برای سرنخ «باز داشتن» در جدول، منع معمولاً دقیقترین و کمریسکترین پاسخ است؛ زیرا مستقیماً معنای جلوگیری کردن و مانع شدن را میرساند و در جدولهای فارسی نیز پاسخ سهحرفی شناختهشدهای است. با این حال، تعداد خانهها و حروف تقاطعی ممکن است پاسخ را به نهی، حظر یا در جدولهای دشوارتر به ردع تغییر دهد.
چرا «منع» انتخاب اول است؟
«بازداشتن» در این سرنخ یعنی جلوگیری کردن از انجام کاری، اجازه ندادن یا مانع شدن. «منع» بدون نیاز به قرینه خاص همین مفهوم را پوشش میدهد و برخلاف بعضی مترادفها فقط به زبان دینی، حقوقی یا ادبی محدود نیست. ترکیبهایی مانند منع ورود، منع عبور و منع کسی از کاری نیز همین کاربرد عمومی را نشان میدهند.
انتخاب نخست
معادل مستقیم و عمومی بازداشتن؛ مناسب بیشتر جدولهای عمومی.
دستور به ترک کار
وقتی کسی با گفتار، دستور یا حکم دیگری را از کاری بازمیدارد.
منع رسمی یا شرعی
واژهای ادبیتر و تخصصیتر که در برابر اباحه نیز میآید.
پاسخ بر اساس تعداد خانهها
در جدول کلمات متقاطع، مترادف درست باید هم از نظر معنی و هم از نظر طول با خانهها سازگار باشد. فهرست زیر گزینههای واقعاً مرتبط را از واژههای دور یا گمراهکننده جدا میکند.
هر دو کهن و عربیاند. تشدید در «صدّ» خانه جداگانه نمیگیرد، پس از نظر حروف اصلی دوخانهای است.
مهمترین گروه پاسخها. «زجر» هم در معنی قدیمی بازداشتن آمده، اما امروز بیشتر آزار و رنج را تداعی میکند.
فقط با قرینه مناسب؛ توقیف بیشتر نگهداشتن رسمی و تحریم بیشتر ممنوعکردن رسمی است.
از نظر معنی کاملاً مرتبط است و بر جلوگیری یا بازداشتن کسی از کاری دلالت دارد.
جلوگیری عمومیتر است؛ بازداشت در فارسی امروز غالباً حبس یا توقیف را تداعی میکند.
در پاسخهای چندبخشی ممکناند، ولی برای سرنخ کوتاه «باز داشتن» معمولاً انتخاب اول نیستند.
تفاوت گزینههای سهحرفی
منع: عمومی و بیطرف
هم در مقررات و هم در رفتار عادی به کار میرود. اگر سرنخ فقط «باز داشتن»، «جلوگیری» یا «ممانعت» باشد، منع طبیعیترین پاسخ است.
نهی: بازداشتن با دستور
وقتی شخصی دیگری را با گفتار یا حکم از انجام کاری بازمیدارد. «نهی» در برابر «امر» قرار میگیرد.
حظر: ممنوعیت رسمی
معنای منع و حرامکردن دارد و در بافت فقهی، حقوقی و ادبی برجستهتر است. قرینه «اباحه» بهطور ویژه به حظر اشاره میکند.
ردع: ایجاد بازدارندگی
فقط منع ساده نیست؛ اغلب مفهوم منصرفکردن، ترساندن یا ایجاد عامل بازدارنده را هم در خود دارد.
اشتباه املایی: حظر، حذر یا حضر؟
این سه واژه از نظر صدا و ظاهر نزدیکاند، اما فقط یکی از آنها پاسخ مستقیم «باز داشتن» است. در جدول، یک حرف اشتباه چند پاسخ تقاطعی را نیز خراب میکند.
گزینههای کمکاربرد چه زمانی پذیرفتنیاند؟
- کف: در متون لغوی به معنای بازداشتن، منصرفکردن و منعکردن آمده است؛ اما بدون تأیید حروف تقاطعی انتخاب اول نیست.
- صدّ: به معنای راهبستن، رویگردانکردن و بازداشتن است. تشدید حرف مستقل محسوب نمیشود.
- ردع: پاسخ درست سهحرفی است، بهویژه وقتی مفهوم بازدارندگی یا جلوگیری قاطع مطرح باشد.
- زجر: در کاربرد قدیمی میتواند معنی منع بدهد، ولی در فارسی معاصر بیشتر آزار و رنجدادن فهمیده میشود.
- ممانعت: از دقیقترین مترادفهای بلندتر است، اما شش خانه نیاز دارد.
پاسخهای ظاهراً نزدیک اما نادرست
صداق
به معنای مهریه است و ارتباطی با بازداشتن ندارد؛ بنابراین برای این سرنخ پاسخ درستی نیست.
اعراض
یعنی رویگردانی و دوریکردن. این واژه به خودی خود «دیگری را بازداشتن» معنی نمیدهد.
توقیف
بیشتر به نگهداشتن، ضبطکردن یا بازداشت رسمی شخص و مال اشاره دارد و فقط با قرینه قضایی یا اداری مناسبتر میشود.
پرهیز
یعنی خودداری و دوریکردن؛ فاعل خودش کاری را انجام نمیدهد، در حالی که بازداشتن معمولاً متعدی است.
از روی حروف تقاطعی سریع تصمیم بگیرید
حرف اول «م»
در پاسخ سهحرفی، «منع» تقریباً قطعی است.
مقابل امر
پاسخ مناسب «نهی» است.
مقابل اباحه
پاسخ تخصصی «حظر» است.
قرینه بازدارنده
«ردع» از منع دقیقتر میشود.
«باز داشتن» یا «بازداشتن»؟
در فرهنگهای فارسی، مدخل این فعل معمولاً به صورت پیوسته، یعنی بازداشتن، ثبت میشود. در سرنخ جدول ممکن است آن را جدا بنویسند؛ این تفاوت نوشتاری پاسخ را عوض نمیکند و مقصود همان منعکردن، جلوگیریکردن یا واداشتن به توقف است.
همچنین باید میان دو معنی فرق گذاشت: «او را از رفتن بازداشت» یعنی مانع رفتن شد، اما «پلیس او را بازداشت» در فارسی امروز معمولاً یعنی او را دستگیر یا توقیف کرد. سرنخ کوتاه «باز داشتن» بیشتر به معنی نخست اشاره دارد؛ بنابراین «منع» بر «حبس» و «توقیف» تقدم دارد.
نمونههای معنایی کوتاه
«مقررات، ورود خودرو را منع میکند.» جلوگیری عمومی و رسمی.
«پزشک او را از مصرف خودسرانه دارو نهی کرد.» بازداشتن با دستور یا توصیه.
«در متن فقهی از حظر و اباحه سخن رفته است.» تقابل تخصصی روشن.
«مجازات باید اثر ردع داشته باشد.» هدف، منصرفکردن و بازدارندگی است.
پرسشهای پرتکرار
معمولاً «منع»؛ اما نهی، حظر و ردع نیز با توجه به حروف تقاطعی و بافت سرنخ معتبرند.
بسیار نزدیکاند، ولی نهی بیشتر بر دستور برای انجام ندادن تأکید دارد و منع هر نوع جلوگیری را پوشش میدهد.
«حظر» با ظ. «حذر» به معنای احتیاط و پرهیز است و «حضر» به این سرنخ ارتباطی ندارد.
«کف» یا «صدّ»؛ هر دو ادبی و کمکاربردند و بهتر است با تقاطعها تأیید شوند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!