پرش به محتوای اصلی

منسوخ شدن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم:ورافتادن— ۸ حرف

برای سرنخ «منسوخ شدن» در جدول، پاسخ دقیق و رایج «ورافتادن» است. این مصدر فارسی به از رواج افتادن، متروک شدن، از مد افتادن یا از میان رفتن یک رسم، شیوه، قانون و پدیده اشاره می‌کند. نکته مهم این است که «ورافتادن» در شمارش خانه‌های جدول هشت حرف دارد، نه هفت حرف.

چرا «ورافتادن» بهترین پاسخ است؟

سرنخ «منسوخ شدن» یک فعل لازم و مصدری است؛ یعنی از چیزی سخن می‌گوید که دیگر اعتبار، رواج یا کاربرد پیشین را ندارد. «ورافتادن» همین ساخت دستوری را حفظ می‌کند و از نظر معنا نیز به‌طور مستقیم با منسوخ شدن برابر است. در زبان امروز ممکن است بیشتر بگوییم «از مد افتادن»، «از رواج افتادن» یا «متروک شدن»، اما در زبان فشرده جدول، یک واژه پیوسته و کوتاه‌تر امتیاز دارد.

معنای محوری: چیزی که زمانی معمول، معتبر یا رایج بوده، کم‌کم یا به‌طور رسمی کنار گذاشته شود و دیگر به کار نرود.

دامنه معنایی این واژه فقط به لباس و مُد محدود نیست. یک رسم قدیمی، شیوه اداری، اصطلاح، ابزار، قانون، عادت اجتماعی یا حتی گونه‌ای از رفتار نیز می‌تواند «وربیفتد» یا «ورافتاده» باشد. بنابراین پاسخ هم برای معنای «از مد افتادن» مناسب است و هم برای معنای جدی‌تر «برافتادن و از میان رفتن».

شمارش درست حروف پاسخ

در جدول کلمات، فاصله و نیم‌فاصله خانه جداگانه نمی‌گیرند و هر نویسه اصلی یک خانه محسوب می‌شود. «ورافتادن» از هشت حرف ساخته شده است:

و ر ا ف ت ا د ن

و + ر + ا + ف + ت + ا + د + ن = ۸ خانه

!

اگر پاسخ افقی یا عمودی شما دقیقاً هفت خانه دارد، «ورافتادن» در آن جای نمی‌گیرد. در چنین وضعی باید حروف تقاطعی و صورت فعل را دوباره بررسی کرد؛ شاید پاسخِ خواسته‌شده «ورافتاد» یا «برافتاد» باشد، نه مصدر «ورافتادن».

املای درست: «ورافتادن» یا «ور افتادن»؟

صورت مدخلی و مناسب برای ثبت در جدول «ورافتادن» است؛ یعنی پیوسته و بدون فاصله. در بعضی نوشته‌ها صورت «ور افتادن» نیز دیده می‌شود، چون گوینده دو جزء واژه را در تلفظ از هم تشخیص می‌دهد، اما در خانه‌های جدول تفاوت عملی ایجاد نمی‌کند: فاصله نوشته نمی‌شود و توالی حروف همان هشت حرف است.

نباید این واژه را با «وَر افتادن» به معنای ساده افتادن یا با ترکیب‌های گفتاری دیگری که از «ور» ساخته می‌شوند اشتباه گرفت. در سرنخ حاضر، کل ترکیب یک فعل با معنای تثبیت‌شده «منسوخ و متروک شدن» است.

صورت پیشنهادی برای جدول

ورافتادن؛ پیوسته، هشت حرفی و هماهنگ با پاسخ متداول جدول.

صورت صرف‌شده

ورافتاد؛ هفت حرفی و به معنای «منسوخ شد»، نه «منسوخ شدن».

تفاوت «ورافتادن» و «برافتادن»

«برافتادن» نزدیک‌ترین رقیب معنایی «ورافتادن» است. هر دو می‌توانند به از میان رفتن، متروک شدن یا منسوخ شدن اشاره کنند و هر دو نیز هشت حرف دارند. تفاوت تعیین‌کننده در جدول، حرف نخست است:

ورافتادن

با حرف «و» آغاز می‌شود و پاسخ رایج‌تر برای همین صورت سرنخ، یعنی «منسوخ شدن»، است.

برافتادن

با حرف «ب» آغاز می‌شود و بیشتر بر از میان رفتن، نابود شدن یا کنار رفتن یک رسم و ساختار تأکید می‌کند.

از نظر کاربرد، مرز این دو کاملاً سخت و جدا نیست. در جمله‌هایی مانند «این رسم ورافتاد» و «این رسم برافتاد»، هر دو صورت قابل فهم‌اند. پس اگر خانه اول از تقاطع واژه‌ای دیگر «ب» شده باشد، «برافتادن» گزینه‌ای جدی است؛ اگر «و» باشد، «ورافتادن» انتخاب طبیعی‌تر خواهد بود.

گزینه‌های مرتبط و زمان استفاده از آن‌ها

همه مترادف‌های «منسوخ شدن» برای هر جدول مناسب نیستند. تعداد خانه‌ها، نوع سرنخ و حروف مشترک تعیین می‌کنند کدام پاسخ پذیرفتنی است.

ورافتادن
دقیق‌ترین پاسخ مصدری برای «منسوخ شدن»؛ مناسب وقتی پاسخ هشت خانه دارد و حرف اول «و» است.
۸ حرف
برافتادن
هم‌معنای بسیار نزدیک؛ مناسب وقتی تقاطع، حرف اول «ب» را قطعی می‌کند.
۸ حرف
باطل‌شدن
بیشتر برای قانون، قرارداد، حکم، مجوز و چیزی که اعتبار رسمی خود را از دست می‌دهد.
۷ حرف
ملغاشدن
برای لغو رسمی یک مقرره، برنامه یا تصمیم مناسب‌تر است؛ از نظر لحن اداری‌تر از «ورافتادن» است.
۷ حرف
متروک‌شدن
بر رها شدن و به‌کار نرفتن تأکید دارد و برای رسم، راه، بنا یا شیوه قدیمی کاربردی است.
۸ حرف
ازمدافتادن
برای پوشاک، سبک، ظاهر، اصطلاح یا چیزی که دیگر مطابق سلیقه روز نیست، دقیق‌تر است.
۱۰ حرف
ازرونق‌افتادن
معنای کاهش رواج و استقبال را می‌رساند؛ ممکن است چیزی از رونق بیفتد ولی هنوز کاملاً منسوخ نشده باشد.
۱۲ حرف
ازبین‌رفتن
معنایی عام‌تر دارد و همیشه معادل دقیق منسوخ شدن نیست؛ ممکن است چیزی نابود شود بدون آن‌که پیش‌تر رایج یا معتبر بوده باشد.
۹ حرف

«منسوخ» با «منسوخ شدن» یکی نیست

«منسوخ» یک صفت پنج‌حرفی است، اما سرنخ «منسوخ شدن» ساخت فعلی دارد. اگر طراح جدول فقط «قدیمی و از رواج افتاده» یا «از اعتبار افتاده» را نوشته باشد، «منسوخ» می‌تواند پاسخ باشد. ولی وقتی خود سرنخ با «شدن» آمده، انتظار می‌رود پاسخ نیز مصدر یا فعل باشد؛ به همین دلیل «ورافتادن» از نظر ساخت، انتخاب کامل‌تری است.

قاعده کاربردی: سرنخ اسمی یا وصفی مانند «از رواج افتاده» می‌تواند «منسوخ» باشد؛ سرنخ فعلی «منسوخ شدن» معمولاً «ورافتادن» می‌خواهد.

دام‌های رایج هنگام پر کردن خانه‌ها

  • هفت‌حرفی دانستن پاسخ: «ورافتادن» هشت حرف دارد. حذف یکی از دو «ا» یا حرف پایانی «ن» املای واژه را نادرست می‌کند.
  • جابه‌جایی با «برافتادن»: این دو فقط در حرف اول تفاوت ندارند؛ گاهی لحن و بافت نیز انتخاب را روشن می‌کند، اما در جدول تقاطع مهم‌ترین راهنماست.
  • نوشتن «ور افتادن» در دو بخش: فاصله در جدول خانه نمی‌گیرد؛ پاسخ باید به شکل پیوسته وارد شود.
  • انتخاب «از بین رفتن» بدون توجه به معنا: این عبارت گسترده‌تر است و ممکن است مفهوم نابودی را برساند، نه مشخصاً کنار رفتن از رواج یا اعتبار.
  • نادیده گرفتن زمان فعل: «ورافتادن» مصدر است، «ورافتاد» گذشته ساده و «ورافتاده» صفت مفعولی. صورت سرنخ باید با صورت پاسخ هماهنگ باشد.

کاربرد واژه در جمله

رسم قدیمی کم‌کم ورافتاد. یعنی آن رسم به‌تدریج از رواج افتاد و دیگر اجرا نشد.
با آمدن روش تازه، شیوه قبلی ورافتاد. یعنی روش پیشین جایگاه و کاربرد خود را از دست داد.
این نوع پوشش سال‌هاست ورافتاده است. در این جمله واژه به معنای از مد افتاده و نامتداول به کار رفته است.
برخی اصطلاحات اداری به مرور ورافتادند. یعنی آن اصطلاحات دیگر در کاربرد رسمی یا معمول باقی نماندند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که «ورافتادن» می‌تواند هم تغییر طبیعی و تدریجی را بیان کند و هم کنار رفتن یک روش یا قاعده را. با این حال، وقتی لغو رسمی و حقوقی منظور باشد، «باطل شدن» یا «ملغا شدن» گاهی دقیق‌تر است.

چطور از روی تقاطع‌ها پاسخ را قطعی کنیم؟

اگر هنوز بین «ورافتادن» و گزینه‌های نزدیک تردید دارید، سه نشانه را بررسی کنید:

  • تعداد خانه‌ها: هشت خانه با «ورافتادن»، «برافتادن» و «متروک‌شدن» سازگار است؛ هفت خانه به صورت‌هایی مانند «باطل‌شدن»، «ملغاشدن» یا فعل گذشته «ورافتاد» نزدیک‌تر است.
  • حرف نخست: «و» پاسخ را به «ورافتادن» و «ب» آن را به «برافتادن» هدایت می‌کند.
  • بافت سرنخ: برای رسم و عادت، «ورافتادن» بسیار طبیعی است؛ برای حکم و قرارداد، «باطل‌شدن»؛ برای مُد و سبک، «ازمدافتادن»؛ و برای لغو رسمی، «ملغاشدن» دقیق‌تر است.

در سرنخی که فقط «منسوخ شدن» نوشته شده و هیچ قید دیگری ندارد، «ورافتادن» همچنان پاسخ اول است، زیرا هم از نظر معنایی مستقیم است، هم ساخت مصدری را حفظ می‌کند و هم در ادبیات جدول جاافتاده است.

صورت‌های هم‌خانواده‌ای که ممکن است در جدول ببینید

ورافتاد

هفت حرف؛ برابر با «منسوخ شد» یا «از میان رفت».

ورافتاده

هشت حرف؛ برابر با «منسوخ»، «از مد افتاده» یا «متروک».

ورانداختن

نه حرف؛ فعل متعدی به معنای «منسوخ کردن»، «از مد انداختن» یا «از میان بردن».

برافتاد

هفت حرف؛ برابر با «از میان رفت» یا «منسوخ شد» با حرف آغازین «ب».

تفاوت «ورافتادن» و «ورانداختن» نیز مهم است: اولی لازم است و خودِ پدیده از میان می‌رود؛ دومی متعدی است و کسی یا چیزی آن پدیده را از میان می‌برد. پس «منسوخ کردن» می‌تواند «ورانداختن» باشد، اما «منسوخ شدن» همان «ورافتادن» است.

جمع‌بندی دقیق سرنخ: پاسخ اصلی «منسوخ شدن در جدول» برابر با ورافتادن است. این واژه را پیوسته بنویسید و برای آن هشت خانه در نظر بگیرید. تنها زمانی سراغ «برافتادن» یا گزینه‌های دیگر بروید که تعداد خانه‌ها، حرف نخست یا بافت اختصاصی سرنخ چنین تغییری را ضروری کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.