پرش به محتوای اصلی

جسم کروی در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: گوی سه حرفی: گ، و، ی

برای سرنخ «جسم کروی در جدول»، دقیق‌ترین پاسخِ کوتاه و رایج «گوی» است. این واژه هم از نظر معنی با سرنخ سازگار است، هم دقیقاً سه حرف دارد و هم در زبان فارسی برای نامیدن شیئی گرد و سه‌بعدی به‌کار می‌رود.

چرا «گوی» پاسخ درست است؟

«گوی» نامِ یک جسم گرد است؛ یعنی شیئی که ظاهر آن به کره شباهت دارد و می‌تواند روی سطح بغلتد. گوی شیشه‌ای، گوی فلزی، گوی بلورین و گوی بازی نمونه‌هایی روشن از همین کاربرد هستند. در سرنخ‌های کوتاه جدول، وقتی طراح به‌جای نام یک وسیله مشخص، تعریف عمومیِ «جسم کروی» را می‌آورد، معمولاً دنبال واژه‌ای است که خودِ شکل را برساند، نه جنس، اندازه یا کاربرد آن را. «گوی» دقیقاً همین ویژگی را دارد.

برتری دیگر این پاسخ، بی‌نیازی آن از قید اضافی است. «توپ» بیشتر نام یک وسیله بازی یا ورزش است، «تیله» نوع خاصی از گوی کوچک شیشه‌ای به‌شمار می‌رود و «ساچمه» معمولاً به قطعه‌ای کوچک و سخت، اغلب فلزی، اشاره دارد. اما «گوی» واژه‌ای عام‌تر است و می‌تواند همه این نمونه‌ها را از جهت گردبودن توصیف کند.

نکته کلیدی: در جدول، تعریف هرچه عمومی‌تر باشد، پاسخ نیز معمولاً عمومی‌تر انتخاب می‌شود. «جسم کروی» تعریفِ شکل است؛ بنابراین «گوی» از نام اشیای خاصی مانند توپ، تیله یا ساچمه مناسب‌تر است.

تعداد حروف و شیوه درست نوشتن

«گوی» سه حرف دارد و در جدول در سه خانه نوشته می‌شود. کشیده‌شدن صدای «و» در تلفظ، تعداد خانه‌ها را بیشتر نمی‌کند؛ معیار جدول، حرف‌های نوشته‌شده است.

گ و ی

املای معیار: «گوی»؛ بدون فاصله، نیم‌فاصله، همزه یا حرف اضافه.

نوشتن «گوئی» برای این معنا درست نیست. «گویی» نیز واژه دیگری است و بسته به جمله می‌تواند معنای «انگار» یا «چنین به نظر می‌رسد» بدهد. پاسخ جدول فقط همان اسم ساده «گوی» است. شکل جمع آن «گوی‌ها» است، اما سرنخ مفرد آمده و پاسخ نیز مفرد نوشته می‌شود.

«گوی» یا «کره»؛ کدام‌یک محتمل‌تر است؟

«کره» نیز از نظر معنایی گزینه‌ای جدی است. در هندسه، کره شکلی سه‌بعدی و کاملاً متقارن است و «گوی» هم در فارسی برای چیزی با همین هیئت به‌کار می‌رود. هر دو واژه سه حرف دارند؛ پس اگر فقط تعریف و تعداد خانه‌ها را داشته باشیم، حروف متقاطع اهمیت زیادی پیدا می‌کنند.

گویانتخاب نخست

اسم فارسیِ روشن برای شیء گرد و کروی؛ طبیعی، کوتاه و بسیار مناسبِ عبارت «جسم کروی».

کرهگزینه نزدیک

اصطلاح دقیق هندسی، اما در فارسی معانی دیگری مانند مادّه خوراکی نیز دارد و در سرنخ‌های عمومی ممکن است ابهام ایجاد کند.

در این عنوان، تعبیر «جسم کروی» به یک شیء گرد اشاره می‌کند و پاسخ ثبت‌شده «گوی» نیز با کاربرد متداول واژه هماهنگ است؛ بنابراین انتخاب نهایی «گوی» است. با این حال، اگر خانه نخست از تقاطع «ک» باشد یا خانه پایانی «ه» دربیاید، «کره» می‌تواند پاسخ همان جدول خاص باشد. در مقابل، اگر الگو به صورت «گ ـ ی» باشد، پاسخ بدون تردید «گوی» خواهد بود.

تمایز ظریف: «کره» در متن‌های علمی نام یک مفهوم هندسی است؛ «گوی» در زبان عمومی بیشتر خودِ شیء کروی را به ذهن می‌آورد. سرنخ حاضر با لحن واژگانی و جدولی، به «گوی» نزدیک‌تر است.

چرا «دایره» پاسخ نیست؟

دایره شکلی تخت و دوبعدی است، اما جسم کروی حجم دارد و در فضای سه‌بعدی قرار می‌گیرد. سکه، حلقه ترسیم‌شده روی کاغذ یا صفحه ساعت می‌توانند دایره‌ای دیده شوند؛ در مقابل، توپ، تیله و گوی شیشه‌ای نمونه‌های کروی‌اند. بنابراین «دایره» حتی اگر از نظر موضوع هندسی نزدیک به نظر برسد، تعریف سرنخ را کامل نمی‌کند.

کروی: سه‌بعدی، دارای حجم، قابل مشاهده از همه جهت‌ها؛ مانند گوی.
دایره‌ای: دوبعدی و تخت؛ مانند شکل رسم‌شده با پرگار.

این تفاوت یکی از دام‌های رایج در حل جدول است. طراح ممکن است با واژه‌هایی مثل «گرد»، «مدور»، «دایره‌ای» و «کروی» بازی کند، اما باید دید سرنخ از «شکل» حرف می‌زند یا از «جسم». حضور واژه «جسم» نشانه مهمی است که ما را به پاسخی سه‌بعدی هدایت می‌کند.

بررسی گزینه‌های نزدیک بر اساس کاربرد

هر شیء گردی مترادف مستقیم «جسم کروی» نیست. بعضی واژه‌ها فقط در شرایط مشخص می‌توانند جواب شوند. مقایسه زیر کمک می‌کند از روی قیدهای سرنخ، پاسخ مناسب را سریع‌تر تشخیص دهید.

۱

توپ — سه حرف: وقتی سرنخ به بازی، ورزش، پرتاب، شوت، بادشدن یا وسیله غلتان اشاره کند، «توپ» طبیعی‌تر است. بدون چنین قرینه‌ای، از «گوی» خاص‌تر است.

۲

تیله — چهار حرف: برای گوی کوچک، معمولاً شیشه‌ای و مخصوص بازی کودکان مناسب است. «تیله» تعریف یک نوع شیء است، نه نام عمومی هر جسم کروی.

۳

ساچمه — پنج حرف: بیشتر برای قطعه کوچک، سخت و اغلب فلزی به‌کار می‌رود؛ مانند ساچمه بلبرینگ یا ساچمه‌های ریز. نسبت‌دادن آن به هر جسم کروی دقیق نیست.

۴

گلوله — پنج حرف: می‌تواند گرد یا نزدیک به کروی باشد، اما معنای آن به بافت وابسته است؛ گلوله نخ، گلوله برف یا گلوله پرتابی هرکدام ویژگی متفاوتی دارند.

۵

گویچه — پنج حرف: صورت کوچک‌شده «گوی» است و برای جسم کروی کوچک، ذره گرد یا برخی کاربردهای علمی مناسب‌تر است.

۶

مهره — چهار حرف: اگر سرنخ به جسم کوچکِ سوراخ‌دار، تسبیح، گردنبند یا قطعه بازی اشاره کند، «مهره» محتمل می‌شود؛ مهره الزاماً کاملاً کروی نیست.

واژه‌هایی مانند «بادکنک»، «مروارید»، «گردو» یا «خربزه» صرفاً نمونه‌هایی از اشیای گرد یا نزدیک به کروی‌اند و مترادف مستقیم این تعریف نیستند. مثلاً بادکنک پس از بادشدن ممکن است گرد شود، مروارید اندازه و جنس مشخص دارد، گردو پوسته و شکل نامنظم دارد و خربزه اغلب بیضوی است. آوردن این نام‌ها تنها زمانی درست است که سرنخ، نشانه‌ای درباره جنس، اندازه، خوراکی‌بودن یا کاربرد شیء بدهد.

روش تصمیم‌گیری با حروف متقاطع

وقتی دو جواب هم‌طول مانند «گوی» و «کره» پیش روی شماست، از حدس معناییِ صرف فاصله بگیرید و الگوی خانه‌ها را بررسی کنید. سه تقاطع درست معمولاً ابهام را کامل از بین می‌برد.

الگوی «گ و ی»: پاسخ قطعی «گوی» است.
الگوی «ک ر ه»: پاسخ «کره» است و طراح بر اصطلاح هندسی تکیه کرده است.
الگوی «ت و پ»: سرنخ احتمالاً کاربرد آزادتر دارد یا قرینه‌ای از بازی و ورزش در جدول پنهان است.

همچنین به نوع جدول توجه کنید. در جدول‌های کلاسیک، پاسخ‌های کوتاه و واژگانی مانند «گوی» بسیار رایج‌اند. در جدول‌های آموزشی هندسه، «کره» احتمال بیشتری دارد. در جدول موضوعی ورزش، «توپ» می‌تواند جلو بیفتد. پس معنای سرنخ، شمار خانه‌ها و فضای کلی جدول باید هم‌زمان خوانده شوند.

سرنخ‌های مشابه و پاسخ دقیق‌تر آن‌ها

افزوده‌شدن تنها یک صفت می‌تواند جواب را عوض کند. این نمونه‌ها مرز میان واژه‌های نزدیک را روشن می‌کنند:

جسم کروی: گوی شکل هندسی سه‌بعدی: کره گوی بازی: توپ گوی شیشه‌ای کوچک: تیله گوی فلزی کوچک: ساچمه گوی کوچک: گویچه جسم سوراخ‌دار تسبیح: مهره

عبارت «جسم کروی سوراخ‌دار» الزاماً «واشر» نیست؛ واشر معمولاً حلقه‌ای و تخت است، نه کروی. برای چنین سرنخی «مهره» یا «دانه» تنها در صورتی مناسب است که تعداد حروف و تقاطع‌ها نیز آن را تأیید کنند. همین دقت در خواندن شکل واقعیِ شیء، جلوی بسیاری از پاسخ‌های ظاهراً نزدیک اما نادرست را می‌گیرد.

معنی و کاربرد واژه «گوی» در فارسی

«گوی» واژه‌ای فارسی و خوش‌ساخت است که هم در زبان روزمره و هم در ترکیب‌های ادبی و تخصصی دیده می‌شود. «گوی بلورین»، «گوی آتشین»، «گوی زمین» و «گوی و چوگان» از ترکیب‌های شناخته‌شده‌اند. هسته معنایی در همه این کاربردها، گردی و شکل نزدیک به کره است.

در بعضی ترکیب‌ها، گوی به شیئی واقعی اشاره دارد؛ مانند گوی فلزی. در بعضی دیگر، کاربرد تصویری یا ادبی پیدا می‌کند؛ مانند گوی آتشین برای خورشید. همچنین در بازی چوگان، گوی همان جسم گردی است که با چوگان زده می‌شود. این گستره کاربرد نشان می‌دهد چرا واژه برای تعریف عمومی «جسم کروی» مناسب است: معنای آن به یک ماده، اندازه یا کارکرد خاص محدود نمی‌شود.

نشانه معنایی: هرجا بتوان پیش از واژه، صفت جنس آورد—مانند گوی شیشه‌ای، گوی چوبی یا گوی آهنی—با یک نام عمومی برای شکل روبه‌رو هستیم. همین انعطاف، «گوی» را برای سرنخ حاضر قوی می‌کند.

دام‌های املایی و معنایی

«گویی» به‌جای «گوی»: یک حرف اضافه دارد و معمولاً معنای دیگری می‌سازد؛ برای پاسخ سه‌خانه‌ای نادرست است.
«دایره» به‌جای جسم: دایره سطح دوبعدی است و با واژه «جسم» سازگار نیست.
«گرد» به‌عنوان اسم: «گرد» بیشتر صفت است؛ سرنخ نام یک جسم را می‌خواهد.
انتخاب نمونه به‌جای مفهوم: تیله، توپ و مروارید نمونه‌اند، در حالی که «گوی» نام عمومی‌ترِ شکل و شیء است.

در شمارش حروف فارسی نیز نباید صدای کشیده یا شکل اتصال حروف را خانه جدا حساب کرد. «گوی» از سه نویسه اصلی تشکیل شده است. حرف «و» در این واژه بخشی از ساخت واژه و یک خانه مستقل است؛ «گ» و «ی» نیز هرکدام یک خانه را پر می‌کنند.

جمع‌بندی دقیق سرنخ

جسم کروی در جدول = گوی

پاسخ منتخب سه حرف دارد، املای آن «گوی» است و به شیئی گرد و سه‌بعدی اشاره می‌کند. «کره» نزدیک‌ترین جایگزینِ هم‌طول است و در جدول‌های هندسی ممکن است درست باشد، اما برای این صورتِ عمومیِ سرنخ، «گوی» طبیعی‌تر و مستقیم‌تر است. پاسخ نهایی را با الگوی تقاطع‌ها تطبیق دهید: گ ـ و ـ ی.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.