پرش به محتوای اصلی

هلاک در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: تلف، دبار، دمار، تبار
«تلف» سه‌حرفی است و سه پاسخ دیگر چهارحرفی‌اند.

برای سرنخ «هلاک»، یک پاسخ یگانه با طول ثابت وجود ندارد. صورت مناسب از شمار خانه‌ها و حروفی که از تقاطع‌ها به دست آمده‌اند مشخص می‌شود. «تلف» واژه‌ای آشنا و کوتاه است؛ «دمار»، «دبار» و «تبار» رنگ ادبی یا فرهنگ‌نامه‌ای بیشتری دارند و به همین دلیل در جدول‌های دشوارتر دیده می‌شوند.

۳ حرفتلف

مناسب‌ترین انتخاب وقتی الگو سه خانه دارد؛ معنای آن از میان رفتن، نابود شدن یا ضایع شدن است.

۴ حرفدبار، دمار، تبار

سه گزینه هم‌اندازه که حرف‌های تقاطعی میان آن‌ها داوری می‌کنند: دبار با «ب»، دمار با «م» و تبار با «ت» آغاز می‌شود.

هر پاسخ دقیقاً چه معنایی می‌دهد؟

تلفت ـ ل ـ ف

«تلف شدن» یعنی از میان رفتن یا جان باختن. این واژه برای انسان و حیوان به معنی مردن، و برای مال، محصول یا فرصت به معنی ضایع شدن نیز می‌آید. نزدیکی مستقیم آن با نابودی، جواب سه‌حرفی را روشن می‌کند.

دمارد ـ م ـ ا ـ ر

در فارسی امروز بیشتر در تعبیرهایی مانند «دمار از روزگار کسی درآوردن» شنیده می‌شود؛ یعنی کسی را سخت به زحمت انداختن یا کاملاً نابود کردن. در زبان ادبی، خود واژه نیز مفهوم هلاک و نابودی دارد.

دبارد ـ ب ـ ا ـ ر

واژه‌ای کم‌کاربرد با معنای تباهی، بدبختی و هلاکت است. حضورش در گفت‌وگوی روزمره اندک است، اما به سبب چهارحرفی بودن و نزدیکی معنایی، پاسخ شناخته‌شده‌ای در فرهنگ جدول به شمار می‌آید.

تبارت ـ ب ـ ا ـ ر

در این سرنخ، «تَبار» به مفهوم هلاکت، خسارت و نابودی منظور است؛ نه «تبار» رایج فارسی به معنای خاندان و دودمان. همین هم‌نویسی، این گزینه را به پاسخ ظریف‌تری تبدیل می‌کند.

تشخیص سریع میان گزینه‌های چهارحرفی: اگر حرف دوم «م» باشد، پاسخ «دمار» است. وجود «ب» در جای دوم، دو احتمال «دبار» و «تبار» را باقی می‌گذارد و حرف نخستِ حاصل از تقاطع، انتخاب نهایی را روشن می‌کند.

نقشه معنایی چهار واژه

همه پاسخ‌ها به نقطه مشترک «از میان رفتن» می‌رسند، اما مسیر معنایی آن‌ها یکسان نیست. نمودار زیر تفاوت اصلی را به‌صورت فشرده نشان می‌دهد:

ارتباط پاسخ‌های هلاک با مفهوم نابودیتلف کاربرد عمومی دارد، دمار بار کنایی و ادبی، دبار معنای مهجور تباهی، و تبار معنای کهن هلاکت دارد. هلاکاز میان رفتن تلفعمومی و سه‌حرفی دمارکنایی و ادبی دبارمهجور؛ تباهی تبارکهن؛ هلاکت

تفاوت «تلف» با «اتلاف»

این دو واژه هم‌خانواده‌اند، ولی در جمله نقش و کاربرد متفاوتی پیدا می‌کنند. «تلف» در ترکیب «تلف شدن» بر رخ دادن نابودی دلالت دارد: «بخشی از محصول تلف شد». «اتلاف» بیشتر اسمِ عملِ ضایع کردن است و در ترکیب «اتلاف وقت» یا «اتلاف منابع» به کار می‌رود. بنابراین برای سرنخ کوتاه «هلاک»، صورت سه‌حرفی «تلف» دقیق‌تر از «اتلاف» است.

واژه «تلف» همیشه به مرگ محدود نیست. وقتی می‌گوییم کالا بر اثر نگهداری نامناسب تلف شد، مقصود از دست رفتن و غیرقابل‌استفاده شدن آن است. همین گستره معنایی سبب می‌شود «تلف» هم برابر «هلاک» و هم، بسته به جمله، برابر «ضایع» یا «نابود» قرار گیرد.

چرا «دمار» جواب مستقیمی برای هلاک است؟

«دمار» در زبان معاصر بیشتر همراه فعل‌های «درآوردن» و «برآوردن» زنده مانده است. تعبیر «دمار از روزگار کسی درآوردن» تصویری از فشار، شکست یا نابودی کامل می‌سازد. وقتی طراح جدول تنها «هلاک» را می‌نویسد و چهار خانه در اختیار می‌گذارد، همین هسته معناییِ نابودی اجازه می‌دهد «دمار» به صورت مستقل در پاسخ بنشیند.

دمارپاسخی آشناتر برای خواننده امروز؛ به‌ویژه به واسطه تعبیر کنایی رایج.
دبارگزینه‌ای فرهنگ‌نامه‌ای‌تر که معنای تباهی و هلاکت دارد و در زبان روزانه کمتر مستقل شنیده می‌شود.
دمار و دبارهم‌نشینی آهنگینی برای تأکید بر نابودی و پریشانی؛ وجود این ترکیب نباید باعث یکی دانستن املای دو واژه شود.

دو «تبار» هم‌نویس با دو معنای جدا

تبار به معنی خاندان

در عبارت‌هایی مانند «تبار ایرانی»، «اصل و تبار» یا «تبارنامه»، واژه به نسل، دودمان و ریشه خانوادگی اشاره می‌کند. این همان معنایی است که در فارسی امروز فوراً به ذهن می‌آید.

تَبار به معنی هلاکت

در کاربرد کهن و عربی، مفهوم نابودی، خسران و تباهی دارد. پاسخ جدول بر همین معنای دوم تکیه می‌کند؛ پس سرنخ «هلاک» هیچ ارتباطی با نسب خانوادگی ندارد.

این تفاوت نمونه‌ای از هم‌نویسی است: دو واژه ظاهر یکسانی دارند، اما معنی آن‌ها از بافت تشخیص داده می‌شود. اگر سرنخ «دودمان» یا «نسل» باشد، «تبار» با معنای خاندان پاسخ است؛ اگر سرنخ «هلاک» یا «نابودی» باشد، معنای تباهی مورد نظر خواهد بود. در جدول، حرکت‌ها معمولاً نوشته نمی‌شوند و همین نکته ابهام را بیشتر می‌کند.

املای پاسخ‌ها و نشانه‌های تقاطعی

  • تلف بدون الف نوشته می‌شود و سه حرف دارد؛ صورت «طلف» نادرست است.
  • دمار با «م» در جای دوم نوشته می‌شود و نباید با «دبار» جابه‌جا شود.
  • دبار با «د» آغاز می‌شود؛ هرچند در کاربرد روزمره ناآشناست، صورت ثبت‌شده همین املاست.
  • تبار با «ت» آغاز می‌شود. یک حرف تقاطعی در خانه نخست می‌تواند آن را از «دبار» جدا کند.

اگر چهار خانه با الگوی «د ـ ا ر» دیده می‌شود، دو نامزد «دمار» و «دبار» مطرح‌اند و خانه دوم تعیین‌کننده است. الگوی «ت ب ا ر» فقط به «تبار» می‌رسد. در الگوی سه‌خانه‌ای نیز «تلف» با پایان «ف» از پاسخ‌هایی مانند «فنا» متمایز می‌شود؛ با این حال برای این عنوان، پاسخ‌های اصلی همان چهار صورت درج‌شده در ابتدای صفحه‌اند.

بار معنایی «هلاک» در فارسی

«هلاک» واژه‌ای با معنای پایه مردن یا نابود شدن است، اما در جمله می‌تواند شدت‌های متفاوتی داشته باشد. «سپاه هلاک شد» از نابودی یا مرگ سخن می‌گوید؛ «مال هلاک شد» به از میان رفتن دارایی اشاره دارد؛ و در بیان اغراق‌آمیز روزمره، «از خستگی هلاک شدم» لزوماً مرگ واقعی نیست و شدت خستگی را نشان می‌دهد. پاسخ جدول معمولاً معنای قاموسی و اصلی را در نظر می‌گیرد، نه کاربرد اغراق‌آمیز را.

از میان چهار پاسخ، «تلف» در نثر امروز طبیعی‌تر است. «دمار» حال‌وهوای کنایی دارد، «دبار» مهجورتر است و «تبار» نیازمند آگاهی از معنای غیرخاندانی واژه است. این تفاوت سطح کاربرد توضیح می‌دهد چرا ممکن است چند پاسخ هم‌معنا در منابع جدول کنار یکدیگر ثبت شوند، بی‌آنکه در هر بافتی قابل جایگزینی باشند.

جمع‌بندی معنایی: برای سه خانه «تلف» انتخاب مستقیم است. در چهار خانه، «دمار» معمولاً آشناتر، «دبار» فرهنگ‌نامه‌ای و «تبار» پاسخ کهن با معنای خسران و نابودی است. شکل حروفِ تقاطعی مشخص می‌کند کدام‌یک در شبکه مورد نظر جا می‌گیرد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.