پرش به محتوای اصلی

واداشتن به کاری در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ: اجبار— دقیق‌ترین معادل برای «واداشتن به کاری» در جدول

برای سرنخ «واداشتن به کاری» پاسخ اصلی و قابل‌اعتماد اجبار است. این واژه هم از نظر معنی به عملِ مجبور کردن اشاره دارد، هم از نظر ساخت دستوری با صورتِ مصدریِ سرنخ هماهنگ است و هم در زبان جدول، پاسخ شناخته‌شده‌تری از گزینه‌هایی مانند «مجبور»، «ترغیب» یا «تشویق» به شمار می‌آید.

چرا «اجبار»؟ چون مقصود سرنخ، نامِ عملِ وادار کردن کسی به انجام کاری است؛ یعنی شرایطی که اختیار فرد محدود می‌شود و انجام کار نه صرفاً با میل و رغبت، بلکه زیر فشار، الزام یا ناگزیری صورت می‌گیرد. «اجبار» همین هسته معنایی را کوتاه، روشن و مستقیم منتقل می‌کند.

اگر تعداد خانه‌های جدول پنج باشد، انتخاب «اجبار» تقریباً بی‌رقیب است. اگر تعداد خانه‌ها متفاوت باشد، باید سراغ هم‌معنی‌های کوتاه‌تر یا پاسخ‌های نزدیک رفت؛ با این حال بدون قرینه اضافی، پاسخ معیار همان «اجبار» است.

معنی دقیق «اجبار» در این سرنخ

«اجبار» در کاربرد عمومی یعنی کسی را به زور، فشار، الزام یا ناچاری به انجام دادن کاری واداشتن. بنابراین این واژه فقط به نتیجه کار اشاره نمی‌کند، بلکه خودِ فرایند سلب یا محدود شدن اختیار را نیز در بر می‌گیرد. وقتی می‌گوییم «او را به امضای برگه اجبار کردند»، معنای جمله این است که انجام عمل از روی انتخاب آزاد نبوده و عامل بیرونی شخص را به آن سوق داده است.

در سرنخ‌های جدولی، عبارت‌هایی مانند «وادار کردن»، «به زور به کاری داشتن»، «ناگزیر ساختن»، «مجبور کردن» و «واداشتن برخلاف میل» معمولاً به خانواده معناییِ اجبار راه می‌برند. از میان این خانواده، «اجبار» به‌دلیل کوتاهی، اسم‌مصدر بودن و تطابق مستقیم با عبارت پرسش، پاسخ طبیعی‌تری است.

صورت پیشنهادی برای خانه‌های جدول اجبار

اسم‌مصدر؛ به معنی مجبور کردن، واداشتن و ناگزیر ساختن.

اجبار
مشخصات سریع
  • املای درست: «اجبار»
  • تعداد حروف: پنج حرف
  • نقش رایج: اسم و اسم‌مصدر
  • مقابل معنایی: اختیار
  • بار معنایی: فشار و ناگزیری
نکته مهم درباره تعداد حروف: «اجبار» چهارحرفی نیست؛ این واژه با حروف «ا، ج، ب، ا، ر» نوشته می‌شود و در جدول پنج خانه می‌گیرد. تکرار حرف «ا» از تعداد خانه‌ها کم نمی‌کند، زیرا هر بارِ ظهورِ حرف یک خانه جداگانه دارد.

آیا «اجبار» با ساخت عبارت هماهنگ است؟

بله. سرنخ «واداشتن به کاری» یک مفهوم فعلی یا مصدری را بیان می‌کند. پاسخ مناسب باید نامِ همان عمل باشد، نه وصفِ شخصی که تحت فشار قرار گرفته است. «اجبار» نامِ عمل است؛ در حالی که «مجبور» صفت شخص یا وضعیت اوست. به همین دلیل، برای این سرنخ «اجبار» از «مجبور» دقیق‌تر است.

مقایسه ساده: «واداشتن او به رفتن» = «اجبار او به رفتن». اما «مجبور» به‌تنهایی یعنی کسی که ناچار شده است؛ پس پاسخ مستقیمِ عملِ واداشتن نیست.

همین تفاوت دستوری در حل جدول اهمیت زیادی دارد. طراح ممکن است با تغییر کوچک در سرنخ، پاسخ را عوض کند: «واداشته‌شده» می‌تواند «مجبور» باشد، ولی «واداشتن» یا «به زور وادار کردن» بیشتر به «اجبار» اشاره می‌کند.

مقایسه گزینه‌های واقعاً محتمل

چند واژه به حوزه معنایی این سرنخ نزدیک‌اند، اما همه در یک موقعیت به یک اندازه مناسب نیستند. معیار اصلی، تعداد خانه‌ها، حروف تقاطعی و ظرافت خودِ سرنخ است.

اجبار پنج حرف

دقیق‌ترین پاسخ برای خودِ عملِ واداشتن به کاری، به‌ویژه هنگامی که زور، فشار یا فقدان اختیار منظور باشد.

الزام پنج حرف

به معنی ملزم و موظف کردن است. در بافت رسمی، قانونی یا اداری بسیار نزدیک است، اما همیشه شدتِ زورِ موجود در «اجبار» را ندارد.

تحمیل پنج حرف

بیشتر بر بار کردنِ خواسته، هزینه، نظر یا مسئولیت بر دیگری تأکید دارد. برای «واداشتن به کاری» ممکن است مناسب باشد، ولی پاسخ نخست نیست.

اکراه پنج حرف

بر انجام کار برخلاف میل و با ناخشنودی تأکید می‌کند. در زبان حقوقی و رسمی معنای تخصصی‌تری می‌یابد و همیشه جایگزین کامل «اجبار» نیست.

جبر سه حرف

شکل کوتاه و هم‌خانواده «اجبار» است. اگر جدول سه خانه داشته باشد و حروف تقاطعی سازگار باشند، گزینه‌ای جدی محسوب می‌شود.

قسر سه حرف

واژه‌ای ادبی و کم‌کاربردتر به معنی زور و واداشتن است. معمولاً تنها وقتی انتخاب می‌شود که تعداد خانه یا حروف جدول آن را تحمیل کند.

چرا «الزام» پاسخ دوم است، نه پاسخ اول؟

«الزام» و «اجبار» در بسیاری از جمله‌ها به هم نزدیک‌اند، اما لحن آن‌ها یکسان نیست. الزام می‌تواند از قانون، قرارداد، وظیفه یا تعهد ناشی شود؛ برای نمونه، «الزام به ارائه مدارک» لزوماً تصویر زور مستقیم را ایجاد نمی‌کند. در مقابل، «اجبار» آشکارتر به نبود انتخاب آزاد یا فشار اشاره دارد. چون سرنخ از فعل «واداشتن» استفاده کرده، «اجبار» به هسته معنایی آن نزدیک‌تر است.

تفاوت «اکراه» با «اجبار»

در گفتار روزمره، این دو گاهی مترادف به کار می‌روند، اما «اکراه» می‌تواند علاوه بر واداشته شدن، حس بی‌میلی و ناخوشایندی را برجسته کند. در برخی بافت‌های حقوقی نیز میان اکراه و اجبار فرق دقیق‌تری می‌گذارند. برای یک جدول عمومی، مگر آنکه سرنخ عبارتی مانند «واداشتن برخلاف میل»، «تهدید برای انجام کار» یا قرینه‌ای حقوقی داشته باشد، «اجبار» انتخاب ساده‌تر و عمومی‌تر است.

تفاوت «تحمیل» با «اجبار»

«تحمیل» غالباً چیزی را به کسی بار کردن است: تحمیل هزینه، تحمیل عقیده، تحمیل مسئولیت یا تحمیل شرایط. ممکن است نتیجه آن واداشتن باشد، اما تمرکز واژه بر «بار کردنِ امر ناخواسته» است. «اجبار» مستقیماً بر مجبور ساختن فرد به انجام یا ترک عمل تمرکز دارد. پس برای عبارت دقیق «واداشتن به کاری»، اجبار تطابق روشن‌تری دارد.

املای درست و شکل‌های نادرست

صورت معیار واژه «اجبار» است: با الف در آغاز، سپس جیم، ب، الف و ر. این واژه بدون نیم‌فاصله و به‌صورت یکپارچه نوشته می‌شود. شکل‌هایی مانند «اجبارّ»، «اجبآر» یا جدا نوشتن حروف، املای درست فارسی نیستند.

هم‌خانواده‌های رایج آن عبارت‌اند از «مجبور»، «اجباری»، «مجبور کردن» و «جبر». با این حال، هم‌خانواده بودن به معنی یکسان بودن پاسخ نیست. جدول از شما صورت دقیق متناسب با سرنخ را می‌خواهد:

اجبار: عمل واداشتن مجبور: واداشته‌شده اجباری: غیر اختیاری جبر: زور یا ناگزیری
قاعده کاربردی: اگر سرنخ با «کردن»، «ساختن» یا «واداشتن» ساخته شده باشد، معمولاً باید به دنبال اسمِ عمل بگردید. اگر سرنخ شخص یا وضعیت را توصیف کند، احتمال پاسخ صفتی مانند «مجبور» بیشتر می‌شود.

چرا «ترغیب» و «تشویق» مناسب نیستند؟

«واداشتن» در بعضی جمله‌ها ممکن است معنای گسترده‌تری مانند برانگیختن یا سوق دادن داشته باشد، اما در زبان رایج جدول، وقتی سرنخ کوتاه و بدون قرینه مثبت ارائه می‌شود، معمولاً بارِ زور و ناچاری مورد نظر است. «ترغیب» و «تشویق» بر ایجاد میل، انگیزه یا رغبت تکیه دارند؛ یعنی فرد با تمایل بیشتری به انجام کار می‌رسد، نه اینکه اختیارش سلب شود.

اجبار

فشار بیرونی، ناگزیری، محدود شدن اختیار.

تشویق یا ترغیب

ایجاد انگیزه، رغبت و تمایل برای انجام کار.

پس اگر سرنخ «واداشتن با زور» یا صرفاً «واداشتن به کاری» باشد، اجبار منطقی‌تر است؛ اما اگر عبارت‌هایی مانند «به شوق آوردن»، «دلگرم کردن» یا «برانگیختن به کار نیک» دیده شود، پاسخ می‌تواند به سمت تشویق و ترغیب برود.

انتخاب پاسخ بر اساس تعداد خانه‌ها

در جدول، معنی به‌تنهایی کافی نیست و طول پاسخ نقش تعیین‌کننده دارد. برای این سرنخ، گزینه‌ها را می‌توان چنین اولویت‌بندی کرد:

  • پنج خانه: «اجبار» نخستین انتخاب است؛ «الزام»، «تحمیل» و «اکراه» فقط با قرینه معنایی یا حروف تقاطعی قوی‌تر می‌شوند.
  • سه خانه: «جبر» رایج‌ترین پاسخ کوتاه است؛ «قسر» ادبی‌تر و کم‌فراوان‌تر است.
  • بیش از پنج خانه: ممکن است پاسخ عبارتی مانند «مجبور کردن»، «وادار کردن» یا «ناگزیر ساختن» باشد، البته تنها در جدول‌هایی که فاصله میان واژه‌ها نادیده گرفته می‌شود.

اگر تعداد خانه‌ها پنج است و یکی از حروف تقاطعی با الگوی «ا ج ب ا ر» جور درمی‌آید، تردید چندانی باقی نمی‌ماند. اگر مثلاً حرف دوم «ل» باشد، «الزام» محتمل می‌شود؛ اگر حرف دوم «ک» باشد، «اکراه» را باید سنجید؛ و اگر آغاز واژه «ت» باشد، «تحمیل» ممکن است پاسخ مورد نظر طراح باشد.

نمونه‌های کاربردی برای تثبیت معنی

«هیچ‌کس نباید با اجبار وادار به پذیرش نظر دیگری شود.»
«امضای سند زیر فشار، نمونه‌ای از انجام کار بدون اختیار کامل است.»
«الزام اداری می‌تواند رسمی و قانونی باشد، اما اجبار معمولاً فشار و ناچاری را برجسته‌تر می‌کند.»

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که «اجبار» هم می‌تواند نامِ عمل باشد و هم وضعیتِ ناچاری را بیان کند. همین انعطاف معنایی باعث شده است که در جدول‌های فارسی، برای سرنخ‌های کوتاه مربوط به زور، واداری و ناگزیر ساختن، پاسخ بسیار رایجی باشد.

دام‌های رایج هنگام پر کردن جدول

  • شمردن اشتباه حروف: «اجبار» پنج حرف دارد، نه چهار حرف.
  • انتخاب صفت به جای اسم عمل: «مجبور» پاسخِ «واداشته‌شده» است، نه بهترین پاسخ برای «واداشتن».
  • نادیده گرفتن لحن سرنخ: وجود واژه‌هایی مانند زور، فشار، ناچاری و خلاف میل، احتمال «اجبار» را بالا می‌برد.
  • یکی دانستن همه مترادف‌ها: الزام، اکراه و تحمیل نزدیک‌اند، اما ظرافت کاربردی و بافت متفاوت دارند.
  • بی‌توجهی به حروف تقاطعی: در صورت هم‌طول بودن گزینه‌ها، حروف مشترک بهترین داور نهایی‌اند.
جمع‌بندی پاسخ:

برای عنوان «واداشتن به کاری در جدول»، پاسخ نهایی اجبار است. این واژه پنج حرف دارد و از نظر معنی، نقش دستوری و کاربرد رایج در جدول با سرنخ کاملاً هماهنگ است. «جبر» برای پاسخ سه‌حرفی و «الزام»، «اکراه» یا «تحمیل» برای حالت‌های دارای قرینه خاص قابل بررسی‌اند، اما در نبود اطلاعات اضافی، «اجبار» دقیق‌ترین و مطمئن‌ترین انتخاب است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.