پرش به محتوای اصلی

واخواه در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: معترض ۵ حرفی؛ با «ض»

برای سرنخ «واخواه» در جدول، دقیق‌ترین و رایج‌ترین پاسخ معترض است. این انتخاب هم با معنای فرهنگ‌نامه‌ای واژه هماهنگ است و هم با کاربرد حقوقی آن: واخواه کسی است که نسبت به یک رأی، به‌ویژه حکم غیابی، اعتراض می‌کند. نکته مهم این است که «معترض» در شمارش خانه‌های جدول پنج حرف دارد، نه شش حرف.

جواب اصلی معترض
تعداد خانه ۵ خانه
املای پایان واژه حرف «ض»

چرا «معترض» پاسخ درست است؟

«واخواه» اسم شخص است؛ یعنی کسی که واخواهی می‌کند. خودِ «واخواهی» به معنای اعتراض و درخواست رسیدگی دوباره نسبت به رأی غیابی به کار می‌رود. بنابراین وقتی سازنده جدول از «واخواه» می‌پرسد، به‌دنبال نامِ انجام‌دهنده این عمل است، نه نامِ عمل. «معترض» دقیقاً همین نقش را بیان می‌کند: شخصی که اعتراض می‌کند.

در زبان عمومی نیز رابطه معنایی روشن است. واخواه کسی است که رأی یا تصمیمی را نمی‌پذیرد و خواستار بررسی دوباره آن می‌شود؛ پس «معترض» از میان واژه‌های کوتاه و مناسب جدول، مستقیم‌ترین برابر است. در زبان حقوقی، دامنه واژه محدودتر و دقیق‌تر می‌شود: واخواه معمولاً محکوم‌علیه غایبی است که به حکم غیابی اعتراض می‌کند و رسیدگی دوباره را از همان دادگاه صادرکننده رأی می‌خواهد.

نکته معنایی: هر واخواه، در موضوع واخواهی یک معترض است؛ اما هر معترضی لزوماً «واخواه» حقوقی نیست. ممکن است کسی به یک تصمیم اداری، نتیجه مسابقه یا نظر شخصی اعتراض کند، بی‌آنکه پرونده‌ای برای واخواهی از حکم غیابی وجود داشته باشد.

شمارش درست حروف «معترض»

در جدول کلمات متقاطع، حروف پایه شمرده می‌شوند و حرکت‌های احتمالی مانند فتحه، کسره و ضمه خانه جداگانه ندارند. واژه «معترض» از پنج حرف تشکیل شده است:

معترض

ترتیب خواندن از راست به چپ است: م + ع + ت + ر + ض.

گاهی تلفظ چندبخشی واژه یا وجود صدای کوتاه میان حروف باعث می‌شود تعداد آن بیشتر تصور شود، اما صداهای کوتاه در خط فارسی معمولاً نوشته نمی‌شوند. بنابراین اگر پاسخ جدول پنج خانه دارد، «معترض» بدون کم‌وزیاد در آن می‌نشیند. اگر شش خانه دیده می‌شود، باید حروف تقاطعی یا خودِ سرنخ دوباره بررسی شود؛ افزودن یک حرف به «معترض» املای واژه را نادرست می‌کند.

املای صحیح و دام‌های نوشتاری

پایان واژه «ض» است: شکل درست «معترض» است، نه «معترظ» و نه «معترز». در تلفظ معیار فارسی، «ض»، «ظ»، «ذ» و «ز» اغلب صدایی نزدیک به هم دارند، اما املای آن‌ها قابل جایگزینی نیست.
حرف دوم «ع» نوشته می‌شود: نوشتن «مترض» نادرست است. ریشه واژه با «اعتراض» ارتباط دارد و حضور «ع» در ساخت آن حفظ می‌شود.
«معترض» را با «متعرض» اشتباه نگیرید: «متعرض» با تاء پس از میم، واژه دیگری است و می‌تواند معنای روی‌آورنده، مزاحم یا دست‌درازکننده داشته باشد. پاسخ سرنخ «واخواه»، «معترض» با ترتیب م، ع، ت، ر، ض است.
نیم‌فاصله لازم نیست: «معترض» یک واژه پیوسته است و میان اجزای آن فاصله یا نیم‌فاصله قرار نمی‌گیرد.

بررسی گزینه‌های نزدیک

در حل جدول، تنها نزدیکی معنایی کافی نیست؛ تعداد خانه‌ها، نقش دستوری و کاربرد رایج نیز باید با سرنخ جور باشد. گزینه‌های زیر ممکن است در نگاه اول مرتبط به نظر برسند، اما ارزش یکسانی ندارند.

معترض

بهترین پاسخ

برابر مستقیم و فرهنگ‌نامه‌ای «واخواه» است. پنج حرف دارد و هم در معنای عمومی و هم در اصطلاح حقوقی قابل دفاع است.

اعتراض‌کننده

توضیح معنایی

از نظر مفهوم درست است، اما برای اغلب جدول‌ها طولانی است و معمولاً به‌جای جواب تک‌واژه‌ای استفاده نمی‌شود.

خواهان

معمولاً نامناسب

شش حرف دارد، اما در حقوق نامِ طرفی است که دعوا را آغاز می‌کند. واخواه در پرونده مدنی غالباً همان خوانده یا محکوم‌علیه غایبِ مرحله نخستین است، نه خواهان. شباهت جزء «خواه» نباید موجب یکی‌گرفتن این دو شود.

مدعی

وابسته به بافت

به کسی گفته می‌شود که ادعایی دارد. این واژه می‌تواند در متن‌های عمومی نزدیک باشد، اما معنای اختصاصی «اعتراض‌کننده به حکم غیابی» را به روشنی «معترض» نمی‌رساند.

شاکی

نقش متفاوت

در کاربرد قضایی معمولاً آغازکننده شکایت کیفری است. واخواه ممکن است در موقعیت دیگری قرار داشته باشد؛ بنابراین «شاکی» جایگزین مطمئنی برای این سرنخ نیست.

واخواست‌کننده

تعریف گسترده

شرحی از معنای واخواه است، ولی طولانی‌تر از قالب متداول جدول و کم‌کاربردتر از «معترض» به‌عنوان پاسخ مستقیم است.

تفاوت واخواه با واخوانده و اصطلاحات مشابه

واخواه: کسی که واخواهی را مطرح می‌کند؛ یعنی به حکم غیابی اعتراض دارد. در پاسخ جدول، برابر کوتاه و مناسب آن «معترض» است.
واخوانده: طرف مقابل واخواه در رسیدگی واخواهی است. این دو واژه نقش‌های مقابل یکدیگر را نام‌گذاری می‌کنند و نباید به‌جای هم نوشته شوند.
خواهان: کسی است که دعوای نخستین را طرح می‌کند. داشتن جزء «خواه» در هر دو واژه، به معنای یکی‌بودن نقش حقوقی آن‌ها نیست.
تجدیدنظرخواه: شخصی است که از رأی قابل تجدیدنظر در مرجع تجدیدنظر شکایت می‌کند. واخواهی در تعریف معمول، اعتراض به حکم غیابی و رسیدگی در دادگاه صادرکننده همان حکم است؛ پس این دو عنوان مترادف کامل نیستند.
معترض ثالث: شخص ثالثی است که رأی صادرشده را مخل حقوق خود می‌داند. او نیز «معترض» است، اما عنوان اختصاصی‌اش با «واخواه» تفاوت دارد.

چطور پاسخ را با خانه‌های جدول قطعی کنیم؟

تعداد خانه‌ها را بشمارید. «معترض» پنج خانه می‌خواهد. شمردن آن به‌صورت شش‌حرفی خطاست، زیرا حرکات تلفظی حرف مستقل محسوب نمی‌شوند.
الگوی حروف را تطبیق دهید. الگوی کامل پاسخ «م ع ت ر ض» است. حتی دو یا سه حرف تقاطعی مانند «م» آغازین، «ت» میانی و «ض» پایانی معمولاً جواب را روشن می‌کند.
نقش شخص و عمل را جدا کنید. اگر سرنخ «واخواهی» باشد، جواب می‌تواند «اعتراض» باشد؛ اما برای «واخواه»، پاسخ باید نام شخص باشد و «معترض» مناسب‌تر است.
از شباهت ظاهری فریب نخورید. «خواهان» به دلیل داشتن «خواه» جذاب به نظر می‌رسد، ولی نقش حقوقی متفاوتی دارد و فقط در بافتی غیرمعمول می‌تواند مطرح شود.
حرف آخر را از تقاطع تأیید کنید. اگر خانه پایانی با واژه عمودی مشترک است، باید «ض» قرار گیرد. تلفظ شبیه «ز» مجوز تغییر املا نیست.

معنای حقوقی در یک تصویر روشن

فرض کنید دادگاه در غیاب خوانده حکمی صادر کرده است و شرایط قانونیِ غیابی‌بودن رأی وجود دارد. شخصی که حکم علیه او صادر شده، برای اعتراض به همان حکم درخواست واخواهی می‌دهد. از لحظه‌ای که این اعتراض را مطرح می‌کند، در این مرحله «واخواه» نامیده می‌شود و طرف مقابل او «واخوانده» است. بنابراین «معترض» نه یک حدس دور، بلکه خلاصه دقیق نقش واخواه است.

این توضیح همچنین نشان می‌دهد چرا «خواهان» پاسخ اصلی نیست. خواهان کسی است که دعوا را آغاز کرده، در حالی که واخواه معمولاً طرفی است که حکم غیابی علیه او صادر شده و اکنون به آن اعتراض می‌کند. ممکن است در گفتار غیرتخصصی هر دو را «حق‌خواه» یا «درخواست‌کننده» بدانند، اما جدول‌های دقیق بر معنای مشخص واژه تکیه می‌کنند.

مرز کاربرد: در یک سؤال حقوقی واقعی، جزئیات پرونده تعیین می‌کند چه اعتراضی ممکن است و چه مهلتی دارد. اینجا هدف، روشن‌کردن معنای واژه و پاسخ جدول است؛ برای سرنخ کوتاه «واخواه»، جواب تک‌واژه‌ای همچنان «معترض» است.

پرسش‌های ریز اما مهم

آیا «معترض» پنج حرف است یا شش حرف؟

پنج حرف است: م، ع، ت، ر، ض. مصوت‌های کوتاهی که هنگام تلفظ شنیده می‌شوند در خط فارسی خانه جداگانه نمی‌گیرند.

آیا «خواهان» می‌تواند پاسخ باشد؟

برای سرنخ دقیق «واخواه» معمولاً نه. «خواهان» شش حرف دارد و عنوان طرف آغازکننده دعواست. فقط اگر سازنده جدول سرنخی بسیار آزاد و غیرحقوقی در نظر گرفته باشد و حروف تقاطعی آن را تأیید کنند، می‌توان آن را دوباره سنجید.

چرا آخر «معترض» با ض نوشته می‌شود؟

املای تثبیت‌شده واژه از ریشه «اعتراض» با حرف «ض» است. یکسان یا نزدیک‌بودن تلفظ ض و ز در فارسی، شکل نوشتاری را تغییر نمی‌دهد.

«واخواه» و «واخوانده» چه فرقی دارند؟

واخواه اعتراض را مطرح می‌کند؛ واخوانده طرف مقابل اوست. در نتیجه برای تعریف «واخواه»، واژه «معترض» مناسب است، نه «واخوانده».

اگر جدول شش خانه داشت چه کنیم؟

ابتدا خانه‌ها و تقاطع‌ها را دوباره بشمارید. «معترض» را نباید برای پرکردن شش خانه دست‌کاری کرد. سپس احتمال خطای چاپی، متفاوت‌بودن سرنخ یا پاسخ دیگری را بر اساس حروف قطعی بررسی کنید؛ «خواهان» صرفاً به‌خاطر شش‌حرفی‌بودن جایگزین دقیق محسوب نمی‌شود.

جمع‌بندی پاسخ: در برابر سرنخ «واخواه» بنویسید معترض. این واژه پنج حرف دارد، حرف دوم آن «ع» و حرف پایانی آن «ض» است. از میان گزینه‌های نزدیک، هم از نظر معنای واژه و هم از نظر کاربرد حقوقی، روشن‌ترین و معتبرترین پاسخ برای جدول همین است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.