پرش به محتوای اصلی

سوراخ کننده در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ دقیق: «سارد» — واژه‌ای چهارحرفی به معنی سوراخ‌کننده؛ خوانش درست آن در این معنا «سارِد» است.

پاسخ قطعی سرنخ

«سوراخ‌کننده» در جدول چه می‌شود؟

برای سرنخ دقیق «سوراخ‌کننده»، پاسخ موردنظر سارد است. این واژه در فارسی روزمره کم‌شنیده می‌شود، اما از نظر لغوی معنای مستقیمی دارد و به همین دلیل در جدول‌های دشوار یا واژه‌محور به‌کار می‌رود. شکل نوشتاری پاسخ چهار خانه را پر می‌کند و نباید آن را با «سرد» به معنی مقابلِ گرم اشتباه گرفت.

سارد خوانش پیشنهادی: سارِد · وزن فاعل · صفتِ انجام‌دهنده کار
تعداد حروف
۴
نوع واژه
صفت
خاستگاه
عربی
کاربرد امروز
کهن و جدولی

املا و شمارش خانه‌ها

سارد دقیقاً چگونه نوشته می‌شود؟

املای پاسخ از چهار حرف س، ا، ر، د ساخته می‌شود. حرکتِ کسره در خوانش «سارِد» نوشته نمی‌شود و خانه جداگانه‌ای هم نمی‌گیرد؛ بنابراین پاسخ همچنان چهارحرفی است. وجود «ا» پس از «س» ضروری است و حذف آن، واژه را به «سرد» تبدیل می‌کند که معنای دیگری دارد.

س ا ر د
نکته خانه‌بندی: در جدول فارسی، اعراب، تشدید و نشانه‌های تلفظ خانه مستقل ندارند. فقط حروف نوشته‌شده شمرده می‌شوند؛ پس «سارِد» در تلفظ و «سارد» در نوشتار، همان پاسخ چهارخانه‌ای است.

دلیل انتخاب

چرا «سارد» با سرنخ جور است؟

معنای صریح

«سارد» در معنای لغوی، صفتِ کسی یا چیزی است که سوراخ می‌کند. سرنخ نیز دقیقاً یک انجام‌دهنده را می‌خواهد، نه صرفاً نامِ سوراخ یا نامِ فرایند سوراخ‌کردن. از این نظر، ساختمان معنایی واژه کاملاً با راهنما منطبق است.

ساخت صرفی روشن

این واژه از ریشه «سرد» در معنای کهنِ سوراخ‌کردن، دوختن و پیوستن ساخته شده و بر الگوی «فاعل» قرار دارد. همان‌طور که «کاتب» انجام‌دهنده نوشتن است، «سارد» نیز در این کاربرد انجام‌دهنده سوراخ‌کردن دانسته می‌شود.

تناسب با لحن جدول

وقتی طراح به‌جای «مته» یا «سوراخ‌کن» از صورت اسمیِ «سوراخ‌کننده» استفاده می‌کند، احتمال دارد دنبال یک صفت یا اسم فاعل کهن باشد. «سارد» دقیقاً چنین ویژگی‌ای دارد و از واژه‌های رایجِ ابزارمحور متمایز می‌شود.

کوتاهی و ارزش تقاطعی

ترکیب چهارحرفیِ س، ا، ر و د برای طراح جدول انعطاف خوبی ایجاد می‌کند. به‌ویژه «ا» و «ر» در تقاطع‌ها رایج‌اند و همین موضوع باعث شده واژه‌ای کم‌کاربرد، در جدول‌ها ماندگارتر از گفت‌وگوی روزانه باشد.

ریشه و دام معنایی

پیوند «سارد» با سوراخ‌کردن، چرم‌دوزی و زره‌بافی

ریشه عربیِ این واژه تنها یک معنای ساده ندارد. در کاربردهای قدیمی، حوزه معنایی آن به سوراخ‌کردن، دوختن چرم و پیوستن یا بافتن حلقه‌های زره نزدیک می‌شود. وجه مشترک این کاربردها، ایجاد شکاف یا گذرگاه و سپس پیوند دادن اجزاست. از همین خانواده، برای «سارد» معانی دیگری مانند چرم‌دوز نیز ثبت شده است.

این چندمعنایی نباید حل‌کننده را از پاسخ دور کند. در جدول، معنای فعال را خودِ سرنخ تعیین می‌کند. هنگامی که راهنما «سوراخ‌کننده» است، همان معنای مربوط به ایجاد سوراخ مراد است؛ اگر راهنما «زره‌باف» یا «چرم‌دوز» بود، بخش دیگری از دامنه معنایی واژه فعال می‌شد.

«سارد» را بهتر است واژه‌ای چندمعنا با یک کاربرد جدولیِ مشخص بدانیم: در اینجا نه نام شهر است، نه صفتِ آب‌وهوا و نه اشاره‌ای به «سردی» دارد؛ پاسخ صرفاً به معنای سوراخ‌کننده است.

گزینه‌های نزدیک، اما نه همیشه هم‌ارز

سارد، ثاقب، مثقب، نافذ یا مته؟

چند واژه ممکن است در نگاه اول با سرنخ ارتباط داشته باشند، اما نقش دستوری، تعداد خانه‌ها و لحن راهنما تعیین می‌کند کدام‌یک مناسب‌تر است. نکته مهم این است که «مثقب» نیز در نوشتار فارسی چهار حرف دارد، نه پنج حرف.

سارد ۴ حرف پاسخ دقیق این مدخل؛ صفتی که معنای مستقیم «سوراخ‌کننده» دارد و از نظر فرم با سرنخ هماهنگ است.
ثاقب ۴ حرف به معنی سوراخ‌کننده، نافذ، روشن و درخشان آمده است. گزینه‌ای معتبر است، اما چندمعناییِ مشهور آن و نبود قرینه تقاطعی می‌تواند انتخاب را مبهم کند.
مثقب ۴ حرف با توجه به خوانش، می‌تواند «بسیار سوراخ‌کننده» یا نامِ ابزار سوراخ‌کاری باشد. چون اعراب در جدول نوشته نمی‌شود، نقش آن باید از صورت سرنخ و حروف متقاطع فهمیده شود.
نافذ ۴ حرف بیشتر معنای نفوذکننده، اثرگذار یا گذرکننده دارد. برای سرنخ «نفوذکننده» طبیعی‌تر است و نسبت به «سوراخ‌کننده» پاسخ مستقیم کمتری به‌شمار می‌آید.
مته ۳ حرف نام ابزار سوراخ‌کاری است، نه صفتِ سوراخ‌کننده. اگر راهنما «ابزار سوراخ‌کردن» یا «وسیله نجاری» باشد، مته انتخاب بسیار طبیعی‌تری خواهد بود.
خلنده ۵ حرف واژه‌ای فارسی با معنای فرو‌رونده، مجروح‌کننده یا سوراخ‌کننده است. تنها زمانی جدی می‌شود که پنج خانه و حروف تقاطعی مناسب در اختیار باشد.
برماه ۵ حرف نامی کهن برای ابزار سوراخ‌کردن چوب و هم‌معنای مته است. این واژه پاسخِ ابزارمحور است و با صفت «سوراخ‌کننده» یکسان نیست.
بک ۲ حرف برای این سرنخ گزینه قابل اتکایی نیست. شباهتِ حضور آن در بعضی فهرست‌های پراکنده نباید جای معنای روشن و تأییدپذیرِ واژه‌های بالا را بگیرد.

تشخیص از روی ساخت سرنخ

چطور میان پاسخ‌های نزدیک انتخاب کنیم؟

  1. نقش دستوری را ببینید: پسوند «ـکننده» معمولاً یک صفت یا اسم فاعل می‌سازد. بنابراین «سارد» و «ثاقب» از «مته» به ساخت سرنخ نزدیک‌ترند.
  2. خانه‌ها را دقیق بشمارید: سارد، ثاقب، مثقب و نافذ همگی چهار حرف دارند؛ مته سه حرف و خلنده یا برماه پنج حرف دارند.
  3. حروف قطعی را مقدم بدانید: اگر الگو «س ا _ د» یا «_ ا ر د» باشد، سارد تقریباً بی‌رقیب می‌شود. اگر حرف نخست «ث» باشد، ثاقب محتمل‌تر است.
  4. ابزار را از انجام‌دهنده جدا کنید: «مته»، «برماه» و یک خوانش از «مثقب» نام وسیله‌اند؛ «سارد» توصیف‌کننده فاعل یا عاملِ سوراخ‌کردن است.
  5. معنای مشهورتر را فریب نخورید: «ثاقب» اغلب با درخشندگی و «نافذ» با نفوذ یا اثرگذاری شناخته می‌شود؛ در حالی که «سارد» در این سرنخ دقیقاً روی معنای کم‌کاربردِ سوراخ‌کننده نشسته است.

اشتباه‌های رایج

چه چیزهایی باعث پاسخ غلط می‌شود؟

ساردسرد

«سارد» چهار حرف و دارای الف است؛ «سرد» سه حرف دارد و در فارسی امروز معمولاً به دمای پایین اشاره می‌کند. سرنخ «سوراخ‌کننده» به «سرد» مربوط نیست.

سارِدسارْد

حرکتِ درستِ حرف «ر» در این معنا کسره است. در خود جدول اعراب نوشته نمی‌شود، اما دانستن خوانش، واژه را از برداشت‌های اشتباه دور می‌کند.

صفتابزار

حل‌کننده معمولاً سریع به «مته» می‌رسد، چون مته چیزی را سوراخ می‌کند. بااین‌حال سرنخ نام وسیله نداده و صورت «سوراخ‌کننده» به یک وصف فاعلی اشاره دارد.

۴ حرف۵ حرف

«مثقب» با وجود تلفظ چندبخشی، در خط فارسی فقط چهار حرفِ م، ث، ق و ب دارد. شمردن صداها به‌جای حروف، انتخاب‌های جدول را به‌هم می‌زند.

کاربرد در جمله و سرنخ‌های هم‌خانواده

«سارد» را چگونه درک کنیم؟

در نثر امروز احتمالاً کسی نمی‌گوید «این ابزار سارد است»؛ عبارت طبیعی‌تر «این ابزار سوراخ‌کننده است» یا «با مته سوراخ می‌کند» خواهد بود. ارزش «سارد» بیشتر در شناخت واژگان کهن، متون لغوی و حل جدول است. برای تثبیت معنا می‌توان جمله توضیحیِ «سارد، یعنی آن‌که سوراخ می‌کند» را در ذهن نگه داشت.

سرنخ‌های محتمل برای سارد

سوراخ‌کننده، خراز، چرم‌دوز یا در بعضی بافت‌های کهن، وصفی مرتبط با پیوند و بافت زره. حروف متقاطع مشخص می‌کنند کدام معنی موردنظر است.

سرنخ‌هایی که سارد نیستند

«ابزار سوراخ‌کاری» معمولاً مته یا برماه می‌خواهد؛ «درخشان» بیشتر به ثاقب می‌خورد؛ «نفوذکننده» نیز غالباً نافذ است.

نسخه نهایی برای ثبت

پاسخ سرنخ «سوراخ‌کننده»

سارد چهارحرفی · سارِد

حروف پاسخ به‌ترتیب س ـ ا ـ ر ـ د هستند. «سارد» دقیق‌ترین انتخاب برای این مدخل است؛ پاسخ‌های «ثاقب»، «مثقب» یا «مته» تنها با تعداد خانه‌ها و قرینه‌های متفاوت مطرح می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.