برای سرنخ «معمور»، دقیقترین و رایجترین پاسخ جدولی «آباد» است. این برابر هم از نظر معنا درست است، هم چهار حرف دارد و هم در جدولهای شرحی فارسی بسیار طبیعیتر از گزینههای ادبی یا کمکاربرد مینشیند.
چرا پاسخ «آباد» است؟
«معمور» صفتی به معنی آبادشده، دارای عمارت، مسکون، برخوردار از جمعیت و دارای رونق است. وقتی گفته میشود شهری معمور است، منظور شهری ویران یا متروک نیست؛ بلکه جایی است که زندگی، ساختوساز، سکونت یا رونق در آن جریان دارد. در فارسی امروز، کوتاهترین برابر روشن و بیابهام این مفهوم «آباد» است.
رابطه معنایی دو واژه
معمور بر نتیجه آبادانی تأکید میکند؛ یعنی چیزی که ساخته، دایر یا قابل سکونت شده است. آباد نیز همین وضعیت را با واژهای سادهتر و رایجتر بیان میکند. به همین دلیل در فضای محدود جدول، «آباد» معمولاً انتخاب نخست است.
ضد معنایی این واژهها نیز به تشخیص پاسخ کمک میکند. «معمور» و «آباد» در برابر واژههایی مانند ویران، خراب، متروک و بایر قرار میگیرند. پس اگر خانههای متقاطع با «آباد» سازگار باشند، از نظر معنایی دلیل محکمی برای تغییر پاسخ وجود ندارد.
تعداد حروف و املای پاسخ
پاسخ استاندارد چهار حرف دارد و با «آ» آغاز میشود:
املای درست: «آباد»
در نوشتار معیار، شکل درست کلمه آباد است، نه «اباد». با این حال، در بعضی جدولها یا صفحهکلیدهای قدیمی ممکن است «آ» به صورت «ا» ثبت یا نمایش داده شود. این تفاوت نمایشی، پاسخ را عوض نمیکند؛ خانه نخست همچنان نماینده حرف آغازین «آباد» است.
گزینههای محتمل و زمان استفاده از هرکدام
هرچند «آباد» بهترین پاسخ برای سرنخ مستقل «معمور» است، طول پاسخ یا حروف تقاطعی ممکن است گزینه دیگری را تحمیل کند. رتبهبندی کاربردی پاسخها چنین است:
دقیقترین، سادهترین و رایجترین برابر. برای اغلب جدولها پاسخ نهایی همین است.
از نظر لغوی بسیار نزدیک و درست است؛ زمانی مناسب است که پاسخ ششخانهای باشد.
در بافتهایی مانند «مغازه دایر»، «کارگاه دایر» یا «قنات دایر» مناسبتر است، اما برای معنای عمومی «معمور» از «آباد» کمدقتتر است.
برابر عربی و ادبیِ آباد است و در جدولهای دشوار یا واژهمحور دیده میشود، ولی در فارسی عمومی انتخاب اول نیست.
اگر تعداد خانهها مشخص نشده باشد، «آباد» بر دیگر گزینهها اولویت دارد. «آبادان» فقط با الگوی ششحرفی و «دایر» یا «عامر» با قرینههای تقاطعی ویژه انتخاب میشوند.
«معمور» را با «مأمور» اشتباه نگیرید
مهمترین دام این سرنخ، شباهت ظاهری و آوایی معمور و مأمور است. این دو واژه هممعنی نیستند و از دو ساخت متفاوت میآیند. وجود حرف «ع» در «معمور» نشانهای کلیدی برای رسیدن به معنای آبادانی است.
به معنی آباد، آبادان، مسکون یا رونقیافته. پاسخ پیشنهادی جدول: آباد.
کسی که برای انجام کاری گماشته شده است؛ مانند کارگزار، مسئول یا موظف.
در فونتهای کوچک، همزه «مأمور» ممکن است خوب دیده نشود و کلمه با «معمور» اشتباه خوانده شود. برای حل درست، فقط به شکل کلی واژه نگاه نکنید؛ حرف میانی و معنای سرنخ را همزمان بررسی کنید.
واژههای شبیه دیگری که پاسخ را منحرف میکنند
مخمور
با «خ» نوشته میشود و معنی آن خمار، مست یا از باده اثرگرفته است. پاسخهایی مانند «مست» به این واژه مربوطاند، نه به «معمور».
مزمور
با «ز» نوشته میشود و در کاربرد دینی و ادبی به سرود یا بخشی از مزامیر اشاره دارد. «سرود» میتواند پاسخ آن باشد.
مغمور
با «غ» نوشته میشود و میتواند معنی پوشیده، ناشناخته یا فروگرفته داشته باشد. این واژه ارتباطی با آبادانی ندارد.
مأجور
با «ج» و همزه نوشته میشود و در بافتهای رسمی به معنی پاداشیافته یا برخوردار از اجر است؛ از نظر شکل نزدیک، اما از نظر معنا جداست.
معنای دقیق «معمور» در جمله
این واژه بیشتر در نثر رسمی، تاریخی و ادبی دیده میشود و معمولاً برای شهر، کشور، ناحیه، خانه، بنا یا سرزمین به کار میرود. مفهوم آن فقط «تعمیرشده» نیست؛ گاهی سکونت، رونق، نظم و حضور زندگی را نیز در خود دارد.
در بعضی جملهها، «دایر» تنها بخشی از مفهوم را میرساند. برای نمونه، یک مغازه میتواند دایر باشد، اما کاربرد «معمور» درباره آن طبیعی نیست. در مقابل، برای یک شهر یا سرزمین، «آباد» دامنه معنایی مناسبتری دارد.
ریشه واژه و دلیل شکل املایی آن
«معمور» واژهای عربی و وابسته به خانواده معنایی عمران، عمارت، تعمیر و آبادانی است. حضور «ع» در ساختمان کلمه تصادفی نیست و همین حرف، پیوند آن را با مفهوم ساختن و آباد کردن نشان میدهد. در فارسی، این واژه به صورت صفت به کار رفته و معمولاً حالتِ آباد و ساختهشده را توصیف میکند.
خانواده معنایی مفید برای حل جدول
دیدن این پیوندها کمک میکند «معمور» را از «مأمور» که به خانواده «امر» و مأموریت مربوط است جدا کنیم.
چطور میان «آباد»، «دایر» و «عامر» انتخاب کنیم؟
- تعداد خانهها را بشمارید: چهار خانه با «آباد»، «دایر» و «عامر» سازگار است؛ شش خانه به «آبادان» اشاره میکند.
- حرف اول را از تقاطع بگیرید: آغاز با «آ» احتمال «آباد» را بسیار بالا میبرد؛ آغاز با «د» به «دایر» و آغاز با «ع» به «عامر» نزدیک است.
- نوع سرنخ را بسنجید: سرنخ ساده و مستقیم معمولاً پاسخ رایج میخواهد؛ سرنخ ادبی یا عربی ممکن است «عامر» را هدف گرفته باشد.
- بافت را در نظر بگیرید: برای شهر و سرزمین «آباد» طبیعیتر است؛ برای مؤسسه، راه، مغازه یا دستگاه فعال، «دایر» میتواند مناسبتر باشد.
- از شکل ثبتشده نترسید: اگر پاسخ در دادههای قدیمی «اباد» آمده باشد، شکل معیار نوشتاری آن «آباد» است و همچنان چهار حرف دارد.
بررسی نهایی پاسخ چهارحرفی
سرنخ «معمور» بدون توضیح اضافی، یک مترادف مستقیم میخواهد. «آباد» از نظر معنی کاملاً منطبق است، طول کوتاه و مناسب جدول دارد، در فارسی امروز قابلفهمتر است و با ضدهای رایج «ویران» و «خراب» نیز تقابل روشنی میسازد. «دایر» وابستهتر به بافت است و «عامر» رنگ ادبی و عربی بیشتری دارد؛ پس هیچکدام در حالت عادی بر «آباد» برتری ندارند.
معمور = آباد. پاسخ را در چهار خانه به ترتیب آ، ب، ا، د وارد کنید. تنها زمانی سراغ «آبادان»، «دایر» یا «عامر» بروید که تعداد خانهها یا حروف تقاطعی آشکارا پاسخ دیگری را الزام کند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!