پرش به محتوای اصلی

گزمه در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ دقیق و رایج «گزمه» در جدول: شبگرد

برای سرنخ «گزمه»، بهترین انتخاب در حالتی که پنج خانه در اختیار دارید «شبگرد» است. این واژه هم از نظر معنی با گزمه هم‌پوشانی مستقیم دارد و هم دقیقاً پنج حرفِ «ش، ب، گ، ر، د» را پر می‌کند. با این حال، در جدول‌های مختلف ممکن است پاسخ کوتاه‌تر یا بلندتری خواسته شود؛ بنابراین تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی تعیین می‌کنند که «شبگرد»، «عسس»، «شحنه»، «گشتی» یا «پاسبان» کدام‌یک جواب نهایی باشد.

چرا «شبگرد» پاسخ اصلی است؟

«گزمه» در کاربرد تاریخی به مأموری گفته می‌شد که برای نگهبانی و برقرار نگه‌داشتن نظم در کوچه‌ها، بازار و محله‌ها گشت می‌زد؛ به‌ویژه هنگامی که این گشت در شب انجام می‌گرفت. «شبگرد» نیز در معنای انتظامی خود همان پاسبان یا نگهبانی است که شبانه در شهر می‌گردد. این نزدیکیِ روشن میان «گشت‌زدن»، «نگهبانی» و «شب‌گردی» باعث شده است که طراحان جدول، «شبگرد» را یکی از مستقیم‌ترین معادل‌های گزمه بدانند.

انتخاب سریع

اگر پاسخ پنج‌حرفی است، نخست «شبگرد» را امتحان کنید. این گزینه از «پاسبان» و «داروغه» کوتاه‌تر است و برخلاف «عسس» یا «شحنه»، دقیقاً پنج خانه را پر می‌کند.

شبگرد

پاسخ‌های محتمل بر پایه تعداد حروف

در حل جدول، مترادف درست همیشه کافی نیست؛ طول پاسخ نیز باید با خانه‌ها سازگار باشد. چند گزینه معتبر برای «گزمه» وجود دارد، اما شمار حروف آن‌ها یکسان نیست. نکته مهم این است که «پاسبان» و «داروغه» شش‌حرفی‌اند، نه پنج‌حرفی.

عسس۳ حرف

معادل کهن و بسیار رایجِ نگهبان شب. اگر جدول سه خانه دارد، «عسس» معمولاً قوی‌ترین پاسخ است. املای درست آن با دو «س» پایانی نوشته می‌شود.

شحنه۴ حرف

واژه‌ای تاریخی برای مأمور یا صاحب‌منصبِ مسئول نظم و اعمال قدرت. از نظر معنایی نزدیک است، اما نقش شحنه در همه دوره‌ها دقیقاً برابر با یک گزمه ساده نیست.

گشتی۴ حرف

معادلی روان و نزدیک به مفهوم مأمورِ در حال گشت. در جدول‌هایی با زبان امروزی‌تر یا سرنخ‌های کوتاه، «گشتی» می‌تواند گزینه‌ای جدی باشد.

شبگرد پیشنهاد نخست۵ حرف

دقیق‌ترین گزینه برای پاسخ پنج‌خانه‌ای؛ هم «گردش در شب» را می‌رساند و هم در معنای مجازی و تاریخی به پاسبان شب اشاره دارد.

پاسبان۶ حرف

از نظر معنی کاملاً معتبر و بسیار شناخته‌شده است، ولی فقط زمانی مناسب است که شش خانه داشته باشید. پاسبان می‌تواند شبانه یا روزانه مأمور نگهبانی باشد.

داروغه۶ حرف

گزینه‌ای مرتبط اما کم‌دقت‌تر برای تعریف ساده «گزمه». داروغه غالباً صاحب‌منصب یا مسئول بالادستِ نظم شهری بوده و ممکن است بر مأموران گشت نظارت داشته باشد.

دام رایج: پنج‌حرفی شمردن «پاسبان» یا «داروغه» نادرست است. «پاسبان» از پ، ا، س، ب، ا، ن و «داروغه» از د، ا، ر، و، غ، ه ساخته شده است؛ هر دو شش حرف دارند.

معنی دقیق «گزمه» چیست؟

گزمه اسمِ مأمور گشت و نگهبانی است؛ کسی که در محدوده شهر، محله، بازار یا گذرها حرکت می‌کرد تا مراقب امنیت باشد، رفت‌وآمدهای مشکوک را زیر نظر بگیرد و در صورت بروز بی‌نظمی مداخله کند. در تعریف‌های لغوی، «شبگرد»، «پاسبان شب»، «عسس»، «گشتی» و در کاربرد جدیدتر «پلیس» از نزدیک‌ترین توضیح‌ها برای آن هستند.

هسته معنایی این واژه فقط «ایستادن و نگهبانی دادن» نیست؛ عنصرِ حرکت و گشت‌زدن نیز در آن پررنگ است. به همین دلیل «شبگرد» برای جدول پاسخ خوبی است: هم نگهبان بودن را تداعی می‌کند و هم رفت‌وآمد در شب را.

گزمه مأمور اجراییِ گشت و نگهبانی؛ معمولاً در کوچه، بازار یا محله حرکت می‌کند.
عسس نگهبان شب در زبان عربی و فارسی ادبی؛ از نظر کارکرد به گزمه بسیار نزدیک است.
داروغه صاحب‌منصب انتظامی یا مسئول نظم شهر؛ در بسیاری از بافت‌ها رتبه‌ای بالاتر از گزمه دارد.
محتسب مأمور نظارت بر بازار، سنجش‌ها، تخلفات صنفی و گاه رفتار عمومی؛ مترادف کامل گزمه نیست.
شحنه مأمور یا حاکمِ برخوردار از قدرت اجرایی و انتظامی؛ واژه‌ای نزدیک، اما گسترده‌تر از نگهبان شب.

تفاوت مهم «گزمه» و «داروغه»

در جدول‌ها گاهی هر واژه تاریخیِ مربوط به نظم شهر به جای دیگری می‌نشیند، اما از نظر دقیق تاریخی بهتر است «گزمه» و «داروغه» یکی فرض نشوند. گزمه معمولاً مأموری بود که در سطح شهر گشت می‌زد و وظیفه را اجرا می‌کرد. داروغه بیشتر عنوانِ مسئول انتظامی، رئیس یا صاحب‌منصبی بود که بر نظم شهر و مأموران مربوط نظارت داشت.

ترکیب «گزمه‌باشی» نیز همین تفاوت سلسله‌مراتبی را نشان می‌دهد: «باشی» در عنوان‌های قدیمی معنای رئیس و سرپرست می‌دهد؛ پس گزمه‌باشی رئیس گزمه‌هاست، نه نام دیگر هر گزمه. بنابراین «داروغه» تنها وقتی برای سرنخ «گزمه» پذیرفتنی است که طراح جدول معنای عام و سهل‌گیرانه‌ای در نظر گرفته باشد یا حروف تقاطعی آن را تأیید کنند.

املای درست، تلفظ و شکل جمع

املای معیار

شکل درست واژه «گزمه» است: گ + ز + م + ه. نوشتن آن به صورت «گَزمه» فقط برای نشان دادن تلفظ در متن آموزشی است و در نوشتار عادی حرکت‌گذاری نمی‌شود.

شکل جمع

در فارسی امروز، جمع طبیعی آن «گزمه‌ها» است. صورت ادبیِ «گزمگان» نیز دیده می‌شود و از افزودن «ـگان» به پایه واژه ساخته شده است.

عنوان وابسته

«گزمه‌باشی» با نیم‌فاصله نوشته می‌شود و به رئیس یا سرپرست گزمه‌ها اشاره دارد؛ این ترکیب پاسخ مستقیمِ سرنخ ساده «گزمه» نیست.

با «گزم» اشتباه نشود: «گزم» واژه‌ای جداگانه است و در برخی کاربردهای فنی یا قدیمی معنایی متفاوت دارد. حذف «ه» پایانی، پاسخ «گزمه» را به واژه دیگری تبدیل می‌کند.

ریشه واژه؛ «گشتن» مهم‌تر از «چشم‌دوختن»

فرهنگ‌های معتبر فارسی، «گزمه» را واژه‌ای ترکی معرفی می‌کنند. برای توضیح ریشه، پیوند آن با بنِ ترکیِ gez- و فعل gezmek، به معنی گشتن، گردش کردن و در جایی رفت‌وآمد داشتن، از نظر ساخت و معنا روشن‌تر است؛ زیرا گزمه مأموری است که در محدوده‌ای می‌گردد و گشت می‌زند.

گاه این واژه به فعلی با معنای «نگاه کردن و مراقبت کردن» نسبت داده می‌شود، اما برای توضیح ساده و کاربردی، ارتباط با مفهوم «گشتن» قرینه قوی‌تری دارد. در هر حال، برای حل جدول دانستن جزئیات ریشه‌شناسی ضروری نیست؛ آنچه پاسخ را تعیین می‌کند معنای تثبیت‌شده فارسیِ «پاسبان و شبگرد» و تعداد خانه‌هاست.

چگونه از حروف تقاطعی به جواب قطعی برسیم؟

خانه‌ها را دقیق بشمارید. سه خانه معمولاً به «عسس»، چهار خانه به «شحنه» یا «گشتی»، پنج خانه به «شبگرد» و شش خانه به «پاسبان» نزدیک می‌شود.
حرف اول را بررسی کنید. آغاز با «ش» میان «شبگرد» و «شحنه» مشترک است؛ طول پاسخ و حرف دوم تکلیف را روشن می‌کند. «شبگرد» با «شبـ» و «شحنه» با «شحـ» ادامه می‌یابد.
به فضای تاریخی یا امروزی سرنخ توجه کنید. در جدول ادبی، «عسس» و «شحنه» محتمل‌ترند؛ در جدول عمومی، «شبگرد» و «پاسبان» طبیعی‌ترند؛ در سرنخ امروزی ممکن است «گشتی» یا «پلیس» مطرح شود.
نقش را با عنوان اشتباه نگیرید. اگر پاسخ به رئیس مأموران اشاره دارد، «گزمه‌باشی» یا گاهی «داروغه» مناسب‌تر است؛ اما برای خود مأمور گشت، «شبگرد» و «عسس» دقیق‌ترند.
حروف قطعی را بر حدس مقدم بدانید. حتی مترادف بسیار خوب، اگر با تقاطع‌ها هماهنگ نباشد پاسخ نهایی نیست. جدول، معنی و الگوی حروف را هم‌زمان می‌سنجد.

نمونه‌های کاربرد برای فهم بهتر واژه

این واژه امروز بیشتر در متن‌های تاریخی، داستانی، طنز و ادبی دیده می‌شود و در گفت‌وگوی روزمره جای خود را به «پلیس»، «مأمور گشت» یا «نگهبان» داده است. نمونه‌های زیر کاربرد معنایی آن را روشن می‌کنند:

«با تاریک شدن بازار، گزمه‌ها در گذرهای اصلی به راه افتادند.»
«داروغه فرمان داد گزمه‌ها تا سپیده‌دم در محله گشت بزنند.»
«صدای پای گزمه، سکوت کوچه را شکست.»

در این جمله‌ها، گزمه شخصِ مأمور است؛ «گشت» خودِ عمل یا واحدِ عملیاتی را می‌رساند. این تفاوت کوچک می‌تواند در تشخیص پاسخ جدول مفید باشد.

جمع‌بندی مخصوص همین سرنخ

برای عنوان «گزمه در جدول»، پاسخ منتخب و دقیق «شبگرد» است؛ زیرا پنج حرف دارد و معنای پاسبانِ شب و مأمور گشت را مستقیم منتقل می‌کند. اگر تعداد خانه‌ها متفاوت بود، گزینه‌ها را چنین بسنجید: عسس برای سه حرف، شحنه یا گشتی برای چهار حرف و پاسبان برای شش حرف. داروغه نیز شش حرف دارد، اما معمولاً مقام یا مسئول بالادست را می‌رساند و نسبت به «شبگرد» پاسخ کم‌دقت‌تری است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.