پرش به محتوای اصلی

مریض در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: بیمار، ناخوش، ناسالممحتمل‌ترین جواب: «بیمار»

برای سرنخ «مریض»، یک جواب ثابت در همه جدول‌ها وجود ندارد؛ تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی تعیین می‌کنند کدام مترادف باید نوشته شود. میان پاسخ‌های رایج، «بیمار» دقیق‌ترین و طبیعی‌ترین معادل است، «ناخوش» انتخابی کاملاً معتبر و هم‌طول با آن به شمار می‌آید و «ناسالم» بیشتر وقتی مناسب است که سرنخ نقش صفت داشته باشد یا شش خانه در اختیار باشد.

سه پاسخ اصلی و تفاوت کاربرد آن‌ها

بیمار۵ حرف

مستقیم‌ترین معادل فارسی برای شخصی که بیماری دارد. وقتی فقط سرنخ «مریض» نوشته شده و پنج خانه دیده می‌شود، این گزینه معمولاً اولویت نخست است.

ناخوش۵ حرف

در معنی «بدحال و بیمار» کاملاً درست است. لحن آن کمی ادبی‌تر یا گفتاری‌تر از «بیمار» است و حروف تقاطعی می‌توانند میان این دو پاسخ پنج‌حرفی داوری کنند.

ناسالم۶ حرف

معنایی گسترده‌تر دارد و برای انسان، وضعیت، محیط یا شیء هم به کار می‌رود. بنابراین معتبر است، اما همیشه به اندازه «بیمار» بر شخص مریض دلالت مستقیم ندارد.

پاسخ‌ها بر پایه تعداد خانه‌های جدول

در شمارش خانه‌ها، هر حرف نوشته‌شده یک خانه محسوب می‌شود؛ حرکت‌ها و نشانه‌های آوایی خانه جدا ندارند. فهرست زیر گزینه‌های واقعاً قابل‌دفاع را از پاسخ‌های مبهم یا نادقیق جدا می‌کند.

۴چهارحرفی
علیل سقیم خسته

«علیل» و «سقیم» پاسخ‌های روشن و فرهنگ‌پذیرند. «خسته» فقط در بافت ادبی و کهن می‌تواند به معنی مجروح یا دردمند بیاید؛ در فارسی امروز نخست معنی «نیازمند استراحت» را می‌رساند، پس بدون قرینه انتخاب اول نیست.

۵پنج‌حرفی
بیمار ناخوش رنجور بدحال نالان

این گروه بیشترین احتمال را دارد. «بیمار» و «ناخوش» مستقیم‌ترند؛ «رنجور» رنگ ادبی دارد؛ «بدحال» بر وضعیت نامساعد تأکید می‌کند و «نالان» بیشتر کسی را توصیف می‌کند که از درد می‌نالد، نه هر فرد بیمار را.

۶شش‌حرفی
ناسالم دردمند

«ناسالم» پاسخ صفت‌محور و عمومی است. «دردمند» می‌تواند بیمار یا گرفتار درد باشد، ولی گاهی معنای اندوهگین و رنج‌کشیده نیز می‌دهد. برای سرنخ کاملاً پزشکی، حروف تقاطعی اهمیت زیادی دارند.

۸هشت‌حرفی
ناتندرست

معادل دقیق و فارسیِ «مریض» است، اما به سبب طول بیشتر کمتر از «بیمار» در جدول‌های فشرده دیده می‌شود. اگر الگوی حروف با «ناتندرست» جور باشد، از نظر معنایی پاسخ محکمی است.

اصلاح مهم شمارش: «بیمار» و «ناخوش» هر دو پنج حرف دارند، «ناسالم» شش حرف است، «سقیم» و «علیل» چهار حرف‌اند و «رنجور» پنج حرف دارد. در حل جدول، شمارش دقیق از حفظ‌کردن فهرست‌های آماده مطمئن‌تر است.

چطور میان «بیمار»، «ناخوش» و «ناسالم» انتخاب کنیم؟

اول تعداد خانه‌ها را قطعی کنید. پنج خانه معمولاً رقابت «بیمار» و «ناخوش» را ایجاد می‌کند؛ شش خانه احتمال «ناسالم» یا «دردمند» را بالا می‌برد.
به نقش دستوری سرنخ توجه کنید. اگر منظور یک شخص باشد، «بیمار» طبیعی‌تر است. اگر سرنخ درباره وضع، محیط، خوراک یا عادت باشد، «ناسالم» تناسب بیشتری دارد.
حروف تقاطعی را از ابتدا و انتها بخوانید. شروع با «ب» و پایان با «ر» تقریباً «بیمار» را مشخص می‌کند؛ شروع با «ن» و پایان با «ش» به «ناخوش» می‌رسد.
رواج را بر واژه نادر مقدم بدانید. طراح معمولاً در سرنخ ساده، جواب ساده می‌خواهد. «سقیم» و «علیل» زمانی منطقی‌ترند که چهار خانه وجود داشته باشد یا لحن جدول ادبی باشد.

اعتبار پاسخ‌های ذخیره‌شده

بیماراولویت بسیار بالا

هم از نظر معنی و هم از نظر کاربرد روزمره، نزدیک‌ترین جانشین «مریض» است. این واژه می‌تواند هم صفت باشد، مانند «کودک بیمار»، و هم به جای اسم شخص به کار رود، مانند «بیمار را معاینه کردند».

ناخوشاولویت بالا

در معنی «بدحال، بیمار و رنجور» معتبر است. با این حال «ناخوش» معانی دیگری مانند نامطبوع یا ناگوار نیز دارد؛ پس در سرنخ‌های چندمعنایی باید از حروف مشترک کمک گرفت.

ناسالممعتبر اما گسترده‌تر

برای «مریض» قابل‌قبول است، ولی دامنه‌اش تنها به انسان محدود نیست: غذای ناسالم، هوای ناسالم، رابطه ناسالم و استدلال ناسالم نیز گفته می‌شود. اگر سرنخ صریحاً درباره یک فرد باشد، «بیمار» انتخاب دقیق‌تری است.

دام‌هایی که پاسخ را اشتباه می‌کنند

«مرض» و «سقم» شخص نیستند

«مرض» و «سقم» بیشتر نام بیماری، ناخوشی یا عیب‌اند. اگر سرنخ «بیماری» یا «ناخوشی» باشد مناسب‌اند، اما برای سرنخ شخص‌محور «مریض» معمولاً پاسخ دقیق محسوب نمی‌شوند.

«بستری» از «مریض» محدودتر است

هر فرد بستری معمولاً بیمار یا تحت مراقبت است، اما هر مریضی بستری نیست. این پاسخ تنها وقتی خوب است که حروف تقاطعی یا اشاره به بیمارستان آن را تأیید کند.

«معلول» جانشین عمومی مناسبی نیست

در برخی متون قدیمی «معلول» به معنی علیل و بیمار هم آمده، اما در کاربرد امروز بیشتر به فرد دارای معلولیت یا به «پیامد یک علت» اشاره می‌کند. برابرگرفتن همیشگی آن با مریض هم نادقیق است و هم می‌تواند نامناسب باشد.

«سقیم» دو معنای مستقل دارد

«سقیم» هم «بیمار» معنی می‌دهد و هم «نادرست»؛ برای نمونه، «استدلال سقیم» یعنی استدلال غلط. بنابراین موضوع سرنخ و حروف پیرامونی باید روشن کنند کدام معنا خواسته شده است.

«خسته» در جدول کلاسیک

در زبان امروز خسته یعنی فرسوده و کم‌توان پس از کار، اما در متون کهن می‌تواند «مجروح، آزرده یا دردمند» باشد. فقط در جدول‌های ادبی یا با قرینه روشن، آن را معادل مریض در نظر بگیرید.

«مریض‌دار» با «مریض» فرق دارد

اگر سرنخ از مراقب بیمار، مریض‌دار یا کسی که تیمار می‌کند سخن بگوید، جواب‌هایی مانند «پرستار» یا «تیماردار» مطرح می‌شوند؛ این‌ها پاسخ خود واژه «مریض» نیستند.

تشخیص جواب از روی الگوی حروف

وقتی چند حرف از واژه‌های عمودی و افقی معلوم شده است، شکل پاسخ خیلی سریع محدود می‌شود. علامت «؟» در نمونه‌های زیر یعنی خانه‌ای که هنوز پر نشده است.

ب؟م؟ربا پنج خانه، تقریباً همیشه به «بیمار» می‌رسد.
ن؟خ؟شالگوی روشن «ناخوش» است.
ر؟جورپاسخ ادبی‌تر «رنجور» را نشان می‌دهد.
ع؟ی؟در چهار خانه، «علیل» گزینه بسیار محتمل است.
س؟ی؟اگر فضای واژه ادبی یا عربی باشد، «سقیم» مناسب است.
ن؟سالمشش خانه و پایان «سالم» به «ناسالم» اشاره دارد.
د؟دمنددر شش خانه، جواب «دردمند» کامل می‌شود.

معنی، املا و ساخت واژه «مریض»

املای معیار: «مریض» با حرف «ض» نوشته می‌شود. نوشتن «مریز» به عنوان معادل املایی این واژه در فارسی معیار درست نیست؛ «مریز» معمولاً صورت فعلی از «ریختن» در جمله‌ای مانند «آب را مریز» است و معنی دیگری دارد.

معنی اصلی: شخصی که دچار بیماری یا اختلال در سلامت است؛ در گفتار و نوشتار فارسی، «بیمار» برابر فارسی و رسمی‌تر آن به شمار می‌آید.

ریشه: «مریض» واژه‌ای عربی از خانواده «مرض» است. در فارسی امروز، جمع طبیعی آن «مریض‌ها» یا، در نثر رسمی‌تر، «بیماران» است. صورت عربی «مَرضی» ممکن است در متن‌های عربی یا قدیمی دیده شود، اما برای یک سرنخ مفرد نباید به‌جای مترادف مریض نوشته شود.

مرزبندی معنایی گزینه‌های نزدیک

رنجور افزون بر بیمار، می‌تواند رنج‌کشیده، آزرده یا غمگین باشد. دردمند گاهی درد جسمی و گاهی اندوه یا رنج درونی را می‌رساند. بدحال شدت یا فوریت بیشتری نسبت به مریض عادی القا می‌کند. نالان بر نشانه بیرونی درد، یعنی ناله‌کردن، تکیه دارد. کسل ممکن است فقط بی‌حوصله یا کم‌انرژی باشد و الزاماً بیمار نیست. این تفاوت‌ها سبب می‌شوند هر مترادفی که در فرهنگ لغت کنار «مریض» آمده، در هر جدول جایگزین یکسانی نباشد.

قاعده کاربردی: اگر سرنخ فقط یک واژه ساده است و هیچ نشانه ادبی، پزشکی تخصصی یا معنای مجازی ندارد، پاسخ رایج‌تر را انتخاب کنید؛ یعنی ابتدا «بیمار»، سپس با توجه به حروف «ناخوش»، و بعد گزینه‌های خاص‌تر مانند «علیل»، «سقیم» یا «رنجور».

انتخاب نهایی برای «مریض در جدول»

بدون دانستن تعداد خانه‌ها: «بیمار» بهترین پاسخ است.

اگر پنج خانه دارید: «بیمار» یا «ناخوش» را با حروف تقاطعی بسنجید؛ «رنجور» نیز گزینه ادبی معتبر است.

اگر چهار خانه دارید: «علیل» و «سقیم» از دقیق‌ترین انتخاب‌ها هستند.

اگر شش خانه دارید: «ناسالم» یا «دردمند» محتمل است، با این تفاوت که «ناسالم» معنایی عمومی‌تر دارد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.