پرش به محتوای اصلی

ناتوانی در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: «عجز» (۳ حرف) و «سستی» (۴ حرف).

سرنخ «ناتوانی» در جدول یک پاسخ یگانه و همیشگی ندارد، اما دو جواب ثبت‌شده، یعنی عجز و سستی، از نظر معنایی درست‌اند. میان این دو، «عجز» معادل دقیق‌ترِ نداشتن توان انجام کار است و «سستی» بیشتر کاهش نیرو، ضعف یا کم‌شدن استحکام را می‌رساند. مهم‌ترین اصلاح این است که «عجز» سه حرف دارد، نه دو حرف.

انتخاب اصلی میان عجز و سستی

عجز ۳ حرف

نزدیک‌ترین پاسخ به مفهوم مستقیم «ناتوانی، نتوانستن و درماندگی» است. وقتی سرنخ بدون توضیح اضافی آمده و سه خانه دارید، این گزینه معمولاً اولویت نخست است.

عجز
سستی ۴ حرف

هم‌معنای معتبر ناتوانی است، ولی دامنه معنایی گسترده‌تری دارد و می‌تواند ضعف، بی‌حالی، ناپایداری، تنبلی یا کمبود استحکام را نیز نشان دهد.

سستی
اگر جدول فقط سرنخ «ناتوانی» را داده و هیچ حرفی از تقاطع‌ها معلوم نیست، ترتیب پیشنهادی بررسی چنین است: عجز برای سه خانه، سپس سستی برای چهار خانه.

چرا «عجز» پاسخ دقیق‌تری است؟

«عجز» مستقیماً بر نداشتن قدرت یا امکان انجام کاری دلالت می‌کند. در عبارت‌هایی مانند «عجز از پاسخ‌گویی»، «اظهار عجز» یا «عجز در انجام کار»، محور معنا روشن است: شخص یا عامل نمی‌تواند کاری را به انجام برساند. همین فشردگی معنایی باعث می‌شود این واژه برای سرنخ کوتاه و بی‌قید «ناتوانی» بسیار مناسب باشد.

«سستی» نیز می‌تواند ناتوانی معنی دهد، اما همیشه برابر کامل آن نیست. طناب سست، تصمیم سست، بدن سست و اراده سست همگی کاربردهای درست‌اند؛ در این نمونه‌ها ممکن است منظور ضعف، شل‌بودن، بی‌ثباتی یا کمبود نیرو باشد، نه الزاماً ناتوانی کامل. پس اگر تعداد خانه‌ها اجازه دهد و تقاطع‌ها مانعی نسازند، «عجز» از نظر دقت مفهومی جلوتر است.

دام شمارش: در خط فارسی هر یک از «ع»، «ج» و «ز» یک حرف مستقل‌اند؛ بنابراین عجز پاسخ سه‌خانه‌ای است. شکل فشرده نوشتاری یا نداشتن مصوتِ نوشته‌شده، تعداد حروف را به دو کاهش نمی‌دهد.

پاسخ‌های سه‌حرفی نزدیک

اگر پاسخ سه خانه دارد ولی حروف متقاطع با «عجز» هماهنگ نیست، دو گزینه جدی دیگر وجود دارد. هر دو معتبرند، اما ظرافت معنایی آن‌ها با عجز تفاوت دارد.

ضعف: سه حرف دارد و بر کمبود نیرو، توان یا قوت تأکید می‌کند. برای سرنخ‌هایی مانند «ناتوانی و کم‌قوتی»، «نبود قوت» یا «سستی بدن» بسیار محتمل است. اگر حرف اول «ض» باشد، این پاسخ از عجز مناسب‌تر می‌شود.
وهن: سه حرف دارد و در یکی از معنی‌های اصلی خود به ضعف و سستی اشاره می‌کند. این واژه ادبی‌تر و جدولی‌تر است. باید توجه داشت که «وهن» در کاربرد دیگر می‌تواند خواری یا اهانت نیز معنی دهد؛ بنابراین سرنخ و حروف متقاطع اهمیت زیادی دارند.
عجز: ناتوانی و درماندگی ضعف: کمبود نیرو وهن: ضعف و سستی

پاسخ‌های چهارحرفی و تفاوت آن‌ها

برای چهار خانه، «سستی» پاسخ ذخیره‌شده و کاملاً قابل دفاع است؛ بااین‌حال چند واژه هم‌خانواده معنایی نیز در جدول‌ها دیده می‌شوند. انتخاب درست به لحن سرنخ و حروف قطعی بستگی دارد.

سستی
مستقیم‌ترین گزینه چهارحرفی برای ضعف و ناتوانی است. وقتی خود سرنخ عام باشد یا حرف‌های «س، س، ت، ی» از تقاطع‌ها به دست آمده باشند، تردیدی باقی نمی‌ماند.
فتور
کاهش نیرو، فروکش‌کردن شدت، بی‌حالی یا سستی پس از فعالیت را می‌رساند. برای سرنخ «کاهش توان»، «سستی و ضعف» یا «از رونق افتادن» مناسب‌تر از ناتوانی مطلق است.
رخوت
بیشتر به بی‌حالی، کندی، کرختی و سستی بدن یا حرکت اشاره دارد. اگر فضای سرنخ جسمانی یا مربوط به بی‌انرژی‌بودن باشد، رخوت احتمال بالایی دارد.
فترت
می‌تواند سستی و رکود را برساند، اما غالباً مفهوم وقفه، آرامش پس از شدت یا دوره‌ای از توقف را نیز همراه دارد. برای سرنخ ساده «ناتوانی» معمولاً انتخاب اول نیست.

از روی حروف متقاطع چگونه تصمیم بگیریم؟

تعداد خانه‌ها را دقیق بشمارید. سه خانه یعنی عجز، ضعف یا وهن؛ چهار خانه یعنی سستی، فتور، رخوت یا فترت.
حرف آغازین را جدی بگیرید. «ع» مسیر را به عجز، «ض» به ضعف، «و» به وهن، «س» به سستی و «ف» به فتور یا فترت هدایت می‌کند.
معنای فرعی سرنخ را بخوانید. ناتوانی در انجام کار به عجز نزدیک است؛ کمبود قوت به ضعف؛ بی‌حالی به رخوت؛ کاهش شدت به فتور؛ و رکود یا وقفه به فترت.
جواب را با همه تقاطع‌ها بسنجید. یک مترادف درست ممکن است جواب همان جدول نباشد؛ پاسخ نهایی باید هم معنی سرنخ را پوشش دهد و هم با تمام حروف مشترک سازگار باشد.

املای درست و اشتباه‌های رایج

عجز، نه عجض و نه اجز: حرف آغازین «ع» و حرف پایانی «ز» است. املای «عجض» به سبب شباهت آوایی ز و ض ساخته می‌شود، اما درست نیست.
ضعف با ضاد: این واژه با «ض» آغاز می‌شود و ترتیب حروف آن «ض، ع، ف» است. شکل‌هایی مانند «زعف» یا «ضعفف» نادرست‌اند.
وهن بدون همزه: شکل درست «وهن» است. در معنی ضعف و سستی، تلفظ رایج آن با فتحه آغازین است. «وهن» را نباید صرفاً معادل توهین دانست، زیرا معنی ضعف نیز برای آن معتبر است.
سستی با دو سین: چهار حرف «س، س، ت، ی» دارد. تکرار سین بخشی از ساخت درست واژه است و حذف یکی از آن‌ها کلمه را نادرست می‌کند.

کدام گزینه‌ها برای این سرنخ ضعیف‌ترند؟

هر واژه‌ای که در جمله‌ای دورادور به ناتوانی ارتباط پیدا کند، جواب خوب جدول نیست. چند گزینه ممکن است در فهرست‌های پراکنده دیده شوند، اما برای سرنخِ تنها و عمومی «ناتوانی» اولویت پایینی دارند.

معلولیت
مفهومی مشخص‌تر و محدودتر از ناتوانی عمومی دارد و معمولاً به وضعیت جسمی، حسی، ذهنی یا روانی اشاره می‌کند. نمی‌توان آن را در همه بافت‌ها جایگزین عجز یا ضعف کرد.
حرمان
بیشتر به محروم‌ماندن و بی‌بهرگی مربوط است، نه نداشتن توان. تنها در سرنخ‌هایی با مفهوم محرومیت یا ناکامی باید بررسی شود.
ادبار
معمولاً بداقبالی، پشت‌کردن بخت یا روی‌گردانی را می‌رساند و مترادف مستقیم ناتوانی نیست.
ابتلا
به گرفتارشدن یا دچارشدن اشاره دارد. ممکن است فرد به وضعیتی مبتلا شود که ناتوانی ایجاد کند، اما خود «ابتلا» معنی ناتوانی نمی‌دهد.
بی‌کفایتی
بیشتر نداشتن شایستگی، مهارت یا صلاحیت را بیان می‌کند. برای سرنخ «نابلدی» یا «ناشایستگی» مناسب است، نه هر نوع ناتوانی.
بی‌عرضگی
بار تحقیرآمیز و گفتاری دارد و به ضعف عملکرد یا نداشتن جسارت اشاره می‌کند. فقط وقتی لحن سرنخ چنین بار معنایی داشته باشد، قابل بررسی است.
واژه‌هایی مانند «کهیر» هیچ پیوند معنایی معتبری با ناتوانی ندارند و نباید صرفاً به دلیل برابرشدن تعداد خانه‌ها وارد فهرست پاسخ‌ها شوند.

نمونه تطبیق سرنخ با پاسخ

«ناتوانی و درماندگی»: عجز بهترین انتخاب است، زیرا هر دو بخش سرنخ را مستقیم پوشش می‌دهد.
«کمبود قوت و ناتوانی»: ضعف مناسب‌تر است؛ کانون معنا روی کم‌شدن نیرو قرار دارد.
«ضعف و سستی»: وهن یا فتور محتمل‌اند؛ تعداد خانه‌ها و حروف آغازین تعیین‌کننده‌اند.
«بی‌حالی و ناتوانی بدن»: رخوت می‌تواند از سستی دقیق‌تر باشد.
«رکود و وقفه»: فترت مناسب‌تر است و عجز معمولاً با این بافت سازگار نیست.
«ناپایداری و کمبود استحکام»: سستی بر عجز ترجیح دارد، چون موضوع الزاماً نتوانستن نیست.

جمع‌بندی دقیق برای همین سرنخ

پاسخ‌های ثبت‌شده عجز و سستی هر دو معتبرند. اگر سه خانه دارید، «عجز» پاسخ اصلی و دقیق است؛ اگر چهار خانه دارید، «سستی» انتخاب مستقیم و قابل اتکاست. در سه خانه، «ضعف» و «وهن» جایگزین‌های واقعی‌اند و در چهار خانه، «فتور»، «رخوت» و «فترت» فقط با توجه به ظرافت معنایی سرنخ مطرح می‌شوند.

نتیجه نهایی

۳ خانه: عجز — گزینه نخست برای ناتوانی و درماندگی.

۴ خانه: سستی — گزینه درست برای ضعف، کم‌توانی یا نبود استحکام.

اگر حرف متقاطع دارید، آن را بر هر فهرست مترادفی مقدم بدانید: عجز، ضعف و وهن همگی سه‌حرفی‌اند، اما تنها یکی با الگوی واقعی جدول شما جور درمی‌آید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.