پرش به محتوای اصلی

سنگ شدن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلی: تحجر واژه‌ای ۴ حرفی برای «سنگ شدن»
راهنمای دقیق واژه

پاسخ «سنگ شدن» در جدول چیست؟

در بیشتر جدول‌های فارسی، هنگامی که سرنخ دقیقاً «سنگ شدن» است و چهار خانه در اختیار دارید، پاسخ درست تحجر است. این انتخاب فقط یک جواب قراردادیِ جدول نیست؛ معنای اصلی واژه نیز سخت و سنگ‌مانند شدن یا به صورت سنگ درآمدن است.

پاسخ پیشنهادیبیشترین انطباق

تحجر هم از نظر معنا و هم از نظر ساخت واژه با سرنخ هماهنگ است. در کاربرد مجازی نیز برای خشک‌اندیشی، ایستایی فکری و نپذیرفتن تغییر به کار می‌رود؛ یعنی ذهن یا نگرش، گویی سخت و سنگ‌وار شده است.

شمارش خانه‌ها۴ حرف
ت ح ج ر

حرکت‌ها و تشدید در شمارش خانه‌های جدول حرف جداگانه محسوب نمی‌شوند؛ بنابراین «تَحَجُّر» همچنان چهارخانه‌ای است.

چرا «تحجر» دقیق‌ترین پاسخ است؟

«تحجر» از خانوادهٔ واژهٔ «حَجَر» به معنای سنگ است. در ساخت این کلمه، مفهوم تبدیل شدن یا گرایش یافتن به حالت سنگی دیده می‌شود. به همین دلیل، میان گزینه‌هایی مانند «سخت شدن»، «جامد شدن»، «یخ بستن» یا «دگرگون شدن»، تحجر نزدیک‌ترین معادل تک‌واژه‌ای برای خودِ عبارت «سنگ شدن» است.

این واژه دو لایهٔ معنایی دارد. در معنای حقیقی، دربارهٔ ماده‌ای به کار می‌رود که سنگ‌مانند یا سخت شده است. در معنای مجازی، از کسی یا فکری سخن می‌گوید که انعطاف ندارد و در باورهای قدیمی متوقف مانده است. همین دوکاربردی بودن باعث شده است طراحان جدول از «تحجر» هم برای سرنخ سادهٔ «سنگ شدن» و هم برای سرنخ‌هایی مانند «خشک‌اندیشی»، «جمود فکری» یا «سخت‌فکری» استفاده کنند.

نشانهٔ مهم: اگر تعداد خانه‌ها چهار است و حروف متقاطع با الگوی «ت ـ ج ر» یا «ت ح ـ ر» جور درمی‌آیند، تقریباً بدون ابهام باید «تحجر» را بنویسید.

املای درست و تلفظ واژه

املای درست پاسخ تحجر است: «ت» + «ح» + «ج» + «ر». وجود حرف «ح» در بخش دوم و حرف «ج» در بخش سوم ضروری است. صورت آوانویسی‌شدهٔ آن را می‌توان «تَحَجُّر» خواند. تشدید روی «ج» در نوشتار معمول فارسی غالباً نوشته نمی‌شود و برای جدول نیز خانهٔ اضافه ایجاد نمی‌کند.

دو لغزش املایی بیشتر از بقیه دیده می‌شود: یکی نوشتن «تهجر» با «ه» که پاسخ این سرنخ نیست، و دیگری اشتباه گرفتن آن با «تأخر» که معنای عقب افتادن یا دیرتر بودن دارد. شباهت ظاهری یا شنیداری این شکل‌ها نباید جای بررسی حروف متقاطع را بگیرد.

دام املایی: «متحجر» صفت است و به معنای سنگ‌شده یا در کاربرد مجازی خشک‌اندیش است؛ اما برای مصدرِ «سنگ شدن»، پاسخ جدول «تحجر» است، نه «متحجر».

مقایسهٔ پاسخ‌های محتمل بر پایهٔ معنا و تعداد حروف

سرنخ کوتاه است و ممکن است طراح، زمینه‌ای علمی، پزشکی یا مجازی در ذهن داشته باشد. با این حال همهٔ واژه‌های نزدیک، جایگزین هم نیستند. مقایسهٔ زیر کمک می‌کند پاسخ را فقط بر اساس شباهت معنایی انتخاب نکنید.

تحجر
۴ حرف
معادل مستقیم «سنگ شدن» و انتخاب اصلی برای سرنخ بدون توضیح اضافه؛ در معنای مجازی نیز ایستایی و خشک‌اندیشی را می‌رساند.
تصلب
۴ حرف
به معنای سخت شدن است. برای بافت پزشکی یا ترکیب‌هایی مانند سخت شدن بافت و رگ مناسب‌تر است، اما الزاماً تبدیل به سنگ را نمی‌رساند.
جمود
۴ حرف
بیشتر «جامد شدن»، بی‌حرکتی یا رکود را بیان می‌کند. در سرنخ‌های «خشکی»، «رکود» یا «ایستایی فکری» محتمل است، ولی معادل دقیق‌تر سنگ شدن همچنان تحجر است.
فسیل
۴ حرف
نامِ اثر یا بقایای حفظ‌شدهٔ جاندار است، نه خودِ فرایند سنگ شدن. وقتی سرنخ «سنگواره» یا «بقایای جانداران قدیمی» باشد، فسیل مناسب است.
انجماد
۶ حرف
به یخ بستن یا جامد شدن اشاره دارد. این واژه نه پنج‌حرفی است و نه در حالت عادی مترادف دقیق سنگ شدن؛ فقط در سرنخ‌های مربوط به سرد شدن و تغییر حالت ماده انتخاب خوبی است.
استحاله
۷ حرف
معنای عمومیِ دگرگونی و تغییر ماهیت دارد. بدون قرینهٔ فلسفی، شیمیایی یا معناییِ روشن، برای سرنخ سادهٔ «سنگ شدن» بیش از حد کلی است.
فسیل‌شدن
۷ حرف
با حذف فاصله یا نیم‌فاصله، هفت حرف دارد و یک عبارت دو جزئی است. برای زمینهٔ دیرینه‌شناسی مناسب است، اما معمولاً در جدول کلاسیک پاسخ تک‌واژه‌ایِ کوتاه ترجیح داده می‌شود.
سنگ‌شدگی
۷ حرف
اصطلاحی علمی برای فرایندهای سنگی شدن است. در زمین‌شناسی می‌تواند به تبدیل رسوبات سست به سنگ یا در بافت فسیلی به معدنی‌شدن اشاره کند؛ برای سرنخ عمومی، تخصصی‌تر از تحجر است.

معنای حقیقی با معنای کنایی چه تفاوتی دارد؟

در معنای حقیقی، موضوع ماده یا بافتی است که سخت و سنگ‌مانند می‌شود. نمونهٔ روشن آن کاربردهای قدیمی دربارهٔ گل، رسوب یا اجسام طبیعی است. در معنای کنایی، «سنگ شدن» به از دست رفتن انعطاف فکری یا عاطفی اشاره می‌کند. «تحجر فکری» یعنی چسبیدن سخت‌گیرانه به باورهای ثابت و نپذیرفتن اندیشهٔ تازه.

برای حل جدول، این تفاوت مهم است اما نتیجه اغلب یکسان می‌ماند: هر دو مسیر می‌توانند به «تحجر» برسند. فقط زمانی باید از آن فاصله گرفت که سرنخ، حوزه‌ای مشخص را آشکار کرده باشد؛ مثلاً «سخت شدن شرایین» به «تصلب» نزدیک‌تر است و «یخ بستن» به «انجماد».

سنگ‌وار شدن ← تحجر خشک‌اندیشی ← تحجر سخت شدن بافت ← تصلب جامد شدن ← جمود یخ بستن ← انجماد سنگواره شدن ← فسیل‌شدن

روش سریع انتخاب پاسخ در خانه‌های جدول

اول تعداد خانه‌ها را بشمارید. چهار خانه، مهم‌ترین قرینه برای «تحجر» است. توجه کنید که تشدید، حرکت و نیم‌فاصله خانهٔ مستقل ندارند.
بعد به نوع سرنخ دقت کنید. اگر سرنخ فقط «سنگ شدن» است، پاسخ مستقیم را بر پاسخ‌های تخصصی مقدم بدانید. اگر کنار آن واژه‌هایی مانند «رگ»، «سرما»، «رسوب» یا «فسیل» آمده، زمینه را جدی بگیرید.
حروف تقاطعی را کنترل کنید. حرف دوم «ح» و حرف سوم «ج» است. اگر تقاطع‌ها به «ص» یا «م» می‌رسند، ممکن است طراح به ترتیب «تصلب» یا «جمود» را خواسته باشد.
نقش دستوری را بسنجید. «تحجر» نامِ فرایند است؛ «متحجر» صفت است و «فسیل» بیشتر اسم. سرنخ «سنگ شده» با «سنگ شدن» یکسان نیست.

آیا «فسیل شدن» همان «سنگ شدن» است؟

در گفتار عمومی این دو گاهی به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما از نظر دقیق علمی برابر کامل نیستند. فسیل شدن عنوان گسترده‌تری برای حفظ آثار یا بقایای جانداران گذشته است و همهٔ فسیل‌ها الزاماً با جایگزینی کامل مواد آلی به مواد معدنی ساخته نمی‌شوند. سنگی شدن یا معدنی شدن یکی از مسیرهای تشکیل برخی فسیل‌هاست. بنابراین اگر طراح صریحاً فضای زمین‌شناسی یا دیرینه‌شناسی ساخته باشد، «فسیل‌شدن» یا «سنگ‌شدگی» می‌تواند مطرح شود؛ در یک سرنخ عمومی و چهارخانه‌ای، «تحجر» انتخاب روشن‌تری است.

چرا «انجماد» پاسخ پنج‌حرفی نیست؟

گاهی در فهرست‌های غیر دقیق، «انجماد» به اشتباه پنج‌حرفی معرفی می‌شود. شمارش درست آن چنین است: ا، ن، ج، م، ا، د؛ پس شش حرف دارد. افزون بر این، انجماد به جامد شدن بر اثر کاهش دما یا یخ بستن اشاره می‌کند، نه لزوماً سنگ شدن. این دو دلیل کافی است که آن را برای جدول چهارخانه‌ای کنار بگذاریم.

«سنگ‌شدگی» را چند حرف حساب کنیم؟

با نادیده گرفتن نیم‌فاصله، «سنگ‌شدگی» از هفت حرف ساخته شده است: س، ن، گ، ش، د، گ، ی. اگر جدول عبارت‌های چندبخشی یا اصطلاحات علمی را می‌پذیرد، این گزینه می‌تواند در سرنخ‌های زمین‌شناسی ظاهر شود. با این حال در جدول‌های معمول، پاسخ کوتاه و فرهنگ‌نامه‌ای «تحجر» طبیعی‌تر است.

نمونهٔ کاربرد برای تشخیص بهتر

در جملهٔ «اصرار بر همان دیدگاه‌ها نشانهٔ تحجر فکری است»، واژه معنای کنایی دارد. در جملهٔ «ماده به مرور سخت و سنگ‌مانند شد»، معنای حقیقی مطرح است. طراح جدول ممکن است از هر دو حوزه به پاسخ واحد برسد. اما جملهٔ «آب بر اثر سرما یخ بست» به انجماد مربوط است و جملهٔ «دیوارهٔ رگ سخت شد» به تصلب نزدیک می‌شود.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که بهترین پاسخ فقط از روی یک مترادف تقریبی انتخاب نمی‌شود؛ تعداد خانه‌ها، حوزهٔ معنایی و نقش دستوری باید با هم سازگار باشند. برای سرنخ حاضر، این سه معیار هم‌زمان از «تحجر» پشتیبانی می‌کنند.

جمع‌بندی واژه

سنگ شدن در جدول = تحجر

این پاسخ چهار حرف دارد و املای آن «ت، ح، ج، ر» است. «تصلب» و «جمود» فقط در سرنخ‌های نزدیک و زمینه‌دار رقیب محسوب می‌شوند؛ «انجماد» شش‌حرفی و مربوط به جامد یا یخ‌بسته شدن است، و «فسیل‌شدن» یا «سنگ‌شدگی» بیشتر به بافت علمی تعلق دارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.