پرش به محتوای اصلی

دبه در آوردن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ:جرزدن
۵ حرف؛ در نوشتار عادی: «جر زدن»

برای سرنخ «دبه در آوردن» در جدول، دقیق‌ترین پاسخ جرزدن است. این ترکیب در زبان محاوره به رفتاری گفته می‌شود که کسی پس از پذیرفتن قانون، نتیجه، قول یا قرار، زیر آن بزند و با بهانه‌جویی از قبول پیامد آن سر باز زند. در خانه‌های جدول فاصله میان دو جزء حذف می‌شود؛ بنابراین پاسخ به صورت یکپارچه و پنج‌حرفی نوشته می‌شود.

تشخیص پاسخ

چرا «جرزدن» بهترین معادل این سرنخ است؟

رابطه معنایی دو عبارت بسیار نزدیک و مستقیم است. «دبه درآوردن» فقط به معنای تغییر نظر ساده نیست؛ معمولاً پای یک توافق قبلی، قانون بازی، نتیجه پذیرفته‌شده یا تعهد روشن در میان است. «جر زدن» نیز همین موقعیت را توصیف می‌کند: فرد پس از آنکه شرایط را پذیرفته، هنگام باخت یا زمان انجام تعهد، آن را انکار می‌کند یا بهانه‌ای تازه می‌آورد.

هم‌معنایی مستقیم

نه صرفاً پشیمانی

پشیمانی می‌تواند درونی و بدون نقض حق دیگری باشد، اما جر زدن معمولاً با برگشتن از قول، قرارداد یا نتیجه‌ای همراه است که قبلاً پذیرفته شده است.

بافت رایج

بازی و قرار

این پاسخ به‌ویژه در بازی، شرط، معامله و قول‌وقرار کاربرد دارد؛ همان فضاهایی که اصطلاح «دبه درآوردن» در آن‌ها طبیعی‌تر شنیده می‌شود.

تناسب جدولی

پنج خانه روشن

با حذف فاصله، «جرزدن» دقیقاً پنج حرف دارد و برای پاسخ کوتاه جدول مناسب است؛ بدون آنکه معنی سرنخ را بیش از حد کلی کند.

نکته معنایی: در این سرنخ، «جر» با تلفظ «جِر» بخشی از فعل عامیانه «جر زدن» است. این کاربرد را نباید با معنای دیگرِ «جر زدن» یعنی پاره‌کردن کاغذ یا پارچه اشتباه گرفت؛ بافت سرنخ، معنای مربوط به زیر قول زدن و نپذیرفتن نتیجه را مشخص می‌کند.
شمارش حروف

پاسخ چند حرف دارد؟

در جدول‌های فارسی، فاصله، نیم‌فاصله و نشانه‌های نگارشی خانه جداگانه نمی‌گیرند. صورت جدولی پاسخ «جرزدن» است و از پنج حرف تشکیل می‌شود:

ج ر ز د ن

چینش حروف از راست به چپ خوانده می‌شود: ج + ر + ز + د + ن.

!
دام شمارشی: برخی جایگزین‌های نزدیک از نظر معنی، پنج‌حرفی نیستند. برای نمونه «دبه‌کردن» بدون فاصله هفت حرف، «بدعهدی» شش حرف و «زیرقول‌زدن» بدون فاصله نه حرف دارد. پس شباهت معنایی به‌تنهایی کافی نیست و تعداد خانه‌ها باید جداگانه کنترل شود.
املا و ورود در خانه‌ها

«جر زدن» بنویسیم یا «جرزدن»؟

در نثر معمول فارسی، صورت جدا یعنی «جر زدن» خواناتر و رایج‌تر است، زیرا با یک فعل مرکب روبه‌رو هستیم. در بعضی صفحه‌کلیدها یا متن‌های دیجیتال ممکن است نیم‌فاصله نیز دیده شود، اما برای حل جدول این تفاوت ظاهری اهمیتی ندارد؛ فاصله حذف می‌شود و حروف پشت سر هم در خانه‌ها قرار می‌گیرند: جرزدن.

بنابراین دو نمایش را باید از هم جدا کرد: «جر زدن» صورت مناسب در جمله است و «جرزدن» صورت فشرده برای پاسخ جدول. این تفاوت به معنی دو واژه متفاوت نیست؛ فقط شیوه نمایش در محیط جدول عوض شده است.

مقایسه گزینه‌ها

گزینه‌های نزدیک و دلیل رد یا پذیرش آن‌ها

برای چنین سرنخی چند واژه هم‌خانواده معنایی به ذهن می‌رسد، اما همه آن‌ها از نظر نقش دستوری، دقت معنایی و تعداد حروف هم‌ارز نیستند.

جرزدن ۵ حرف پاسخ اصلی: هم فعل است، هم با معنای دبه درآوردن در بازی و توافق تطابق مستقیم دارد.
نکول ۴ حرف واژه‌ای رسمی‌تر برای خودداری از انجام تعهد یا بازگشت از قبول است؛ از نظر معنی نزدیک، اما برای سرنخ محاوره‌ای و پنج‌خانه‌ای مناسب نیست.
وادنگ ۵ حرف واژه‌ای قدیمی‌تر و کم‌کاربردتر در معنای دبه و نکول است. اگر تقاطع‌ها دقیقاً حروف «وادنگ» را بسازند ممکن است مطرح شود، ولی از نظر رایج‌بودن و ساخت فعلی، پس از «جرزدن» قرار می‌گیرد.
دبه‌کردن ۷ حرف از نظر معنا درست است، اما تقریباً خود سرنخ را بازگو می‌کند و با پاسخ پنج‌حرفی سازگار نیست.
بدعهدی ۶ حرف مفهومی گسترده‌تر و اسمی دارد. هر بدعهدی الزاماً «جر زدن در بازی» نیست و تعداد حروف نیز متفاوت است.
زیرقول‌زدن ۹ حرف توضیحی روشن و نزدیک است، اما برای این سرنخ کوتاه بیش از حد بلند است و در جدول معمولاً جای «جرزدن» را نمی‌گیرد.
مرز معنایی

جر زدن دقیقاً چه رفتاری را توصیف می‌کند؟

هسته این اصطلاح پذیرش اولیه و انکار بعدی است. کسی که از ابتدا قانون یا پیشنهاد را قبول نکرده، لزوماً جر نزده است؛ اما اگر آن را پذیرفته باشد و پس از روشن‌شدن نتیجه بهانه تازه‌ای بسازد، رفتار او جر زدن یا دبه درآوردن نامیده می‌شود.

در بازی: بازیکن پیش از شروع قانون را قبول کرده، ولی پس از باخت می‌گوید آن قانون از اول معتبر نبوده است.

در معامله: دو نفر بر قیمت یا شرایط توافق کرده‌اند، اما یکی در لحظه انجام کار شرط تازه‌ای اضافه می‌کند.

در قول‌وقرار: شخص وعده مشخصی داده و سپس برای انجام‌ندادن آن، اصل وعده یا جزئیاتش را انکار می‌کند.

در رقابت: نتیجه بر اساس قاعده معلوم شده، اما بازنده به‌جای پذیرفتن نتیجه، صورت مسئله را عوض می‌کند.

پس «جر زدن» با تقلب یکی نیست. تقلب ممکن است پنهانی و هنگام بازی انجام شود، در حالی که جر زدن بیشتر به نپذیرفتن قانون، باخت یا تعهد پس از پذیرش آن اشاره دارد. همچنین با «لجبازی» هم کاملاً برابر نیست؛ لجبازی دامنه وسیع‌تری دارد و می‌تواند بدون هیچ قول یا قرارداد قبلی رخ دهد.

راه‌حل تقاطعی

چطور پاسخ را با حروف متقاطع قطعی کنیم؟

  1. ابتدا تعداد خانه‌ها را بشمارید. اگر پنج خانه دارید، «جرزدن» از نظر طول کاملاً منطبق است.
  2. حرف اول را بررسی کنید. آغاز با «ج» گزینه اصلی را بسیار تقویت می‌کند؛ آغاز با «ن» احتمال «نکول» را مطرح می‌کند، البته در چهار خانه.
  3. به نقش دستوری سرنخ دقت کنید. «دبه در آوردن» مصدر است؛ بنابراین یک پاسخ فعلی مانند «جرزدن» از اسم‌هایی مانند «بدعهدی» طبیعی‌تر است.
  4. حرف سوم را کنترل کنید. در «جرزدن» حرف سوم «ز» است و معمولاً تقاطع همین حرف، پاسخ را از واژه‌های قدیمی‌تری مانند «وادنگ» جدا می‌کند.
  5. در پایان، معنی را دوباره با بافت بسنجید: اگر منظور زیر قول زدن، نپذیرفتن باخت یا بهانه‌گیری پس از توافق است، پاسخ نهایی همان «جرزدن» خواهد بود.
کاربرد در جمله

چند نمونه برای فهم بهتر اصطلاح

«قبل از بازی همه قوانین را قبول کردی؛ حالا که باختی جر نزن

«سر قیمت توافق کرده بودیم، اما موقع تحویل کار دبه درآورد

«قرار بود برنده را رأی‌ها مشخص کنند؛ تغییر شرط بعد از اعلام نتیجه، جر زدن است.»

«او فقط نظرش را عوض نکرد؛ چون قول قطعی داده بود و بعد زیر آن زد، همه گفتند جر زده

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که اصطلاح معمولاً لحنی محاوره‌ای دارد. در متن رسمی‌تر می‌توان بسته به موقعیت از «نکول کردن»، «از تعهد سر باز زدن»، «از قول خود برگشتن» یا «نقض توافق» استفاده کرد، اما در سرنخ کوتاه و عامیانه جدول، «جرزدن» طبیعی‌تر و دقیق‌تر است.

پرسش‌های کوتاه

ابهام‌های رایج درباره این پاسخ

آیا «جرزدن» واقعاً پنج حرف است؟

بله. با حذف فاصله، حروف آن ج، ر، ز، د و ن است. فاصله میان اجزای فعل در جدول خانه جداگانه ندارد.

آیا «وادنگ» هم می‌تواند پاسخ باشد؟

از نظر معنایی دور نیست و پنج حرف دارد، اما واژه‌ای قدیمی‌تر و کم‌کاربردتر است. برای سرنخ دقیق «دبه در آوردن» بدون قرینه دیگر، «جرزدن» انتخاب رایج‌تر و مستقیم‌تری است؛ فقط حروف متقاطع می‌توانند «وادنگ» را قطعی کنند.

فرق «جر زدن» با «زیر قول زدن» چیست؟

«زیر قول زدن» توضیحی عمومی‌تر است. «جر زدن» علاوه بر برگشتن از قول، رنگ‌وبوی بهانه‌جویی و نپذیرفتن نتیجه بازی، شرط یا توافق را نیز دارد.

آیا شکل چسبیده در متن عادی درست است؟

برای جمله‌نویسی، «جر زدن» با فاصله خواناتر است. شکل «جرزدن» در این صفحه برای نمایش همان پاسخ در خانه‌های پیوسته جدول به کار رفته است.

جمع‌بندی پاسخ: برای سرنخ «دبه در آوردن در جدول»، پاسخ قابل‌اعتماد جرزدن است؛ پنج حرف، با معنی زیر قول زدن، بهانه آوردن پس از توافق و نپذیرفتن قانون یا نتیجه.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.