الغا در جدول؛ پاسخ درست و گزینههای نزدیک
برای سرنخ کوتاه «الغا»، جواب مورد انتظار این مدخل حذف است. این دو واژه در معنای کنار گذاشتن و از شمار یا اعتبار بیرون بردن همپوشانی دارند. بااینحال، «الغا» در کاربرد رسمی گاهی دقیقتر از حذف است؛ به همین دلیل تعداد خانهها و حروف متقاطع مشخص میکنند که در هر جدول کدام مترادف باید نوشته شود.
چرا «حذف» جواب پذیرفتنی است؟
الغا میتواند کنار گذاشتن و بیاثر کردن باشد؛ حذف نیز چیزی را از فهرست، متن، برنامه یا مجموعه بیرون میبرد.
طراح در سرنخ تکواژهای معمولاً مترادفی کوتاه میخواهد، نه عبارتهایی مانند «باطل کردن» یا «از میان برداشتن».
«حذف» پاسخ این مدخل است؛ ولی اگر تقاطعها با ح، ذ و ف نسازند، «لغو»، «فسخ» یا «نسخ» نیز باید بررسی شوند.
معنی دقیق «الغا»
«الغا» یعنی لغو کردن، بیاعتبار ساختن، از اثر انداختن یا کنار گذاشتن. این واژه معمولاً درباره چیزی به کار میرود که پیشتر برقرار، معتبر یا قابل اجرا بوده است؛ مانند الغای قانون، ممنوعیت، امتیاز، مجوز یا تصمیم.
«حذف» بیشتر بر برداشتن یک جزء تأکید دارد، درحالیکه «الغا» اغلب پایان دادن به اعتبار یا اثر یک امر را میرساند. با این همه، در زبان جدول این مرز تخصصی فشرده میشود و واژههای هممعنی به جای یکدیگر میآیند.
پاسخهای سهحرفی محتمل
شمارش درست حروف جوابهای بلندتر
در جدول، هر نویسه یک خانه میگیرد و الفهای تکرارشده نیز جداگانه شمرده میشوند. به همین علت چند شمارش رایج نیاز به اصلاح دارد:
تفاوت گزینههای نزدیک در کاربرد
برای بیاعتبار اعلام کردن سند، رأی، مجوز یا عمل مناسب است و در زبان عمومی به الغا بسیار نزدیک میشود.
معمولاً با «حق» میآید؛ صاحب حق سبب زوال آن میشود یا از آن میگذرد. برای برنامه و قانون پاسخ نخست نیست.
برهم زدن قرارداد با توافق دو طرف است. در سرنخ عمومی «الغا» بیش از حد تخصصی به شمار میآید.
پایان یافتن شرکت، نهاد یا رابطه حقوقی را میرساند و میتواند نتیجه فسخ، اقاله یا عامل دیگری باشد.
املای «الغا» و «الغاء»
در فارسی امروز، صورت الغا بدون همزه پایانی روانتر و معیارتر است. «الغاء» بازتاب املای عربی و شیوه قدیمیتر است و هنوز در برخی متنها یا فرهنگهای کهن دیده میشود. در جدول فارسی، «الغا» چهار حرف دارد: ا، ل، غ، ا.
هنگام اضافه شدن به اسم بعدی، «ی» میانجی میآید: الغای قانون، الغای امتیاز و الغای محدودیت. در ساخت فعلی نیز «الغا کردن» درست است، هرچند «لغو کردن» در فارسی روزمره طبیعیتر شنیده میشود.
واژههای شبیه اما متفاوت
لغو، بیاثر یا از اعتبار انداختن: الغای قانون، الغای بردگی، الغای مجوز.
در ذهن افکندن و تلقین کردن: القای امید، القای شبهه، القای معنا.
فریب دادن، وسوسه کردن یا به گمراهی کشاندن؛ از نظر معنا ربطی به الغا ندارد.
واژهای کمکاربرد به معنی گوش دادن و گوش فراداشتن است.
حروف متقاطع چگونه تصمیم را قطعی میکنند؟
الگوی سهحرفی: اگر حرف اول «ح» و حرف آخر «ف» باشد، «حذف» تقریباً قطعی است. الگوی «ل ـ و» به «لغو»، «ف ـ خ» به «فسخ» و «ن ـ خ» به «نسخ» میرسد.
زمینه: کنار قرارداد و معامله، فسخ یا اقاله قوت میگیرد؛ کنار قانون و مقرره، نسخ یا ابطال؛ کنار فهرست، گزینه و بخش، حذف طبیعیتر است.
پرسشهای کوتاه
آیا «لغو» از «حذف» دقیقتر نیست؟
در بسیاری از جملههای رسمی، «لغو» مستقیمتر است؛ اما جدول بر اساس جواب تعیینشده، تعداد خانهها و تقاطعها حل میشود. در این مدخل «حذف» پاسخ معتبر و ثبتشده است.
آیا «فسخ» همیشه جای «الغا» میآید؟
خیر. فسخ اصطلاحی زمینهدار برای قرارداد یا معامله است و برای الغای پرواز، جلسه یا قانون انتخاب طبیعی به شمار نمیآید.
«ملغا» با «الغا» چه فرقی دارد؟
«الغا» نام عمل لغو کردن است؛ «ملغا» یا «ملغی» صفت چیزی است که لغو یا باطل شده. برای سرنخ «لغوشده»، ملغا میتواند پاسخ باشد.
متضاد «الغا» چیست؟
با توجه به زمینه، «تأیید»، «تصویب»، «وضع»، «ابقا» یا «برقراری» میتواند متضاد باشد.
نتیجه این مدخل: پاسخ «الغا در جدول» حذف است و سه خانه میگیرد. «لغو» نزدیکترین رقیب عمومی، «فسخ» پاسخ قراردادی، «نسخ» پاسخ قانونی، «ابطال» پاسخ بیاعتبارسازی و «اسقاط» پاسخ مربوط به زوال حق است.
برای همین سؤال، حروف را به ترتیب ح، ذ، ف وارد کنید؛ فقط در صورت ناسازگاری روشنِ خانهها یا حروف تقاطعی سراغ گزینه دیگر بروید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!