پرش به محتوای اصلی

دریدگی در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: جر (۲ حرف)؛ پارگی (۵ حرف).

در سرنخ «دریدگی» معمولاً دو جواب از همه محتمل‌ترند: جر که پاسخ کوتاه و رایج جدولی است، و پارگی که معادل روشن، امروزی و دقیق این واژه به شمار می‌آید. انتخاب نهایی فقط به تعداد خانه‌ها وابسته نیست؛ نوع جمله، محل تقاطع حروف و این‌که طراح معنای حقیقی یا مجازی را در نظر داشته نیز اهمیت دارد.

جواب اصلی در یک نگاه

جر۲ حرف

برای جدول‌هایی که دو خانه دارند، محتمل‌ترین جواب است. «جر» در کاربرد فارسی می‌تواند به چاک، شکاف، پاره یا دریدگی اشاره کند و در ترکیب‌هایی مانند «جر خوردن» و «جر دادن» نیز همین حوزهٔ معنایی را حفظ می‌کند.

پارگی۵ حرف

دقیق‌ترین هم‌معنی عمومی و امروزی برای «دریدگی» است. اگر پنج خانه در اختیار دارید و حروف متقاطع مانعی ایجاد نمی‌کنند، «پارگی» معمولاً انتخاب اول و بی‌حاشیه است.

پس پاسخ ذخیره‌شدهٔ «جر، پارگی» درست است؛ با این تفاوت که هر کدام برای طول متفاوتی از پاسخ به کار می‌روند و نباید بدون دیدن تعداد خانه‌ها یکی را قطعی دانست.

معنی دقیق «دریدگی» چیست؟

«دریدگی» اسمِ حالت از «دریده» و حاصلِ فعل «دریدن» است. در معنای ملموس، به حالتی گفته می‌شود که بافت یا سطحی پیوسته بر اثر کشش، فشار، برخورد با جسم تیز یا فرسودگی شکافته و پاره شده باشد؛ مانند دریدگی لباس، پوست، پرده، کاغذ یا الیاف. بنابراین واژه‌هایی مانند پارگی، چاک، شکافتگی و در بعضی بافت‌ها گسیختگی با آن هم‌معنا یا نزدیک‌معنا هستند.

این واژه یک کاربرد مجازی هم دارد. وقتی دربارهٔ رفتار یا گفتار کسی گفته می‌شود «دریدگی داشت»، منظور پارگی جسم نیست؛ بلکه به گستاخی، بی‌پروایی، وقاحت یا پرده‌دری اشاره می‌کند. این تفاوت معنایی برای حل جدول مهم است، زیرا ممکن است سرنخ فقط «دریدگی» باشد اما حروف تقاطعی نشان دهند که طراح به معنای اخلاقی و رفتاری نظر داشته است.

معنای عینی

پاره‌شدن یا شکافته‌شدن یک سطح یا بافت؛ نمونه: دریدگی پارچه، پوست یا تاندون.

معنای مجازی

بی‌شرمی، گستاخی و رعایت‌نکردن پرده و حرمت در رفتار یا گفتار.

تعداد حروف گزینه‌های محتمل

در جدول فارسی، شمارش بر پایهٔ نویسه‌های اصلی انجام می‌شود؛ حرکت‌ها و نشانه‌های آوایی حساب نمی‌شوند. برای این سرنخ، فهرست زیر کاربردی‌تر از حدس‌های دور و کم‌مصرف است:

جر ۲ حرف بسیار محتمل: پاسخ کوتاه جدولی برای شکاف، پاره و دریدگی.
چاک ۳ حرف محتمل: بیشتر بر شکاف یا پارگیِ مشخص، به‌ویژه در جامه و تن، دلالت دارد.
خرق ۳ حرف وابسته به سبک: واژه‌ای عربی و ادبی به معنی دریدن و شکافتن؛ در جدول‌های دشوار یا ادبی ممکن است بیاید.
فتق ۳ حرف فقط با قرینه: در معنای قدیمی «شکافتن» و در پزشکی نام عارضهٔ بیرون‌زدگی بافت یا اندام است؛ معادل عمومی هر نوع دریدگی نیست.
شکاف ۴ حرف نزدیک‌معنا: بیشتر خودِ فاصله یا گشودگی ایجادشده را می‌رساند، نه همیشه حالت پاره‌شدن را.
پارگی ۵ حرف دقیق‌ترین معادل: طبیعی، امروزی و از نظر دستوری هم‌تراز با «دریدگی».
گسیختگی ۷ حرف تخصصی‌تر: برای بافت، رشته، پیوند یا ساختاری که اتصال آن از بین رفته مناسب است.
شکافتگی ۷ حرف هم‌معنی معتبر: از نظر معنا درست است، اما در جدول‌های معمول کمتر از «پارگی» به‌عنوان جواب اول انتخاب می‌شود.
اصلاح یک اشتباه رایج: «خرق» و «فتق» هر دو سه حرف دارند، نه شش یا پنج حرف. همچنین «فتق» تنها وقتی جواب خوبی است که سرنخ رنگ پزشکی، کهن یا معنای «شکافتن و گشودن» داشته باشد.

چرا «جر» پاسخ درستِ دوحرفی است؟

«جر» چندمعناست و همین موضوع گاهی باعث تردید می‌شود. این واژه در فارسی علاوه بر حضور در تعبیرهای مربوط به لج، بهانه یا جر‌وبحث، در حوزهٔ پاره‌شدن نیز به کار می‌رود. تعبیرهای آشنای «لباس جر خورد»، «کاغذ را جر داد» یا «صدای جر خوردن پارچه» نشان می‌دهند که پیوند آن با دریدن و پارگی زنده و قابل‌فهم است.

در کاربرد جدولی، طراحان معمولاً از واژه‌های کوتاه و چندمعنا استقبال می‌کنند؛ بنابراین سرنخ‌هایی مانند «دریدگی»، «شکاف»، «پاره» یا حتی «صدای پاره‌شدن» ممکن است به «جر» برسند. با این حال، اگر سرنخ دربارهٔ نزاع، بهانه یا لج باشد، همان املای «جر» معنای دیگری خواهد داشت و باید از حروف متقاطع کمک گرفت.

املای درست

برای پاسخ مورد نظر، نوشتن جر با «ج» و «ر» درست است. «زر» به معنی طلا و «ذر» در ترکیب‌های مرتبط با ذره، از نظر معنا هیچ ارتباطی با دریدگی ندارند. شباهت آوایی نباید باعث جابه‌جایی حرف اول شود.

چرا «پارگی» بهترین پاسخ پنج‌حرفی است؟

«پارگی» از نظر ساخت واژه و نقش دستوری بسیار به «دریدگی» نزدیک است: هر دو اسمِ حالت‌اند و نتیجهٔ یک رخداد را بیان می‌کنند. «پاره» فقط چهار حرف دارد و بسته به جمله می‌تواند صفت یا اسم باشد، اما «پارگی» دقیقاً حالتِ پاره‌بودن یا پاره‌شدن را می‌رساند. به همین دلیل، در خانهٔ پنج‌حرفی انتخاب آن از «پاره» دقیق‌تر است.

این پاسخ در بیشتر بافت‌ها طبیعی است: پارگی لباس، پارگی پوست، پارگی پرده، پارگی طناب و پارگی بافت. حتی در متن پزشکی نیز «پارگی» برای تاندون، رباط یا عضله کاربرد دارد؛ هرچند نوع دقیق آسیب ممکن است اصطلاح تخصصی‌تری مانند گسیختگی داشته باشد.

سرنخدریدگی ـ ۵ خانه ← پارگی
سرنخدریدگی ـ ۲ خانه ← جر
سرنخشکاف لباس ـ ۳ خانه ← چاک
سرنخ پزشکیبیرون‌زدگی احشا ـ ۳ خانه ← فتق

تفاوت گزینه‌های نزدیک

جر: کوتاه و جدولی پارگی: عمومی و دقیق چاک: شکاف نمایان شکاف: فضای بازشده خرق: ادبی و کهن فتق: پزشکی یا قدیمی

چاک معمولاً شکافی باریک و قابل‌دیدن را تداعی می‌کند؛ برای مثال چاک پیراهن یا چاک پوست. شکاف دامنه‌ای وسیع‌تر دارد و دربارهٔ دیوار، زمین، سنگ و فاصلهٔ میان دو بخش نیز به کار می‌رود. پس هر شکاف الزاماً «دریدگی» نیست، هرچند در بعضی جدول‌ها این دو به جای هم می‌آیند.

خرق از نظر لغوی با دریدن و پاره‌کردن پیوند مستقیم دارد، ولی در فارسی امروز رسمی و ادبی به نظر می‌رسد. افزون بر این، «خرق» بیشتر می‌تواند عملِ دریدن را برساند، در حالی که «دریدگی» حالت یا نتیجهٔ آن عمل است. به همین دلیل، بدون قرینهٔ ادبی یا حروف متقاطع قوی، «پارگی» انتخاب طبیعی‌تری است.

فتق نیز از ریشهٔ شکافتن و گشودن آمده، اما در کاربرد معاصر بیش از همه اصطلاح پزشکی است. فتق به بیرون‌زدگی بافت یا اندام از ناحیه‌ای ضعیف اشاره دارد و نباید آن را معادل سادهٔ هر پارگی پوست، لباس یا کاغذ دانست. اگر سرنخ فقط «دریدگی» باشد، «فتق» پاسخ درجه‌دو و وابسته به قرینه است.

روش انتخاب جواب با حروف تقاطعی

اول تعداد خانه‌ها را قطعی کنیددو خانه تقریباً مستقیم به «جر» می‌رسد و پنج خانه بیشترین شانس را برای «پارگی» ایجاد می‌کند.
جای حروف معلوم را بررسی کنیداگر پاسخ پنج‌حرفی با «پ» آغاز و به «ی» ختم می‌شود، الگوی «پ ا ر گ ی» بسیار قوی است. در پاسخ دوحرفی نیز «ج» یا «ر» از تقاطع، ابهام را تقریباً از بین می‌برد.
به جنس سرنخ توجه کنیدسرنخ‌های مربوط به لباس و کاغذ به «جر»، «پارگی» یا «چاک» نزدیک‌اند؛ سرنخ‌های رفتاری ممکن است به «وقاحت» یا «گستاخی» اشاره کنند؛ سرنخ‌های پزشکی گاهی «فتق» یا «گسیختگی» می‌خواهند.
پاسخ هم‌نقش را ترجیح دهیدچون «دریدگی» اسمِ حالت است، «پارگی» و «شکافتگی» از نظر دستوری دقیق‌تر از فعل‌هایی مانند «خرق کردن» یا صفتی مانند «پاره» هستند.
کم‌کاربردترین گزینه را آخر نگه داریدواژه‌های ادبی یا کهن زمانی منطقی‌اند که جدول دشوار باشد یا تقاطع‌ها صریحاً آن‌ها را تأیید کنند.

معنای مجازی و پاسخ‌های احتمالی آن

گاهی طراح به جای پارگی جسم، از «دریدگی» به معنای بی‌پروایی و بی‌شرمی استفاده می‌کند. در این حالت، پاسخ‌های محتمل بسته به تعداد خانه‌ها می‌توانند «وقاحت»، «گستاخی»، «بی‌شرمی» یا «پرده‌دری» باشند. این گزینه‌ها برای سرنخ سادهٔ «دریدگی» اولویت پایین‌تری دارند، مگر آن‌که تقاطع‌ها با «جر» یا «پارگی» سازگار نباشند یا عبارت پیرامونی آشکارا دربارهٔ رفتار انسان باشد.

نشانهٔ تشخیص، هم‌نشینی واژه‌هاست: «دریدگی پارچه» معنای عینی دارد، اما «دریدگی در گفتار» یا «دریدگی رفتار» مجازی است. در جدول‌های بدون جملهٔ کامل، تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی وظیفهٔ روشن‌کردن این دو معنا را بر عهده دارند.

جمع‌بندی کاربردی برای همین سرنخ

برای عنوان «دریدگی در جدول»، پاسخ‌های اصلی و معتبر همان جر و پارگی هستند. اگر پاسخ دو حرف دارد، «جر» را وارد کنید؛ اگر پنج حرف دارد، «پارگی» دقیق‌ترین انتخاب است.

«چاک» برای سه خانه و «شکاف» برای چهار خانه می‌توانند در بعضی طراحی‌ها پذیرفتنی باشند. «خرق» سه‌حرفی، ادبی و کم‌کاربردتر است. «فتق» نیز سه‌حرفی است و فقط با قرینهٔ پزشکی یا معنای کهنِ شکافتن پیشنهاد می‌شود.

ترتیب پیشنهادی اعتبار برای سرنخِ بدون قرینه: پارگی ← جر ← چاک ← شکاف ← شکافتگی/گسیختگی ← خرق یا فتق با توجه به بافت.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.