پرش به محتوای اصلی

میرغضب در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلی: جلاد ــ ۴ حرف
حل دقیق سرنخ

میرغضب در جدول چه می‌شود؟

برای سرنخ «میرغضب»، دقیق‌ترین و رایج‌ترین پاسخ جدول جلاد است. این پاسخ هم از نظر معنی کاملاً مستقیم است، هم چهار حرف دارد و هم در فرهنگ‌های فارسی به‌عنوان برابر روشن «میرغضب» آمده است. بنابراین وقتی چهار خانه در اختیار دارید، انتخاب نخست و مطمئن همان «جلاد» است.

ج ل ا د
۱

چرا «جلاد» بهترین پاسخ است؟

میرغضب در معنای اصلی به مأمور اجرای مجازات‌های سخت، به‌ویژه اجرای حکم اعدام، گفته می‌شده است. «جلاد» دقیقاً همین نقش را بیان می‌کند و برخلاف واژه‌های کلی‌تری مانند «مأمور» یا «کشنده»، ابهام معنایی ندارد.

۴

تعداد حروف تعیین‌کننده است

«جلاد» چهار حرف دارد: ج، ل، ا، د. اگر خانه‌های متقاطع همین تعداد را نشان می‌دهند، معمولاً نیازی به جست‌وجوی گزینه‌های دورتر نیست. در جدول، کوتاهی و صراحت این واژه علت رواج بسیار زیاد آن است.

معنی دقیق «میرغضب»

«میرغضب» نام یک شغل و عنوان قدیمی است و به کسی گفته می‌شد که از سوی حکومت مأمور اجرای حکم، تنبیه بدنی، شکنجه یا اعدام محکومان بود. در زبان امروز، ساده‌ترین برابر آن «جلاد» و برابر ادبی‌تر یا فارسی‌تر آن «دژخیم» است.

این واژه گاهی به‌صورت مجازی نیز برای توصیف فردی بسیار خشن، بی‌رحم یا ترس‌آور به کار می‌رود؛ برای نمونه، وقتی کسی رفتار تند و خشکی دارد ممکن است در گفتار عامیانه او را «مثل میرغضب» توصیف کنند. بااین‌حال، در سرنخ‌های جدول معمولاً همان معنای شغلی و تاریخی منظور است، نه کاربرد مجازی.

نکته معنایی: پاسخ «جلاد» فقط یک هم‌معنی تقریبی نیست؛ رابطه معنایی آن با «میرغضب» مستقیم و فرهنگ‌نامه‌ای است. به همین دلیل، پاسخ ذخیره‌شده «جلاد» از نظر دقت و کاربرد جدول کاملاً درست است.

گزینه‌های محتمل بر پایه تعداد خانه‌ها

جلاد۴ حرف ــ پاسخ برتر

متداول‌ترین جواب برای «میرغضب». کوتاه، دقیق و بی‌ابهام است و باید پیش از هر گزینه دیگری امتحان شود.

سیاف۴ حرف ــ قدیمی

واژه‌ای عربی و ادبی برای شمشیرزن یا مأمور گردن‌زدن. از نظر لغوی می‌تواند برابر میرغضب باشد، اما در جدول‌های امروزی بسیار کم‌کاربردتر از «جلاد» است.

دژخیم۵ حرف ــ معتبر

هم‌معنی معتبر و شناخته‌شده «جلاد» و «میرغضب» است. اگر پاسخ پنج خانه دارد یا حروف متقاطع با د، ژ، خ، ی، م جور درمی‌آیند، این گزینه بسیار محتمل است.

دژخی۴ حرف ــ بسیار کهن

صورت کوتاه و مهجور «دژخیم» که در بعضی منابع لغوی قدیمی دیده می‌شود. از نظر لغوی ممکن است، ولی برای جدول معمولی تنها زمانی مناسب است که حروف تقاطعی صریحاً آن را تأیید کنند.

روزبان۶ حرف ــ مهجور

از برابرهای کهن ثبت‌شده برای میرغضب است، اما امروز برای بیشتر مخاطبان ناآشناست. طراح جدول ممکن است در جدول‌های ادبی یا دشوار از آن استفاده کند.

گردن‌زن۶ حرف ــ توصیفی

ترکیبی توصیفی برای کسی که گردن می‌زند. از نظر نقش به میرغضب نزدیک است، اما به اندازه «جلاد» و «دژخیم» یک برابر استاندارد و عمومی برای این سرنخ نیست.

دام رایج در شمارش حروف: «کشنده» سه‌حرفی نیست؛ این واژه شش حرف دارد و علاوه بر آن، معنایش کلی‌تر از میرغضب است. «مأمور» نیز پنج حرف دارد، اما به‌تنهایی مشخص نمی‌کند مأمور چه کاری است؛ پس بدون قرینه انتخاب دقیقی نیست.

آیا میرغضب «رئیس جلادان» بوده است؟

در توضیح‌های تاریخی گاهی میان خودِ «میرغضب» و مقام بالاترِ «میرغضب‌باشی» تفاوت گذاشته می‌شود. میرغضب می‌توانست مجری حکم یا یکی از افراد دستگاه مجازات باشد، در حالی که عنوان «میرغضب‌باشی» مشخص‌تر به رئیس یا سرپرست گروه میرغضب‌ها و جلادان اشاره می‌کرد.

بنابراین این گزاره که «میرغضب همیشه و دقیقاً رئیس جلادان بوده» بیش از حد قطعی است. ممکن است در برخی دوره‌ها یا موقعیت‌ها فردی با این عنوان جایگاه بالاتری داشته باشد، اما برای فهم واژه و حل جدول، معنای اصلی و پذیرفته‌شده همان «جلاد» یا «مأمور اجرای حکم» است. این ظرافت تاریخی پاسخ چهارحرفی جدول را تغییر نمی‌دهد.

املای درست و تلفظ واژه

نوشتار معیار
میرغضب؛ در نوشتار امروزی معمولاً یکپارچه و بدون فاصله نوشته می‌شود.
حروف حساس
بخش دوم واژه دقیقاً «غضب» است؛ یعنی ابتدا غ و سپس ض. شکل‌هایی مانند «میرغزب»، «میرقضب» یا «میرغزب» غلط املایی‌اند.
خوانش
صورت آوانویسی‌شده آن نزدیک به «میرغَضَب» است. در گفتار پیوسته، دو جزء واژه به هم متصل شنیده می‌شوند.
صورت فاصله‌دار
در بعضی نوشته‌های قدیمی ممکن است «میر غضب» جدا دیده شود، اما برای ثبت مدخل، جست‌وجو و نگارش معیار، صورت پیوسته «میرغضب» روشن‌تر و رایج‌تر است.

ساخت واژه و ریشه آن

«میرغضب» از «میر» و «غضب» ساخته شده است. «میر» صورت کوتاه‌شده «امیر» و در عنوان‌های تاریخی نشانه صاحب‌منصبی یا سرپرستی بوده است؛ «غضب» نیز واژه‌ای عربی به معنای خشم است. کنار هم قرار گرفتن این دو جزء، عنوانی تاریخی برای مأمور دستگاه عقوبت و مجازات ساخته است.

بااین‌حال، ترجمه لفظ‌به‌لفظ آن به عبارت‌هایی مانند «فرمانروای خشم» یا «سرپرست غضب» توضیحی شاعرانه است و نباید جای معنای واقعی واژه را بگیرد. معنای کاربردی آن از نقش تاریخی‌اش می‌آید: کسی که حکم سخت حکومتی را اجرا می‌کرد. برای همین فرهنگ‌های فارسی در تعریف کوتاه، مستقیماً از «جلاد»، «دژخیم» یا «مأمور اجرای حکم» استفاده می‌کنند.

تفاوت واژه‌های نزدیک

  • جلاد: دقیق‌ترین برابر عمومی؛ مأمور اجرای اعدام یا مجازات بدنی. برای چهار خانه بهترین پاسخ است.
  • دژخیم: برابر ادبی و معتبر جلاد؛ پنج حرف دارد و در متون ادبی نیز برای فرد بدنهاد و بی‌رحم به کار رفته است.
  • سلاخ: در اصل کسی است که حیوان را ذبح و پوست می‌کند. ممکن است مجازاً برای آدم بی‌رحم گفته شود، اما پاسخ دقیق سرنخ «میرغضب» نیست.
  • قاتل یا آدمکش: کسی که انسانی را می‌کشد، لزوماً مأمور رسمی اجرای حکم نیست؛ بنابراین این واژه‌ها با میرغضب تفاوت نقش دارند.
  • محتسب، گزمه و داروغه: عنوان‌های انتظامی یا نظارتی قدیمی‌اند و نباید با مجری حکم اعدام یکی گرفته شوند.
  • میرغضب‌باشی: عنوانی سازمانی‌تر برای رئیس یا سرپرست دستگاه جلادان؛ از خود واژه «میرغضب» خاص‌تر است.

چطور پاسخ را با حروف متقاطع قطعی کنیم؟

اگر سرنخ فقط «میرغضب» است و چهار خانه دارید، الگوی پاسخ باید به شکل «ج ـ ل ـ ا ـ د» درآید. حتی داشتن یک یا دو حرف تقاطعی معمولاً انتخاب را روشن می‌کند: آغاز با «ج» یا پایان با «د» به‌شدت به سود «جلاد» است.

در پاسخ پنج‌خانه‌ای، آغاز با «د» و وجود حرف «ژ» تقریباً «دژخیم» را قطعی می‌کند. برای پاسخ‌های چهارحرفی نامأنوس مثل «سیاف» یا «دژخی»، تنها شباهت معنایی کافی نیست و باید چند حرف متقاطع با آن‌ها هماهنگ باشد؛ چون طراحان معمولاً سراغ پاسخ آشناتر می‌روند.

قاعده عملی: اول تعداد خانه‌ها، بعد حروف قطعی و در پایان میزان رایج‌بودن واژه را بسنجید. برای این سرنخ، این سه معیار هم‌زمان «جلاد» را به انتخاب اول تبدیل می‌کنند.

حکم نهایی برای این سرنخ

پاسخ مورد انتظار «میرغضب در جدول» جلاد است. این جواب چهار حرف دارد و از نظر معنایی دقیق‌ترین، شناخته‌شده‌ترین و استانداردترین گزینه است. فقط وقتی تعداد خانه‌ها پنج باشد یا حروف تقاطعی مسیر دیگری نشان دهند، «دژخیم» را در نظر بگیرید؛ گزینه‌های کهن مانند «سیاف»، «دژخی» و «روزبان» انتخاب‌های فرعی و وابسته به قرینه‌اند.

پاسخ نهایی: ج + ل + ا + د

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.