پرش به محتوای اصلی

مامور تحقیق در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم:بازجو۵ حرف

دقیق‌ترین جواب برای این سرنخ، بازجو است. این انتخاب فقط یک مترادف تقریبی نیست؛ در کاربرد فرهنگ‌های فارسی، خود واژه «بازجو» به کسی گفته می‌شود که برای بررسی، پرسش و رسیدگی به موضوعی مأمور شده است. به همین دلیل، وقتی عبارت کوتاه «مأمور تحقیق» در جدول دیده می‌شود و پنج خانه در اختیار داریم، «بازجو» از نظر معنی، تعداد حروف و رسم رایج جدول‌ها بهترین انطباق را دارد.

چرا «بازجو» پاسخ اصلی است؟

سرنخ‌های جدول معمولاً تعریف را تا حد ممکن فشرده می‌کنند. «مأمور تحقیق» نیز یک تعریف شغلی کوتاه است: فردی که مأموریت او پرسیدن، وارسی‌کردن و روشن‌کردن واقعیت است. واژه «بازجو» همین نقش را در یک کلمه بیان می‌کند و برخلاف بعضی گزینه‌های نزدیک، نه بیش از اندازه علمی است و نه لزوماً به یک سمت رسمی قضایی محدود می‌شود.

در زبان امروز، شنیدن «بازجو» ممکن است ذهن را فوری به بازجویی از متهم ببرد؛ اما دامنه معنایی واژه از این تصویر محدودتر نیست. بازجو می‌تواند فردی باشد که درباره یک امر، اتهام، گزارش، سند یا رویداد تحقیق می‌کند و از افراد آگاه پرسش می‌پرسد. همین گستره باعث شده است که طراحان جدول از آن به‌عنوان معادل مستقیم و کوتاه «مأمور تحقیق» استفاده کنند.

نشانه تعیین‌کننده: اگر پاسخ پنج‌خانه‌ای است، ترتیب حروف ب، ا، ز، ج، و با سرنخ کاملاً سازگار است و معمولاً نیازی به رفتن سراغ پاسخ‌های دورتر وجود ندارد.

تعداد حروف و ساختار پاسخ

چیدمان پنج‌حرفی

در شمارش خانه‌های جدول، هر نویسه یک خانه می‌گیرد و «بازجو» بدون فاصله نوشته می‌شود.

ب ا ز ج و

مشخصات سریع

پاسخبازجو
تعداد حروف۵
نوع واژهاسمِ شخص
شیوه نوشتنپیوسته و بی‌فاصله

در جدول‌های فارسی، فاصله یا نیم‌فاصله‌ای داخل این کلمه وجود ندارد. بنابراین شکل‌هایی مانند «باز جو» یا «باز‌جو» برای پرکردن خانه‌ها درست نیستند. صورت معیار همان بازجو است. جزء «جو» نیز با خانواده واژه‌های «جستن»، «جست‌وجو» و «جوینده» پیوند دارد و مفهوم کسی را می‌رساند که در پی یافتن پاسخ یا حقیقت است.

مقایسه پاسخ‌های محتمل

چند واژه از نظر معنایی به «مأمور تحقیق» نزدیک‌اند، اما همه آن‌ها برای این سرنخ ارزش یکسانی ندارند. تعداد خانه‌ها و نوع بافت تعیین می‌کند کدام گزینه پذیرفتنی‌تر است.

بازجو۵ حرف

مستقیم‌ترین برابر برای فرد مأمور به تحقیق، پرسش و رسیدگی. هم از نظر تعریف و هم از نظر کاربرد جدولی، گزینه نخست است.

انطباق بسیار بالا
مفتش۴ حرف

به معنای تفتیش‌کننده و در کاربرد قدیمی‌تر، بازرس است. برای سرنخ‌هایی مانند «بازرس» یا «تفتیش‌کننده» مناسب‌تر است.

محتمل در چهار خانه
محقق۴ حرف

واژه‌ای عام برای تحقیق‌کننده است و در فارسی امروز بیشتر پژوهشگر علمی یا کسی را تداعی می‌کند که درباره موضوعی مطالعه می‌کند.

معنای گسترده‌تر
مستنطق۶ حرف

واژه‌ای قدیمی و حقوقی برای کسی است که از دیگری پرسش می‌کند یا او را به سخن‌گفتن وامی‌دارد؛ در جدول‌های کلاسیک دیده می‌شود.

وابسته به بافت قدیمی
بازپرس۶ حرف

عنوانی مشخص‌تر در فضای قضایی است. هر بازپرس کار تحقیق انجام می‌دهد، اما هر «مأمور تحقیق» الزاماً بازپرس قضایی نیست.

بیش از حد تخصصی
پژوهشگر۷ حرف

برای تحقیق علمی، دانشگاهی یا مطالعاتی مناسب است؛ با مفهوم مأمور پرس‌وجو و رسیدگی در این سرنخ فاصله دارد.

کم‌احتمال برای این سؤال

مرز معنایی «بازجو» با واژه‌های نزدیک

بازجو و بازپرس کاملاً هم‌معنا نیستند. بازپرس معمولاً جایگاه و وظیفه‌ای تعریف‌شده در روند قضایی دارد و درباره جرم، متهم، شاهد و دلایل پرونده تحقیق می‌کند. «بازجو» واژه‌ای عمومی‌تر برای شخصی است که مأمور پرسش و بررسی شده است. پس اگر خود سرنخ «مقام قضایی تحقیق‌کننده» یا «قاضی تحقیق» باشد، «بازپرس» می‌تواند دقیق‌تر شود؛ اما برای عبارت ساده «مأمور تحقیق»، «بازجو» طبیعی‌تر و فشرده‌تر است.

بازجو و کارآگاه نیز نقش‌های متفاوتی دارند. کارآگاه بیشتر با کشف سرنخ، پیگیری شواهد و حل جرم شناخته می‌شود، در حالی که بازجو بر پرسش، وارسی گفته‌ها و دریافت اطلاعات تمرکز دارد. به همین علت، پاسخ «کارآگاه» برای سرنخ‌هایی مانند «کاشف جرم» مناسب‌تر است و برای این عنوان، انتخاب اول به شمار نمی‌آید.

بازجو و مفتش بیشترین هم‌پوشانی را دارند، ولی «مفتش» در کاربرد اداری و تاریخی به بازرس یا کسی که کار یک اداره و کارکنان را بررسی می‌کند نیز گفته شده است. اگر تقاطع‌ها چهار حرف بخواهند، «مفتش» احتمال جدی دارد؛ اگر پنج حرف باشند، «بازجو» برتری روشن پیدا می‌کند.

املای درست و خطاهای رایج

درست: بازجو؛ یک کلمه پیوسته، بدون فاصله و بدون نیم‌فاصله.
تعداد درست: پنج حرف؛ «ب ا ز ج و».
صورت نادرست: «باز جو»؛ جدانویسی این ترکیب در پاسخ جدول پذیرفته نیست.
اشتباه معنایی: قرار دادن «محقق» بدون توجه به بافت؛ محقق الزاماً مأمور رسمی تحقیق یا پرسش از افراد نیست.
اشتباه تخصصی: جایگزین‌کردن خودکار «بازپرس»؛ این واژه سمت قضایی مشخص‌تری دارد و شش‌حرفی است.

در خود عنوان ممکن است «مامور» بدون همزه نوشته شده باشد، اما در نثر معیار معمولاً «مأمور» نوشته می‌شود. این تفاوت املایی هیچ اثری بر پاسخ ندارد و پاسخ همچنان «بازجو» است.

کاربرد واژه در چند بافت نزدیک

دیدن واژه در جمله کمک می‌کند روشن شود چرا «بازجو» از میان گزینه‌ها انتخاب شده است. در هر سه نمونه زیر، محور اصلی پرسش و رسیدگی برای کشف واقعیت است:

پروندهبازجو برای روشن‌شدن تناقض‌های گزارش، پرسش‌های دقیق‌تری مطرح کرد.
اسنادبازجو نوشته‌ها و مدارک موجود را با گفته‌های افراد تطبیق داد.
تحقیق اداریفرد مأمور رسیدگی، در نقش بازجو درباره روند انجام کار پرس‌وجو کرد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که واژه فقط به پرسیدن چند سؤال محدود نیست؛ بررسی اسناد، سنجش سازگاری گفته‌ها و دنبال‌کردن جزئیات نیز می‌تواند بخشی از کار بازجو باشد. همین ویژگی، ارتباط آن را با عبارت «مأمور تحقیق» کامل می‌کند.

اگر تعداد خانه‌ها متفاوت بود

پاسخ اصلی این سؤال پنج‌حرفی است، اما در نسخه‌های دیگر جدول ممکن است طراح با تعریف نزدیک، واژه متفاوتی بخواهد. راهنمای زیر فقط برای زمانی است که تعداد خانه یا حروف متقاطع با «بازجو» سازگار نباشد:

۴مفتشبازرس یا تفتیش‌کننده
۴محققتحقیق‌کننده، معنای عام
۵بازجوپاسخ دقیق این سرنخ
۶مستنطققدیمی و حقوقی
۶بازپرسسمت قضایی مشخص
۷کارآگاهتمرکز بر کشف جرم
۷پژوهشگرتحقیق علمی و مطالعاتی
اولویت حل: ابتدا تعداد خانه‌ها را با «بازجو» تطبیق دهید؛ سپس حروف متقاطع را بررسی کنید. تنها زمانی به گزینه‌های دیگر بروید که طول پاسخ یا حروف قطعی جدول با آن ناسازگار باشد.

آیا «مأمور تحقیق» همیشه به معنای بازجو است؟

در متن‌های بلند و تخصصی، نه لزوماً. «مأمور تحقیق» می‌تواند به بازرس اداری، کارشناس بررسی حادثه، مأمور رسیدگی سازمانی، بازپرس قضایی یا حتی عضو یک گروه حقیقت‌یاب اشاره کند. با این حال، جدول کلمات متقاطع از تعریف‌های کوتاه و تثبیت‌شده استفاده می‌کند و در این قرارداد زبانی، «بازجو» نزدیک‌ترین پاسخ یک‌واژه‌ای است.

بنابراین باید میان معنای آزاد در جمله و پاسخ قراردادی جدول تفاوت گذاشت. در یک خبر ممکن است عنوان دقیق شخص چیز دیگری باشد، اما در جدول، طراح از شما کوتاه‌ترین واژه‌ای را می‌خواهد که هسته معنایی «فرد مأمور به تحقیق و پرسش» را منتقل کند. این هسته در «بازجو» به‌روشنی حضور دارد.

نشانه‌های تأیید نهایی در تقاطع‌ها

برای اطمینان از پاسخ، لازم نیست همه خانه‌های عمودی یا افقی از قبل پر شده باشند. حتی یک یا دو حرف قطعی می‌تواند احتمال را بسیار بالا ببرد:

اگر حرف نخست ب و پاسخ پنج‌حرفی باشد، «بازجو» گزینه‌ای بسیار قوی است.
اگر حرف سوم ز یا حرف چهارم ج باشد، گزینه‌هایی مانند «مفتش» و «محقق» کنار می‌روند.
پایان ـجو با مفهوم جوینده و پرس‌وجوکننده هماهنگ است و پاسخ را از واژه‌های قضایی شش‌حرفی جدا می‌کند.
اگر جدول چهار خانه دارد، صورت «بازجو» را کوتاه نکنید؛ پاسخ باید از نو و بر اساس تقاطع‌ها بررسی شود.
نتیجه دقیق: برای سرنخ «مامور تحقیق در جدول»، پاسخ استاندارد و پنج‌حرفی بازجو است. «مفتش»، «محقق»، «مستنطق» و «بازپرس» فقط در صورت تفاوت تعداد خانه‌ها یا وجود بافت صریح اداری، علمی، قدیمی یا قضایی می‌توانند مطرح شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.