پاسخ جدول:
مانده شدن
در خانهها: ماندهشدن · ۸ حرف
برای سرنخ «خسته گشتن»، دقیقترین پاسخ مانده شدن است. این ترکیب در فارسی قدیم و در کاربردهای ادبی به معنی خسته، ناتوان یا از ادامه کار بازمانده شدن به کار رفته است. در جدول کلمات متقاطع، فاصله میان دو جزء حذف میشود و پاسخ به صورت ماندهشدن در هشت خانه قرار میگیرد.
چرا «مانده شدن» پاسخ درست است؟
ساخت سرنخ
«گشتن» در اینجا یعنی «شدن»
سرنخ از یک صفت و یک فعل ساخته شده است: «خسته» + «گشتن». در چنین ساختی، «گشتن» معنای دگرگون شدن و به حالتی درآمدن دارد؛ بنابراین پاسخ مناسب نیز بهتر است یک ترکیب فعلی باشد، نه فقط یک صفت منفرد.
معنای واژه
«مانده» یعنی خسته و بیرمق
«مانده» همیشه به معنی باقیمانده نیست. در ترکیبهایی مانند «خسته و مانده» یا در زبان ادبی، این واژه حالت فرسودگی، بینیرویی و ناتوانی از ادامه راه یا کار را میرساند.
تطابق فعلی
«مانده شدن» معادل «خسته شدن»
با افزودن «شدن»، معنی کامل فعل به دست میآید: کسی که مانده میشود، از تعب و فشار کار یا راه توانش کم میشود و دیگر مانند پیش قادر به ادامه نیست. این همان هسته معنایی سرنخ است.
نکته تعیینکننده:
در این پاسخ، «مانده» صفتِ مربوط به خستگی است، نه صفتِ «باقیمانده». جمله «پس از راه دراز مانده شد» یعنی «پس از راه دراز خسته و از پا افتاده شد».
املا و شیوه وارد کردن پاسخ در جدول
در متن عادی، شکل روشن و معیار این ترکیب «مانده شدن» با فاصله است؛ زیرا از صفت «مانده» و فعل «شدن» ساخته شده است. در خانههای جدول، فاصله جای مستقلی ندارد و دو کلمه پشت سر هم نوشته میشوند: ماندهشدن. نوشتن آن با نیمفاصله برای حل جدول مزیتی ایجاد نمیکند و ممکن است شمارش خانهها را مبهم کند.
م
ا
ن
د
ه
ش
د
ن
۵ حرف: مانده
۳ حرف: شدن
مجموع: ۸ حرف
تعداد واژهها: ۲
اشتباه رایج در شمارش:
فاصله میان «مانده» و «شدن» حرف محسوب نمیشود. بنابراین پاسخ دوکلمهای است، اما در جدول دقیقاً هشت خانه میگیرد. همچنین «ماندگی» شش حرف دارد، نه پنج حرف؛ این واژه بیشتر برای سرنخ اسمیِ «خستگی» مناسب است، نه سرنخ فعلیِ «خسته گشتن».
مقایسه با پاسخهای نزدیک و هممعنی
چند ترکیب از نظر معنی به سرنخ نزدیکاند، اما همه به یک اندازه دقیق نیستند. تعداد خانهها، حروف تقاطعی و لحن سرنخ مشخص میکند کدام گزینه واقعاً مدنظر طراح بوده است.
مانده شدن پاسخ اصلی
هشت حرف، دو کلمه و از نظر ساخت و معنی مستقیمترین معادل برای «خسته گشتن». صورت بدون فاصله آن با پاسخ ثبتشده نیز کاملاً هماهنگ است.
کوفته شدن
این ترکیب نیز هشت حرف دارد و بیشتر بر خستگی جسمی شدید، درد بدن یا فرسودگی پس از کار سخت تأکید میکند. اگر سرنخ فقط «خسته گشتن» باشد، «مانده شدن» دقیقتر و سنتیتر است.
ستوه آمدن
با حذف فاصله هشت حرف میشود، اما بار معنایی آن بیشتر «به تنگ آمدن»، «طاقت از دست دادن» یا کلافه شدن از تکرار و فشار است. برای خستگی ساده، انتخاب نخست نیست.
ملول شدن
هفت حرف دارد و به دلزدگی، افسردگی خاطر یا بیحوصلگی نزدیکتر است. این گزینه زمانی مناسبتر است که سرنخ بر خستگی روحی و دلزدگی تأکید داشته باشد.
وامانده شدن
ده حرف دارد و معنای شدیدتری میدهد: کسی نهفقط خسته، بلکه در ادامه کار ناتوان و متوقف شده است. اگر تعداد خانهها ده باشد و حروف تقاطعی سازگار باشند، میتواند مطرح شود.
درمانده شدن
این پاسخ نیز ده حرف است و علاوه بر ناتوانی، میتواند حس بیچاره شدن یا نداشتن راه چاره را منتقل کند. دامنه معنایی آن از خستگی جسمی گستردهتر است.
ابهام مهم: «خسته» در فارسی کهن فقط به معنی خسته امروزی نیست
در متون کهن، «خسته» گاهی به معنی زخمی و مجروح نیز آمده است؛ به همین دلیل «خسته گشتن» در یک بیت رزمی یا جملهای که از تیغ، تیر، زخم و نبرد سخن میگوید، ممکن است «مجروح شدن» معنا بدهد. این کاربرد تاریخی باعث میشود سرنخ بهتنهایی اندکی چندمعنا باشد.
بافت خستگی و راه
تعب، کار سنگین، راه دراز، بیرمقی و از پا افتادن → مانده شدن
بافت زخم و نبرد
تیغ، تیر، خون، جراحت و میدان جنگ → احتمال مجروح شدن
برای یک سرنخ مستقل در جدول عمومی، بهویژه وقتی پاسخ هشتحرفیِ ثبتشده «ماندهشدن» است، انتخاب نهایی همچنان مانده شدن خواهد بود. «مجروح شدن» تنها زمانی برتری پیدا میکند که حروف تقاطعی یا فضای جمله آشکارا به معنای کهنِ «زخمی شدن» اشاره کنند.
چگونه پاسخ را با خانههای تقاطعی قطعی کنیم؟
الگوی حروف پاسخ بدون فاصله چنین است:
م ا ن د ه ش د ن
اگر حرف اول «م»، حرف پنجم «ه» و سه خانه پایانی «ش، د، ن» باشد، تقریباً هیچ تردیدی باقی نمیماند. وجود حرف «ا» در خانه دوم و «ن» در خانه سوم نیز گزینههای هممعنی مانند «کوفته شدن» یا «ستوه آمدن» را کنار میزند.
سرنخ یک عبارت فعلی است
پاسخ هشت خانه دارد
صورت ورود: ماندهشدن
اگر تعداد خانهها متفاوت بود چه؟
گاهی سرنخ مشابه است، اما طراح پاسخ کوتاهتر یا بلندتری در نظر گرفته است. تفاوت طول معمولاً نشان میدهد صورت دستوری سرنخ یا شدت معنی تغییر کرده است:
۳ خانه: تعب
اسمِ خستگی است، نه فعل «خسته گشتن».
۵ خانه: مانده یا کوفته
صفت است و بخش «شدن/گشتن» را در خود ندارد.
۶ خانه: ماندگی
برای سرنخ اسمیِ «خستگی» مناسبتر است.
۷ خانه: ملول شدن
بیشتر خستگی خاطر و دلزدگی را میرساند.
۸ خانه: مانده شدن
تطابق کامل با سرنخ فعلی و پاسخ اصلی.
۱۰ خانه: وامانده شدن
بر ناتوانی شدید و بازماندن از ادامه تأکید دارد.
معنی در جمله و تفاوت با کاربرد امروز
«مانده شدن» در گفتوگوی معیار امروز کمتر از «خسته شدن» شنیده میشود، اما برای خواننده فارسیزبان همچنان قابل فهم است و در زبان ادبی، برخی گویشها و فرهنگهای واژگان حضور دارد. در این ترکیب، «مانده» حالت کسی را توصیف میکند که نیرویش بر اثر راه، کار یا رنج تحلیل رفته است.
نمونه با خستگی جسمی
«رهرو پس از پیمودن راه بلند، مانده شد.» یعنی توان او کم شد و خسته از حرکت بازایستاد.
نمونه با ناتوانی از ادامه
«اسب از بار سنگین مانده شد.» یعنی بر اثر فشار و تعب، دیگر نیروی کافی برای ادامه نداشت.
معادل روان امروزی
در نثر امروز معمولاً همان جملهها را با «خسته شد»، «از پا افتاد» یا «توانش را از دست داد» بیان میکنیم.
پرسشهای کوتاه درباره این پاسخ
آیا «مانده» بهتنهایی هم میتواند جواب باشد؟
بله، اما فقط وقتی جدول پنج خانه داشته باشد یا سرنخ بهصورت صفتی مانند «خسته» آمده باشد. در سرنخ «خسته گشتن»، وجود فعل «گشتن» پاسخ فعلی «مانده شدن» را مناسبتر میکند.
آیا «ماندهشدن» املای رسمی است؟
در نوشتار عادی، «مانده شدن» با فاصله نوشته میشود. «ماندهشدن» صرفاً صورت فشردهای است که برای پر کردن خانههای جدول، ثبت پاسخ در بازیهای واژهای یا جستوجوی بدون فاصله به کار میرود.
چرا «مجروح شدن» را پاسخ اصلی نگرفتیم؟
چون معنای رایج و مورد انتظار در جدول عمومی از «خسته گشتن»، از پا افتادن و دچار تعب شدن است. «مجروح شدن» به معنای تاریخی «خسته» مربوط میشود و به قرینههایی مانند زخم، تیغ یا نبرد نیاز دارد.
برای سرنخ «خستگی» چه پاسخی رایجتر است؟
بسته به تعداد خانهها، «تعب» سهحرفی یا «ماندگی» ششحرفی از پاسخهای رایجاند. این دو اسم هستند، در حالی که «مانده شدن» یک ترکیب فعلی است.
جمعبندی دقیق برای درج در جدول:
پاسخ «خسته گشتن» برابر است با مانده شدن. آن را در هشت خانه و بدون فاصله به صورت ماندهشدن وارد کنید. تنها در صورتی سراغ گزینههایی مانند «مجروح شدن»، «کوفته شدن» یا «ستوه آمدن» بروید که حروف تقاطعی یا بافت سرنخ بهروشنی معنای دیگری را الزام کند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!