پرش به محتوای اصلی

شکست خوردن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: باختن — معادل دقیق و رایج «شکست خوردن» در جدول.

برای سرنخ «شکست خوردن» محتمل‌ترین پاسخ، باختن است. این واژه هم از نظر معنایی با صورت سؤال هماهنگ است، هم قالب مصدری آن را حفظ می‌کند و هم با پنج حرف در بسیاری از جدول‌های فارسی به‌درستی در خانه‌ها می‌نشیند. گزینه‌هایی مانند «باخت»، «هزیمت» یا «مات شدن» فقط در شرایط خاص و با تعداد خانه‌های متفاوت مطرح می‌شوند.

پاسخ اصلی و مشخصات واژه

باختن
خوانش: باخْتَن
  • مصدر
  • پنج حرف
  • فعل لازم در کاربرد اصلی
  • متضاد: بردن
پاسخ پیشنهادیباختن
تعداد حروف۵
معنای هدفمغلوب شدن
میزان اطمینانبسیار بالا
ب ا خ ت ن

چینش حروف در جدول از راست به چپ است: ب، ا، خ، ت، ن.

چرا «باختن» دقیق‌ترین انتخاب است؟

ساخت عبارت «شکست خوردن» مصدری است؛ یعنی سرنخ به یک عمل یا رخداد اشاره می‌کند، نه صرفاً به نامِ نتیجه آن. «باختن» نیز مصدر است و همان رخداد را در زبان روزمره و رسمی بیان می‌کند: کسی در مسابقه، بازی، رقابت یا رویارویی پیروز نمی‌شود و می‌بازد. بنابراین از نظر نقش دستوری، «باختن» هم‌وزن و هم‌ساختِ سرنخ است.

از نظر معنایی نیز این پاسخ به توضیح اضافه نیاز ندارد. جمله‌های «تیم شکست خورد» و «تیم باخت» در بافت مسابقه تقریباً یک نتیجه را منتقل می‌کنند. وقتی صورت جدول به شکل مصدری نوشته شده باشد، این دو جمله به «شکست خوردن» و «باختن» تبدیل می‌شوند. همین تقارن دستوری، برتری «باختن» را نسبت به اسم‌هایی مانند «باخت» و «شکست» روشن می‌کند.

ویژگی مهم دیگر، عمومی بودن واژه است. «باختن» تنها به شطرنج، جنگ یا یک ورزش خاص محدود نیست؛ در فوتبال، والیبال، بازی‌های رومیزی، رقابت‌های فردی و حتی کاربردهای استعاری به کار می‌رود. در مقابل، برخی جواب‌های جایگزین حوزه محدودتری دارند و فقط با قرینه‌ای روشن قابل انتخاب‌اند.

نکتهٔ جدولی: عبارت «در جدول» معمولاً بخشی از معنای سرنخ نیست؛ یعنی قرار نیست واژه‌ای پیدا شود که معنای «شکست خوردن داخل یک جدول» بدهد. منظور این است که برای سرنخ «شکست خوردن» در جدول کلمات، پاسخ مناسب پیدا شود.

تفاوت «باختن» با «باخت»

«باختن» و «باخت» به یک حوزه معنایی تعلق دارند، اما از نظر دستوری یکسان نیستند. «باختن» مصدر و پنج‌حرفی است، در حالی که «باخت» معمولاً اسمِ نتیجه یا بن ماضی فعل و چهارحرفی است. اگر سرنخ «شکست»، «نتیجه نامطلوب مسابقه» یا «مقابلِ برد» باشد، «باخت» می‌تواند جواب مناسبی باشد؛ اما برای سرنخ فعلی و مصدری «شکست خوردن»، پاسخ کامل‌تر «باختن» است.

شکست خوردن → باختن
هر دو مصدرند و عمل مغلوب شدن را بیان می‌کنند.
شکست → باخت
هر دو می‌توانند نام نتیجه ناموفق یک رقابت باشند.

این تفاوت ظریف در جدول اهمیت زیادی دارد، چون طراحان اغلب با انتخاب صورت دستوری سرنخ، طول و نوع پاسخ را مشخص می‌کنند. اگر پنج خانه دارید، «باختن» از نظر طول و ساخت کاملاً منطبق است؛ اگر چهار خانه باشد، باید احتمال «باخت» را جدی‌تر بررسی کرد.

گزینه‌های نزدیک و زمان درست استفاده از آن‌ها

باختن
انتخاب اصلی
پنج حرف دارد، مصدر است و در بازی و رقابت معنای مستقیم «شکست خوردن» می‌دهد. بدون قرینه تخصصی، بهترین پاسخ همین است.
باخت
وابسته به خانه‌ها
چهار حرف و اسم است. برای سرنخ‌هایی مانند «شکست»، «مقابل برد» یا «نتیجه بازنده» مناسب‌تر است، نه برای صورت مصدریِ «شکست خوردن».
هزیمت
رسمی و جنگی
پنج حرف دارد، اما بیشتر نامِ شکست سنگین، عقب‌نشینی یا مغلوبیت در نبرد است. چون اسم است و بار معنایی رسمی‌تری دارد، فقط وقتی تقاطع‌ها یا فضای سرنخ آن را تأیید کنند بر «باختن» مقدم می‌شود.
بازیدن
ادبی‌تر
شش حرف دارد و در فارسی به معنای بازی کردن یا در برخی کاربردها باختن آمده است. امروزه برای یک سرنخ عمومی، «باختن» روشن‌تر و رایج‌تر است.
مات شدن
فقط شطرنج
این ترکیب مخصوص موقعیتی است که شاه در شطرنج راه نجات ندارد یا به‌صورت استعاری فرد کاملاً درمانده می‌شود. «مات شدن» با حذف فاصله شش حرف دارد، نه پنج حرف؛ بنابراین جایگزین هم‌اندازه‌ای برای «باختن» نیست.
مغلوب شدن
طولانی‌تر
از نظر معنا بسیار نزدیک است، اما با حذف فاصله هشت حرف دارد و معمولاً برای خانه‌های بیشتری طراحی می‌شود. در سرنخ کوتاه و پنج‌خانه‌ای انتخاب عملی نیست.

املا و صورت‌های صرفی مرتبط

املای درست پاسخ باختن است: «ب» سپس «ا»، «خ»، «ت» و «ن». نوشتن آن به صورت «باخ تن» یا جدا کردن اجزای واژه نادرست است. این واژه یک واحد مستقل است و بدون نیم‌فاصله یا فاصله نوشته می‌شود.

صورت‌های صرفی این فعل شامل «باختم»، «باختی»، «باخت»، «باختیم»، «باختید» و «باختند» در گذشته و «می‌بازم»، «می‌بازی» و «می‌بازد» در حال است. تغییر «خ» و «ت» در بن ماضی به «ز» در بن مضارع، بخشی از ساخت تاریخی و صرفی فعل است: بن ماضی «باخت» و بن مضارع «باز» است. برای همین «می‌بازد» به همان فعل «باختن» تعلق دارد و غلط املایی یا واژه‌ای جداگانه نیست.

دام رایج: «بازنده» شش حرف دارد و صفت یا اسمِ شخصِ شکست‌خورده است؛ خودِ عمل «شکست خوردن» را بیان نمی‌کند. اگر سرنخ «شکست‌خورده» یا «آن‌که می‌بازد» باشد، آن‌وقت «بازنده» مطرح می‌شود.

معناهای «باختن» در بافت‌های مختلف

۱. مغلوب شدن در بازی یا مسابقه

این همان معنایی است که در سرنخ مورد نظر کاربرد دارد: «تیم میزبان بازی را باخت» یعنی تیم میزبان شکست خورد. در این کاربرد، نتیجه رقابت تعیین‌کننده است و «باختن» در برابر «بردن» قرار می‌گیرد.

۲. از دست دادن چیزی

گاهی «باختن» با مفعول می‌آید و معنای از دست دادن پیدا می‌کند؛ مانند «فرصت را باخت»، «اعتماد دیگران را باخت» یا «دارایی‌اش را باخت». این معنا با شکست در رقابت ارتباط دارد، اما دامنه آن گسترده‌تر است و می‌تواند درباره پول، موقعیت، اعتبار یا فرصت نیز به کار رود.

۳. کاربرد در قمار و بازی‌های برد و باخت

در بافت قمار، «باختن» هم می‌تواند به شکست در بازی اشاره کند و هم به از دست دادن پول یا مال. برای نمونه، «در آن دست باخت» بر نتیجه بازی تأکید دارد و «پولش را باخت» بر چیزی که از دست رفته است.

۴. کاربرد قدیمی‌ترِ مربوط به بازی کردن

در برخی متن‌های قدیمی، «باختن» در ترکیب‌هایی مانند بازی یا چوگان معنایی نزدیک به بازی کردن داشته است. این کاربرد تاریخی نباید حل‌کننده را از معنای رایج امروز دور کند؛ در یک جدول معاصر، سرنخ «شکست خوردن» تقریباً همیشه به معنای امروزی «باختن» اشاره دارد.

چگونه با تقاطع‌ها پاسخ را قطعی کنیم؟

تعداد خانه‌ها را بشمارید. اگر پنج خانه وجود دارد، «باختن» دقیقاً اندازه است. چهار خانه احتمال «باخت» و پنج خانه در بافت جنگی احتمال «هزیمت» را نیز مطرح می‌کند.
حرف اول و سوم را بررسی کنید. در «باختن»، حرف اول «ب» و حرف سوم «خ» است. همین دو تقاطع معمولاً گزینه‌های دورتر را حذف می‌کنند.
نوع دستوری سرنخ را نگه دارید. «شکست خوردن» مصدر است؛ بنابراین پاسخ مصدری بر اسم و صفت اولویت دارد.
موضوع جدول را در نظر بگیرید. اگر چند سرنخ دیگر درباره شطرنج‌اند، «مات شدن» ممکن است مطرح شود؛ اگر فضای جدول عمومی است، «باختن» طبیعی‌تر است.

یک نشانه کمکی دیگر، حضور واژه‌های متقابل در تقاطع‌هاست. اگر سرنخ دیگری «پیروز شدن» باشد و جواب آن «بردن» درآید، جفت معنایی «بردن / باختن» انتخاب شما را محکم‌تر می‌کند.

نمونه‌های کاربردی برای تشخیص سریع

او در فینال شکست خورد.
او در فینال باخت.
شکست خوردن برای تیم سنگین بود.
باختن برای تیم سنگین بود.
مقابل حریف تازه‌کار مغلوب شد.
مقابل حریف تازه‌کار باخت.
نمی‌خواست مسابقه را از دست بدهد.
نمی‌خواست مسابقه را ببازد.

در دو نمونه نخست، جایگزینی تقریباً مستقیم است. در نمونه سوم، «مغلوب شدن» از نظر سبک رسمی‌تر است. در نمونه چهارم، فعل صرف‌شده «ببازد» از مصدر «باختن» ساخته شده و نشان می‌دهد که پاسخ جدول باید به صورت واژه‌نامه‌ای و مصدری نوشته شود، نه به صورت صرف‌شده.

جمع‌بندی دقیق سرنخ

با توجه به معنای مستقیم، هماهنگی دستوری و تعداد پنج حرف، پاسخ استاندارد «شکست خوردن» در جدول باختن است. «باخت» تنها در چهار خانه و برای سرنخ اسمی مناسب‌تر می‌شود؛ «هزیمت» به فضای جنگ و شکست سنگین گرایش دارد؛ و «مات شدن» فقط با اشاره روشن به شطرنج قابل ترجیح است.

پاسخ نهایی: باختن
پنج حرف: ب ـ ا ـ خ ـ ت ـ ن

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.