معادل فارسیِ «کثیرالاضلاع» و نام یک شکل بسته با چند ضلع است.
در زبان جدول، کوتاهی پاسخ اهمیت دارد و «چندبر» دقیقاً همان معادل فشردهای است که برای کثیرالاضلاع به کار میرود. این واژه شش حرف دارد: چ، ن، د، ب، ر؛ بنابراین اگر خانههای جدول بدون فاصله شمرده شوند، باید در شش خانه بنشیند. صورت درست آن یکپارچه است: چندبر، نه «چند بر» و نه «چنبر».
چرا «چندبر» با سرنخ جور درمیآید؟
ترکیب عربی «کثیرالاضلاع» نیز همین ساختمان معنایی را دارد: «کثیر» مفهوم بسیاری را میرساند و «اضلاع» جمعِ ضلع است. در نتیجه، سرنخ و پاسخ نه صرفاً مترادفهای قراردادی، بلکه ترجمهای جزءبهجزء از یک مفهوم واحدند.
تصویر هندسی واژه
در این نمونه شش «بَر» به هم رسیدهاند؛ پس شکل، یک ششضلعی و در معنای عامتر یک چندبر است.
برای آنکه شکلی در هندسه چندبر یا چندضلعی نامیده شود، ضلعها باید پارهخطهای مستقیم باشند و زنجیرهای بسته بسازند. مثلث با سه بر، چهارضلعی با چهار بر و پنجضلعی با پنج بر همگی اعضای همین خانوادهاند. دایره چندبر نیست، چون مرزش منحنی است؛ یک خط شکستهٔ باز نیز چندبر به شمار نمیآید، چون فضای محصور پدید نمیآورد.
سه صورت نزدیک، با کاربردهای متفاوت
«بسیاربر» و «چندگوش» نیز در برخی واژهنامهها یا نوشتهها دیده میشوند، ولی برای این سرنخ، وجود پاسخ ذخیرهشده و تطابق روشن فرهنگنامهای، برتری «چندبر» را قطعی میکند. اگر طراح تعداد خانههای دیگری تعیین کرده باشد، «چندضلعی» میتواند گزینهای برای بررسی باشد؛ با این حال در این صفحه پاسخ مستقیم همان چندبر است.
از سهبر تا چندبرهای پرضلع
نام اختصاصی شکل معمولاً تعداد ضلعهایش را آشکار میکند. مثلث نخستین چندبر ممکن است، زیرا با یک یا دو پارهخط نمیتوان سطحی بسته ساخت. پس از آن چهارضلعیهایی مانند مربع، مستطیل، لوزی و ذوزنقه قرار میگیرند. پنجضلعی، ششضلعی، هشتضلعی و دوازدهضلعی نیز نمونههای آشنای دیگرند. همه این نامها زیر چتر عمومی «چندبر» جای میگیرند.
تعداد رأسهای هر چندبر ساده با تعداد ضلعهای آن برابر است؛ زیرا هر ضلع در یک سر به رأسی میرسد و زنجیره در پایان بسته میشود. این نکته معنای «بر» را ملموستر میکند: وقتی از ششبر حرف میزنیم، شکلی با شش ضلع و شش رأس در نظر داریم.
منتظم، نامنتظم، محدب و مقعر
«چندبر» نام خانواده است و درباره یکسان بودن ضلعها داوری نمیکند. اگر همه ضلعها و زاویههای یک چندبر با هم برابر باشند، آن را منتظم مینامند؛ مربع و ششضلعی منتظم نمونههای روشناند. شکلی که این برابری را نداشته باشد نامنتظم است، اما همچنان چندبر محسوب میشود.
تقسیمبندی دیگری به شکل فرورفتگی مربوط است. در چندبر محدب، هر پارهخطی که دو نقطه درون شکل را وصل کند درون آن باقی میماند. چندبر مقعر دستکم یک فرورفتگی دارد و یکی از زاویههای داخلیاش از ۱۸۰ درجه بزرگتر است. این تفاوتها نشان میدهد کثیرالاضلاع الزاماً شکلی متقارن یا سادهنما نیست؛ ویژگی بنیادی آن همان مرز بسته و مستقیم است.
کاربرد دیگری از ترکیب «چندبر»
در آمار، اصطلاح «چندبر فراوانی» نیز دیده میشود. در آن نمودار، نقطههایی که معمولاً نماینده مرکز دستهها و فراوانی آنها هستند با پارهخط به هم وصل میشوند. واژه «چندبر» در این کاربرد به ظاهر خطشکسته و چندپارهٔ نمودار اشاره دارد. البته وقتی سرنخ فقط «کثیرالاضلاع» است، مقصود هندسی و واژهنامهای آن است، نه نمودار آماری.
نشانههای قطعی پاسخ
- واژه دقیقاً شش حرف دارد و بدون فاصله نوشته میشود.
- جزء «بر» در آن به ضلع یا کناره اشاره میکند، نه فعل بریدن.
- با «چندضلعی» هممعناست، اما برای خانههای جدول کوتاهتر و مناسبتر است.
- حرف «د» باید حفظ شود؛ حذف آن واژه را به «چنبر» با معنایی دیگر تبدیل میکند.
- پاسخ هم با ساخت واژه و هم با تعریف هندسی کثیرالاضلاع تطابق دارد.
بنابراین در تقاطعهایی که برای «کثیرالاضلاع» شش خانه در نظر گرفتهاند، توالی درست حروف چ ـ ن ـ د ـ ب ـ ر است. «چندبر» پاسخ اصلی است و «چندضلعی» بیش از آنکه رقیب این جواب باشد، توضیح امروزی و آشناتر همان مفهوم به شمار میآید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!