برای سرنخ «مسدود» در جدول کلمات، دقیقترین و متداولترین پاسخ «بسته» است. این واژه هم از نظر معنی با سرنخ انطباق مستقیم دارد، هم کوتاه و خوشچین است و هم در چهار خانه جای میگیرد. بااینحال، تعداد خانهها و موضوع سرنخ ممکن است گزینههای دیگری مانند «کیپ»، «سد»، «گرفته» یا «مقفل» را مطرح کند؛ بنابراین پاسخ نهایی باید با حروف تقاطعی نیز سنجیده شود.
چرا «بسته» انتخاب اول است؟
«مسدود» در کاربرد معمول یعنی چیزی که راه عبور، ورود، خروج یا جریان در آن باز نیست. وقتی میگوییم «راه مسدود است»، صورت سادهتر و فارسیتر همان جمله «راه بسته است» خواهد بود. این نزدیکی معنایی باعث میشود «بسته» بدون نیاز به توضیح اضافه، سرنخ را پوشش دهد.
از دید ساخت دستوری نیز هر دو واژه در این کاربرد نقش صفت دارند. «درِ مسدود»، «مسیر مسدود» و «حساب مسدود» را میتوان بهترتیب «درِ بسته»، «مسیر بسته» و در بعضی بافتها «حساب بسته» گفت. البته دامنه کاربرد این دو کاملاً یکسان نیست؛ مثلاً در زبان اداری «حساب مسدود» طبیعیتر از «حساب بسته» است، اما در منطق جدول، طراح معمولاً نزدیکترین مترادف کوتاه را میخواهد، نه لزوماً رسمیترین ترکیب اداری را.
معنی دقیق و املای درست پاسخ
املای درست پاسخ «بسته» است؛ با «ه» پایانی. این واژه از بن فعل «بستن» ساخته شده و در اینجا صفت مفعولی است: چیزی که آن را بستهاند یا امکان عبور و گشایش در آن وجود ندارد. نوشتن «بست» بهجای «بسته» پاسخ را تغییر میدهد؛ «بست» در فارسی میتواند اسم یا بن ماضی فعل باشد و در جمله امروزین، معادل کامل صفت «مسدود» محسوب نمیشود.
در شمارش جدول، «بسته» چهار حرف دارد. حرکتهای کوتاه مانند فتحه و کسره نوشته نمیشوند و در تعداد خانهها اثری ندارند. صورت تلفظی آن «بَسته» است، اما در خانههای جدول فقط حروف اصلی قرار میگیرند.
گزینههای محتمل بر پایه تعداد خانه
در جدول کلمات، تعداد خانهها بخشی از خودِ سرنخ است. یک مترادف ممکن است از نظر فرهنگ لغت درست باشد، اما بهدلیل تفاوت تعداد حروف یا محدود بودن کاربرد، در جدول مورد نظر جواب نباشد. گزینههای زیر واقعاً به «مسدود» نزدیکاند، ولی ارزش آنها یکسان نیست.
پاسخ عمومی و اولویتدار. برای راه، در، مسیر، ورودی، مجرا و موارد مشابه طبیعی است.
واژهای محاورهای برای چیزی که کاملاً بسته، پر یا گرفته شده؛ بیشتر درباره بینی، لوله، درز و فضای بدون منفذ به کار میرود.
بیشتر اسم است تا صفت. در جدولهای فشرده ممکن است با معنای «مانع» یا «بند» بیاید، ولی معادل دستوری کامل «مسدود» نیست.
یعنی قفلشده. برای در، صندوق یا چیزی که با قفل بسته شده مناسب است، اما از «بسته» رسمیتر و محدودتر است.
برای بینی، صدا، لوله، چاه یا مجرایی که جریان در آن مختل شده بسیار مناسب است؛ برای هر نوع مسیر مسدود کاربرد یکسان ندارد.
نامِ راهی است که خروجی ندارد، نه مترادف عمومی صفت «مسدود». فقط وقتی سرنخ به کوچه یا مسیر بیخروجی اشاره کند جدی میشود.
تکرار خود سرنخ معمولاً پاسخ مطلوب نیست، مگر جدول رابطهای خاص مانند «هممعنیِ واژه دیگر» یا چینش معکوس داشته باشد.
صورت توضیحی و بلند است. در جدولهای استاندارد، وقتی خود سرنخ «مسدود» است، چنین پاسخی معمولاً بیش از حد مستقیم و کماحتمال خواهد بود.
رتبهبندی پاسخها از نظر احتمال
بسته
بهترین پاسخ عمومی؛ دقیق، ساده، چهارحرفی و همنقش با سرنخ.
کیپ یا گرفته
وقتی موضوع سرنخ بینی، لوله، مجرا، منفذ یا راه جریان باشد، این دو گزینه با توجه به تعداد خانهها تقویت میشوند.
مقفل
اگر مفهوم قفل و درِ قفلشده در سرنخ یا پاسخهای متقاطع دیده شود، گزینهای معتبر اما کمکاربردتر است.
سد یا بنبست
این دو بیشتر به «مانع» و «راه بیخروجی» اشاره دارند و تنها در بافت مشخص باید جای پاسخ اصلی را بگیرند.
تفاوت «مسدود» با واژههای نزدیک
هممعنی بودن همیشه به معنای قابلجایگزین بودن در همه جملهها نیست. «بسته» عمومیترین گزینه است، اما واژههای نزدیک هرکدام رنگ معنایی ویژهای دارند. شناخت همین تفاوتهای کوچک، مانع از پر کردن شتابزده خانهها میشود.
بسته و مقفل
«مقفل» مشخصاً بر قفل شدن دلالت دارد. یک در ممکن است بسته باشد اما قفل نباشد؛ پس هر چیز مقفل بسته است، ولی هر چیز بسته الزاماً مقفل نیست. اگر طراح فقط «مسدود» نوشته باشد، «بسته» پوشش معنایی وسیعتری دارد.
بسته و کیپ
«کیپ» در زبان روزمره شدت بیشتری را میرساند: راه هوا یا منفذ کاملاً گرفته است، چیزی تا آخر پر شده یا دو سطح بدون فاصله به هم چسبیدهاند. برای «بینی مسدود» پاسخ «کیپ» طبیعی است، ولی برای «خیابان مسدود» معمولاً «بسته» روانتر است.
بسته و گرفته
«گرفته» اغلب در جایی میآید که جریان عادی مختل شده باشد؛ مانند لوله گرفته، بینی گرفته یا راهآب گرفته. این واژه پنج حرف دارد و وقتی یکی از حروف تقاطعی «گ» یا «ر» باشد، باید آن را جدیتر بررسی کرد.
مسدود و بنبست
«مسدود» وضعیت یک مسیر را توصیف میکند، اما «بنبست» نوعی مسیر است. خیابانی ممکن است موقتاً به علت عملیات عمرانی مسدود شود، بیآنکه بنبست باشد. برعکس، کوچه بنبست ممکن است کاملاً باز و قابل عبور تا انتهای خود باشد. بنابراین «بنبست» فقط در سرنخهای مربوط به «راه بیخروجی» پاسخ دقیقی است.
چگونه با حروف تقاطعی پاسخ را قطعی کنیم؟
سرنخهای مشابهی که پاسخ دیگری میخواهند
تغییر کوچک در صورت سؤال، نقش دستوری و در نتیجه پاسخ را عوض میکند. این تمایز بهخصوص در جدولهایی مهم است که سرنخهای اسمی، فعلی و صفتی کنار هم قرار میگیرند.
پاسخهای محتمل: «بستن»، «سد کردن» یا «بند آوردن». اینجا سرنخ فعل است و «بسته» پاسخ مستقیم آن نیست.
پاسخهای محتمل: «بسته شدن»، «گرفتن» یا «بند آمدن»؛ انتخاب دقیق به موضوع و تعداد خانه بستگی دارد.
پاسخ دقیقتر «بنبست» است، زیرا سرنخ نوع مسیر را تعریف میکند، نه صرفاً وضعیت بسته بودن آن را.
«مقفل» یا «بسته» مطرح میشود؛ وجود اشاره مستقیم به قفل، کفه را به سود «مقفل» سنگین میکند.
«گرفته» پاسخ طبیعیتری است، چون در فارسی معمولاً میگوییم «لوله گرفته است».
«کیپ» پاسخ کوتاه و محاورهای مناسبی است، بهویژه اگر سه خانه در اختیار باشد.
پرسشهای رایج درباره این سرنخ
«مسدود» در جدول چهار حرفی چیست؟
پاسخ اصلی «بسته» است. این واژه چهار حرف دارد و مستقیمترین مترادف رایج برای سرنخ به شمار میآید.
آیا «مقفل» هم میتواند درست باشد؟
بله، «مقفل» نیز چهار حرف دارد و معنای قفلشده میدهد، اما دامنه آن محدودتر است. بدون اشاره به قفل، «بسته» معمولاً انتخاب بهتر است.
پاسخ سه حرفی «مسدود» چیست؟
«کیپ» محتملترین گزینه سه حرفی است، بهخصوص برای بینی، مجرا، منفذ یا چیزی که کاملاً گرفته باشد. «بند» نیز در برخی جدولها دیده میشود، ولی بیشتر اسم است.
پاسخ دو حرفی «مسدود» چیست؟
«سد» ممکن است در دو خانه قرار بگیرد، اما از نظر دستوری بیشتر به معنی مانع یا بند است. آن را فقط وقتی انتخاب کنید که حروف تقاطعی تأییدش کنند.
چرا «بنبست» همیشه جواب نیست؟
چون بنبست راهی بدون خروجی است، درحالیکه مسدود بودن میتواند موقت یا بر اثر مانع باشد. این دو مفهوم فقط در بعضی بافتهای مربوط به مسیر به هم نزدیک میشوند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!