پرش به محتوای اصلی

زله شدن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: به جان آمدن؛ صورت رایج در خانه‌های جدول: بجانامدن

برای سرنخ «زله شدن»، دقیق‌ترین پاسخِ همان جدول «به جان آمدن» است. شکلِ فشردهٔ «بجانامدن» که در پاسخ‌های بازی‌ها دیده می‌شود، یک کدگذاری جدولیِ بدون فاصله و بدون «آ»ی ممدود است؛ بنابراین واژه‌ای بی‌معنی یا پاسخ خراب نیست. «به ستوه آمدن» نیز از نظر معنا کاملاً درست و نزدیک است، اما معمولاً پاسخ جایگزین محسوب می‌شود و تنها زمانی باید آن را وارد کرد که تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی با آن سازگار باشند.

حکم نهایی سرنخ

چرا «به جان آمدن» پاسخ اصلی است؟

معادل مستقیم و هم‌ساخت

به جان آمدن

«زله شدن» یک فعل لازم است و حالتی را توصیف می‌کند که شخص از فشار، تکرار، آزار یا دشواریِ چیزی خسته و عاجز شده است. «به جان آمدن» نیز همین ساخت و همین جهت معنایی را دارد: کسی از چیزی به تنگ می‌آید، تحملش کم می‌شود و دیگر ادامهٔ وضعیت برایش دشوار است.

در متن معمولی بهتر است این ترکیب به صورت «به جان آمدن» نوشته شود؛ در پاسخ‌نامه‌های قدیمی یا محیط جدول، شکل «بجان آمدن» و رشتهٔ فشردهٔ «بجانامدن» هم دیده می‌شود.

نشانهٔ مهم برای حل

پاسخ ذخیره‌شده دقیقاً با صورت جدولیِ «بجان آمدن» جور درمی‌آید. این تطابق، همراه با هم‌معنایی روشنِ دو عبارت، نشان می‌دهد که در این سرنخ خاص نباید پاسخ را خودکار به «به ستوه آمدن» تغییر داد.

۸ خانهبجانامدن، با املای فشردهٔ بازی
۹ حرفبه جان آمدن، با املای امروزی و حذف فاصله
۱۰ حرفبه ستوه آمدن، بدون فاصله‌ها
مقایسهٔ دو پاسخ محتمل

«به جان آمدن» یا «به ستوه آمدن»؟

هر دو عبارت در حوزهٔ معناییِ خستگی، عجز، ملال و تمام‌شدنِ تحمل قرار می‌گیرند، اما در جدول فقط معنی کافی نیست. پاسخ درست باید هم‌زمان با تعداد خانه‌ها، الگوی حروف و شیوهٔ ثبت همان بازی هماهنگ باشد.

پاسخ این سرنخ

به جان آمدن

از نظر لغوی معادل مستقیم «زله شدن» است و در پاسخ‌نامه‌های جدول به شکل قدیمیِ «بجان آمدن» ثبت می‌شود. وقتی خروجیِ بازی «بجانامدن» است، حذف فاصله و تبدیل «آ» به «ا» را باید جزئی از قواعد ورودیِ بازی دانست.

نوشتار معیار: به جان آمدن نوشتار قدیمی: بجان آمدن ورودی جدول: بجانامدن
هم‌معنی معتبر

به ستوه آمدن

این ترکیب از نظر معنی کاملاً پذیرفتنی است و در بسیاری از جمله‌ها می‌تواند جای «زله شدن» بنشیند. با این حال، رشتهٔ «بهستوهآمدن» ده حرف دارد و با پاسخ هشت‌خانه‌ایِ ذخیره‌شده سازگار نیست. پس گزینه‌ای قوی برای جدول‌های دیگر است، نه انتخاب نخست برای این مورد.

بدون فاصله: بهستوهآمدن تعداد معیار: ۱۰ حرف نه ۱۱ حرف در شمارش معمول جدول
قاعدهٔ حل: وقتی دو مترادف معتبر دارید، پاسخِ دارای تطابق با تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی برنده است. برای رشتهٔ هشت‌خانه‌ای «بجانامدن»، پاسخ «به جان آمدن» از «به ستوه آمدن» دقیق‌تر است.
املا و شمارش خانه‌ها

«بجانامدن» دقیقاً چگونه خوانده می‌شود؟

رشتهٔ ذخیره‌شده را نباید مانند یک واژهٔ مستقل خواند. آن را باید به اجزای عبارت برگرداند: «بِ + جان + آمدن». در رسم‌الخط قدیمی، حرف اضافهٔ «به» گاهی به کلمهٔ بعد می‌چسبید و به صورت «بجان» نوشته می‌شد. بسیاری از بازی‌های واژه‌ای نیز فاصله را حذف می‌کنند و «آ» را برای ساده‌سازی ورودی به «ا» تبدیل می‌کنند. حاصل این دو تبدیل همان «بجانامدن» است.

ب ج ا ن ا م د ن

برای نمایش در مقاله و نوشتار امروزی، «به جان آمدن» خواناتر و معیارتر است. برای واردکردن در همان جدول، معمولاً باید دقیقاً از الگویی پیروی کرد که بازی پذیرفته است؛ یعنی بدون فاصله و گاه بدون تمایز «آ» و «ا».

بجانامدن۸ نویسه در ورودی فشردهٔ جدول
بهجانآمدن۹ حرف در نوشتار معیارِ بدون فاصله
به جان آمدنصورت پیشنهادی برای متن عادی
معنی دقیق

زله شدن یعنی چه؟

«زله شدن» یعنی از شدتِ آزار، تکرار، دشواری یا انتظار، خسته و درمانده شدن؛ به وضعی رسیدن که فرد دیگر تاب و حوصلهٔ سابق را ندارد. این تعبیر همیشه به خستگی جسمی محدود نیست و بیشتر اوقات نوعی فرسودگی روانی، دل‌زدگی یا عجز را می‌رساند.

  • در برابر آزار: کسی آن‌قدر مزاحمت دیده که به جان آمده است.
  • در برابر تکرار: یک کار یا گفت‌وگوی تکراری حوصلهٔ فرد را سر برده است.
  • در برابر سختی: فشارِ یک وضعیت او را درمانده و مستأصل کرده است.
  • در برابر انتظار: طولانی‌شدنِ بی‌نتیجهٔ ماجرا تحمل او را تمام کرده است.

بنابراین نزدیک‌ترین واژه‌ها و عبارت‌ها عبارت‌اند از «به جان آمدن»، «به ستوه آمدن»، «به تنگ آمدن»، «عاجز شدن»، «درماندن»، «کلافه شدن» و «ملول شدن». تفاوت آن‌ها بیشتر در لحن، شدت و تعداد حروف است.

تمایز املایی

«زله» با ز درست است یا «ذله» با ذ؟

در معنای «ستوه، عجز و درماندگی»، صورت «زله» با حرف «ز» مبنای روشن‌تری برای این سرنخ دارد. صورت «ذله» در نوشتار غیررسمی بسیار رایج شده و بسیاری از فارسی‌زبانان «ذله شدن» را به معنی خسته و کلافه شدن به کار می‌برند، اما از نگاه حل جدول باید عینِ صورتِ سرنخ و الگوی واژه‌نامه‌ای آن را جدی گرفت.

صورت سرنخ

زله شدن

در این ترکیب، «زله» حالتِ ستوه و عجز را می‌رساند. پاسخ‌های طبیعی آن «به جان آمدن»، «به ستوه آمدن» و «به تنگ آمدن» هستند.

صورت رایج عامیانه

ذله شدن

در گفتار و متن‌های روزمره زیاد دیده می‌شود و معمولاً همان مفهوم خستگی و کلافگی را می‌رساند. با این حال، در پاسخ‌دادن به یک سرنخ چاپ‌شده بهتر است املا را بی‌دلیل تغییر ندهیم.

تفاوت ساخت فعل

زله شدن، زله کردن و زله آوردن یکی نیستند

پسوند فعلیِ سرنخ جهت پاسخ را تعیین می‌کند. «شدن» حالتِ فاعل را بیان می‌کند، اما «کردن» و «آوردن» معمولاً اثرگذاری بر شخص دیگری را می‌رسانند.

زله شدن
خودِ شخص خسته و درمانده می‌شود
لازم
زله کردن
کسی دیگری را خسته و عاجز می‌کند
متعدی
زله آمدن
به تنگ آمدن و تاب از دست دادن
لازم
زله آوردن
به ستوه آوردن و در تنگنا گذاشتن
متعدی

پس برای سرنخ «زله شدن» پاسخ‌هایی مانند «آزار دادن» مناسب نیستند؛ چون آن‌ها عملِ زله‌کردنِ دیگری را بیان می‌کنند، نه حالتِ زله‌شدنِ خودِ فرد.

انتخاب بر پایهٔ خانه‌ها

گزینه‌های مرتبط با تعداد حروف

در شمارش زیر فاصله‌ها حذف شده‌اند و «آ» یک حرف و یک خانه در نظر گرفته شده است. بعضی بازی‌ها «آ» را به «ا» تبدیل می‌کنند، اما معمولاً تعداد خانه تغییر نمی‌کند؛ تفاوت اصلی در این سرنخ از شیوهٔ قدیمیِ نوشتن «بجان» به جای «به جان» می‌آید.

ستوه
برای سرنخ کوتاهِ «زله»
۴ حرف
عاجز شدن
معادل روشن و مستقیم
۷ حرف
درماندن
تمرکز بیشتر بر عجز
۷ حرف
کلافه شدن
لحن امروزی‌تر و محاوره‌ای
۸ حرف
ستوه آمدن
بدون حرف اضافهٔ «به»
۸ حرف
بجان آمدن
صورت قدیمیِ پاسخ همین جدول
۸ حرف
به جان آمدن
املای معیار امروزی
۹ حرف
به ستوه آمدن
مترادف معتبر و طولانی‌تر
۱۰ حرف
روش سریع حل

چطور در چند ثانیه پاسخ نهایی را انتخاب کنیم؟

نوع فعل را ببینید. «شدن» نشان می‌دهد پاسخ باید حالتِ خسته و درمانده‌شدن باشد، نه آزار دادنِ دیگری.
تعداد خانه‌ها را بشمارید. اگر هشت خانه دارید، «بجانامدن»، «ستوه‌آمدن» یا «کلافه‌شدن» از نظر طول مطرح می‌شوند؛ حروف تقاطعی انتخاب را قطعی می‌کنند.
حروف تثبیت‌شده را مقایسه کنید. الگوی «ب ج ا ن ا م د ن» بدون ابهام به «بجان آمدن» می‌رسد.
املای نمایشی را از ورودی بازی جدا کنید. در متن بنویسید «به جان آمدن»، اما در خانه‌های بازی همان رشته‌ای را وارد کنید که با قواعد آن سازگار است.
کاربرد در جمله

چند نمونه برای درک تفاوت‌ها

زله شدن: از این رفت‌وآمد بی‌نتیجه زله شده بود.

تأکید بر خستگی و تمام‌شدن تحمل.

به جان آمدن: مردم از وعده‌های تکراری به جان آمدند.

همان مفهوم، با لحن جاافتاده و طبیعی.

به ستوه آمدن: از سروصدای پیوسته به ستوه آمدم.

کمی رسمی‌تر و مناسب متن نوشتاری.

زله کردن: پرسش‌های پی‌درپی همه را زله کرد.

فعل متعدی است؛ عامل، دیگران را خسته می‌کند.

پاسخ قابل ورود

برای این جدول چه بنویسیم؟

پاسخ معنایی و املای خوانا: به جان آمدن

رشتهٔ مناسب برای همان پاسخ‌نامهٔ فشرده: بجانامدن

«به ستوه آمدن» مترادف معتبر است، اما ده حرف دارد و تنها در جدولی درست خواهد بود که تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی آن را تأیید کنند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.