کوتاه‌تر است و هم معنای دیگری دارد.

در متن‌های معمول فارسی، اعراب نوشته نمی‌شود؛ از همین رو معنای صفتی و معنای فنی روی صفحه دقیقاً یک شکل دارند. با حرکت‌گذاری دقیق عربی، صورت وصفی «لَحِیم» خوانده می‌شود. برای وارد کردن پاسخ در خانه‌های جدول، البته فقط شکل بی‌اعراب «لحیم» لازم است.

  • حرف اول: ل
  • حرف دوم: ح، نه ه
  • حرف سوم: ی
  • حرف چهارم: م
  • فاصله، نیم‌فاصله یا نشانهٔ اضافی ندارد

چطور با حروف تقاطعی پاسخ را قطعی کنیم؟

اگر فقط تعریف «پرگوشت» را ببینیم، «فربه»، «سمین» و «لحیم» هر سه چهارحرفی‌اند. بنابراین در یک جدول ناشناخته باید تقاطع‌ها را جدی گرفت. وجود «ح» در خانهٔ دوم یا «ی» در خانهٔ سوم تقریباً مسیر را به سوی «لحیم» می‌برد؛ زیرا دو مترادف رایج‌تر، چنین الگویی ندارند.

الگوی ناقص ل ح _ م نیز بسیار گویاست و با قرار دادن «ی» کامل می‌شود. برعکس، اگر پاسخ با «ف» آغاز شود، «فربه» مطرح می‌شود و اگر با «س» آغاز شود، «سمین» احتمال بیشتری دارد. در مدخل حاضر، پاسخ مورد نظر همان «لحیم» است.

نشانهٔ طلایی: چهار خانه + حرف دوم «ح» = «لحیم».

کاربرد معنای وصفی «لحیم»

این کاربرد در گفت‌وگوی روزمرهٔ امروز کم‌شنیده‌تر از معنای فنی است، اما در زبان ادبی، پزشکی قدیم و توصیف‌های واژه‌نامه‌ای سابقه دارد. ترکیب‌هایی مانند «مرد لحیم»، «بدن لحیم» یا توصیف چیزی با بافت گوشتی و پُر، بر همان مفهوم گوشت‌داری و فربهی تکیه می‌کنند.

کم‌کاربرد بودن یک معنا به معنای نادرست بودن آن نیست. جدول‌ها اغلب از لایه‌های قدیمی‌تر زبان، واژه‌های عربیِ جاافتاده در فارسی و معانی ثانویه استفاده می‌کنند. امتیاز «لحیم» برای طراح جدول نیز همین است: واژه کوتاه است، چهار حرف متداول دارد و در عین حال حل‌کننده را با معنای آشناترِ صنعتی منحرف می‌کند.

پرسش‌های دقیق درباره این پاسخ

آیا «لحیم» واقعاً به معنای پرگوشت است؟

بله. در معنای صفتی، «لحیم» یعنی گوشتناک، گوشت‌دار، بسیارگوشت و فربه. این معنا از کاربرد فنیِ لحیم جداست.

چرا «فربه» را ننویسیم؟

«فربه» مترادف درست و چهارحرفی است، اما پاسخ هر جدول با تقاطع‌ها و مدخل مورد نظر مشخص می‌شود. برای این سرنخ، واژهٔ هدف «لحیم» است؛ به‌ویژه وقتی حروف «ل»، «ح»، «ی» یا «م» از تقاطع‌ها به دست آمده باشند.

آیا «لحم» هم می‌تواند جواب باشد؟

برای «پرگوشت» نه به‌صورت دقیق. «لحم» یعنی گوشت و سه حرف دارد؛ «لحیم» صفتِ دارای گوشت فراوان و چهارحرفی است.

آیا پاسخ به ابزار لحیم‌کاری مربوط است؟

خیر. یکسانی املا باعث تداعی آن معنی می‌شود، ولی تعریف جدول از معنای وصفیِ واژه استفاده کرده است.

شکل درست «لحیم» است یا «لهیم»؟

شکل درست پاسخ «لحیم» با حرف «ح» است. «لهیم» واژهٔ دیگری است و معنای این سرنخ را نمی‌دهد.

پاسخ نهایی برای ثبت در جدول لحیم

چهار حرف: ل، ح، ی، م — در این کاربرد به معنای پرگوشت، گوشت‌دار و فربه.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.