پرش به محتوای اصلی

فشرده و له شده در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ سرنخ:مچاله
۵ حرف

برای سرنخ «فشرده و له شده در جدول»، دقیق‌ترین پاسخ مچاله است. این واژه هم از نظر معنی با هر دو جزء سرنخ ــ «فشرده» و «له شده» ــ تطابق مستقیم دارد و هم به صورت یک پاسخ مستقلِ پنج‌حرفی در خانه‌های جدول می‌نشیند.

چرا «مچاله» پاسخ اصلی است؟

«مچاله» حالت چیزی را توصیف می‌کند که زیر فشار، درهم رفته، جمع شده و شکل صاف یا منظم نخستین خود را از دست داده است. وقتی کاغذ را در مشت فشار می‌دهیم، پارچه را به هم می‌فشاریم یا بدنه نازک یک قوطی بر اثر ضربه فرو می‌رود، نتیجه را می‌توان «مچاله» نامید. بنابراین این واژه فقط معنای فشردگی ندارد؛ نشانه‌ای از تغییر شکل، درهم‌رفتگی و له‌شدگی را نیز همراه خود دارد.

معنای مستقیم فشرده و درهم‌رفته

هسته معنایی واژه دقیقاً به جسمی اشاره دارد که بر اثر فشار از حالت عادی خارج شده است.

ساخت مناسب جدول یک واژه مستقل

برخلاف «مچاله شده»، پاسخ کوتاه است و بدون فعل کمکی در جدول قرار می‌گیرد.

کاربرد طبیعی رایج در فارسی امروز

ترکیب‌هایی مانند کاغذ مچاله، لباس مچاله و قوطی مچاله برای فارسی‌زبانان آشناست.

املا، تلفظ و تعداد حروف

املای درست پاسخ مچاله است؛ با حرف «چ» پس از «م». تلفظ رایج آن «مُچاله» است و نباید آن را با واژه «چاله» یا صورت‌های ساختگی و نادرستی مانند «مجاله» اشتباه گرفت.

م چ ا ل ه ۵ حرف: م + چ + ا + ل + ه

نکته مهم در شمارش خانه‌ها: «مچاله شده» از نظر حروف، هشت حرف دارد: پنج حرفِ «مچاله» و سه حرفِ «شده». فاصله یا نیم‌فاصله خانه جداگانه محسوب نمی‌شود؛ هرچند در شمارش فنیِ نویسه‌ها ممکن است فاصله نیز یک نویسه به حساب آید. برای سرنخ پنج‌خانه‌ای، صورت درست و کامل همان «مچاله» است.

صورت‌های درست مرتبط

مچاله صفت است؛ مانند «برگه مچاله». از آن دو فعل مرکب پرکاربرد نیز ساخته می‌شود: مچاله کردن برای ایجاد این حالت و مچاله شدن برای قرار گرفتن در این حالت. در متن پیوسته، «مچاله‌شده» نیز با نیم‌فاصله نوشته می‌شود، اما در جدول معمولاً نیم‌فاصله و فاصله حذف می‌شوند.

مرز معنایی با پاسخ‌های شبیه

چند واژه ممکن است در نگاه اول به این سرنخ نزدیک باشند، اما همه آن‌ها به یک اندازه دقیق نیستند. انتخاب نهایی باید هم به تعداد خانه‌ها و هم به جنس شیء در جمله یا تقاطع حروف توجه کند.

مچاله
بهترین گزینه برای چیزی است که در اثر فشار جمع، چروک و از شکل افتاده باشد؛ به‌ویژه کاغذ، پارچه، لباس، ورق نازک یا بسته‌بندی.
لهیده
از نظر معنی نزدیک است و می‌تواند برای جسم نرم، گیاه پژمرده یا اندام تحت فشار به کار رود، اما به اندازه «مچاله» بر درهم‌رفتگی و چروک شدن دلالت ندارد.
له‌شده
برای میوه، خوراکی یا ماده نرم طبیعی‌تر است. این ترکیب معنای له شدن را می‌رساند، ولی الزاماً جمع و چروک شدنِ جسم را نشان نمی‌دهد.
چروکیده
بیشتر بر چین‌خوردگی سطح تأکید دارد. یک پارچه ممکن است چروکیده باشد بی‌آنکه واقعاً فشرده یا له شده باشد.
فشرده
واژه‌ای عام‌تر است. فایل، متن، جمعیت یا هوا هم می‌تواند فشرده باشد، در حالی که «مچاله» معمولاً تغییر شکل محسوس یک جسم را القا می‌کند.
خردشده
به شکستن و تبدیل شدن به قطعه‌های کوچک اشاره دارد. جسم مچاله ممکن است هنوز یکپارچه باشد؛ پس «خردشده» هم‌معنای دقیق آن نیست.
چلانده
معمولاً فشار دادن برای بیرون آوردن آب یا عصاره را می‌رساند؛ مانند پارچه یا میوه چلانده. این معنا از سرنخ حاضر تخصصی‌تر و محدودتر است.

اگر تقاطع‌ها پاسخ دیگری را تحمیل کنند، «لهیده» می‌تواند احتمال فرعی باشد؛ با این حال، بدون قرینه اضافی و با پنج خانه، «مچاله» از نظر دقت معنایی و کاربرد عمومی برتری روشن دارد.

کاربرد واژه در جمله

دیدن واژه در بافت، تفاوت آن را با مترادف‌های نزدیک روشن‌تر می‌کند. در نمونه‌های زیر، شیء بر اثر فشار جمع شده یا شکل طبیعی خود را از دست داده است:

برگه مچاله را از جیبش بیرون آورد. کاغذ هم چروک شده و هم درهم فشرده است.
پیراهن مچاله را داخل چمدان گذاشته بود. لباس نامرتب، جمع و پرچین شده است.
قوطی زیر چرخ خودرو مچاله شد. بدنه بر اثر فشار فرو رفته و از شکل افتاده است.
یادداشت را مچاله کرد و دور انداخت. «مچاله کردن» عمل فشردن و درهم‌بردن را بیان می‌کند.

کاربرد مجازی

این واژه گاهی درباره انسان، حالت بدن یا روحیه نیز به شکل مجازی به کار می‌رود؛ برای مثال «از شدت خستگی مچاله شده بود» یا «گوشه صندلی مچاله نشسته بود». در این کاربرد، منظور له‌شدگی واقعی نیست، بلکه جمع شدن بدن، بی‌حالی، درماندگی یا از دست رفتن حالت معمول است.

چطور پاسخ را با تقاطع‌ها قطعی کنیم؟

برای این سرنخ، بررسی کوتاه زیر معمولاً کافی است و از انتخاب واژه‌ای نزدیک اما نادقیق جلوگیری می‌کند:

  • اگر تعداد خانه‌ها پنج است، الگوی پاسخ باید «م‌چ‌ا‌ل‌ه» باشد.
  • اگر حرف دوم از تقاطع «چ» درآمده، احتمال «مچاله» بسیار تقویت می‌شود.
  • اگر موضوع سرنخ کاغذ، پارچه، لباس، ورق یا جسم نازک است، «مچاله» طبیعی‌ترین انتخاب است.
  • اگر موضوع میوه یا ماده نرم باشد، «لهیده» یا «له‌شده» فقط در صورت سازگاری تعداد خانه‌ها قابل بررسی است.
  • اگر جسم به تکه‌های کوچک تبدیل شده باشد، باید به «خردشده» فکر کرد، نه «مچاله».

دام املایی و نکته پایانی پاسخ

رایج‌ترین لغزش، جایگزین کردن «چ» با «ج» و نوشتن «مجاله» است که در این معنا درست نیست. همچنین «مچاله» را نباید دو بخش «م + چاله» تصور کرد؛ این واژه به صورت یکپارچه نوشته می‌شود. افزودن «شده» نیز فقط زمانی لازم است که ساخت جمله به فعل یا صفت مفعولی نیاز داشته باشد، نه وقتی جدول یک پاسخ پنج‌حرفی می‌خواهد.

جمع‌بندی دقیق سرنخ

«فشرده و له شده» یعنی چیزی که زیر فشار درهم رفته و از شکل افتاده است؛ بنابراین پاسخ نهایی و معتبر برای این سرنخ مچاله است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.