پرش به محتوای اصلی

منسوب در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: وابسته
در این سرنخ، «وابسته» معادل روشنِ منسوب و دارای نسبت است.

واژهٔ «منسوب» دربارهٔ شخص، اثر، سخن یا چیزی به کار می‌رود که به فرد یا موضوعی نسبت داده شده یا با آن پیوند دارد. به همین دلیل، پاسخ ذخیره‌شده و دقیق این سرنخ وابسته است؛ کلمه‌ای که معنای تعلق و پیوند را بی‌واسطه منتقل می‌کند.

چرا «وابسته» با سرنخ جور است؟

هستهٔ معنایی «منسوب» داشتنِ نسبت است. هرگاه چیزی را منسوب به جایی یا کسی بدانیم، میان آن دو رابطه‌ای برقرار کرده‌ایم: ممکن است رابطهٔ خویشاوندی باشد، ممکن است یک نوشته را به نویسنده‌ای نسبت داده باشند، یا یک ویژگی را متعلق به گروهی بدانند. «وابسته» این وجه مشترک، یعنی وجود پیوند و تعلق، را پوشش می‌دهد.

دارای نسبتمتعلق بهپیوندخوردهنسبت‌داده‌شده

از «نسبت» تا «وابستگی»

«منسوب» واژه‌ای عربی و اسم مفعول از خانوادهٔ «نسب» است. بنابراین در اصل به چیزی اشاره می‌کند که نسبتی به آن داده‌اند. در فارسی، این نسبت فقط خانوادگی نیست. در جملهٔ «این رساله منسوب به یک دانشمند قدیمی است»، گوینده دربارهٔ انتساب اثر سخن می‌گوید، نه خویشاوندی. در جملهٔ «او از منسوبان خاندان بود»، معنای خویشاوند یا نزدیک برجسته می‌شود. پاسخ «وابسته» ظرفیت پوشش هر دو فضا را دارد، هرچند در یک جملهٔ دقیق ممکن است «منتسب» یا «متعلق» طبیعی‌تر باشد.

نقشهٔ معنایی واژه منسوبمنسوب در مرکز با سه پیوند به نسبت خانوادگی، تعلق و نسبت دادن اثرمنسوبخویشاوندوابستهمتعلقمنتسب

تفاوت مهم «منسوب» و «منصوب»

منسوب با «س»

از خانوادهٔ نسب و نسبت است و معنی «نسبت‌داده‌شده، متعلق یا وابسته» می‌دهد. نمونه: «این بیت منسوب به سعدی است.» در چنین جمله‌ای ممکن است دربارهٔ صحت انتساب هنوز بحث وجود داشته باشد.

منصوب با «ص»

از خانوادهٔ نصب است و معنی «گمارده‌شده یا قرار داده‌شده در یک مقام» دارد. نمونه: «او به مدیریت مجموعه منصوب شد.» پاسخ‌هایی مانند «گمارده» یا «برگزیده» به این واژه نزدیک‌اند، نه به سرنخ حاضر.

شباهت آوایی این دو کلمه باعث می‌شود در نوشتار جابه‌جا شوند، اما ریشه و معنی آن‌ها متفاوت است. وجود حرف «س» در «منسوب» یادآور «نسبت» است؛ همین ارتباط کوچک، هم املای درست سرنخ را روشن می‌کند و هم دلیل انتخاب «وابسته» را نشان می‌دهد.

جواب‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

اگر تعداد خانه‌ها یا جملهٔ همراه سرنخ متفاوت باشد، چند هم‌معنی می‌توانند مطرح شوند. با این حال، برای عنوان حاضر جواب اصلی همان «وابسته» باقی می‌ماند.

منتسبنزدیک‌ترین گزینه هنگامی است که چیزی را به شخص، دوره یا مکتبی نسبت داده‌اند؛ مانند «اثری منتسب به دورهٔ صفوی». این واژه نیز شش حرف دارد.
متعلقوقتی تعلق یا مالکیت برجسته باشد مناسب‌تر است؛ مانند «این نسخه متعلق به کتابخانه است». «متعلق» پنج حرف دارد و همیشه بارِ نسبت‌دادن تاریخی را نمی‌رساند.
مربوطپیوند موضوعی را بیان می‌کند؛ مثلاً «مدرک مربوط به پرونده». این جواب پنج‌حرفی در برخی جدول‌ها می‌نشیند، اما از «منسوب» عام‌تر است.
پیوستهبر اتصال یا همراهی تأکید دارد. در بافت ادبی می‌تواند نزدیک شود، ولی برای عبارت «منسوب به یک نویسنده» دقتِ «منتسب» یا «وابسته» را ندارد.
نکتهٔ شمارش: «وابسته» هفت حرف، «منتسب» شش حرف و «متعلق» و «مربوط» هر کدام پنج حرف دارند. نیم‌فاصله یا حرکت‌های آوایی در این واژه‌ها خانهٔ جداگانه‌ای نمی‌گیرند.

«منسوب به» در جمله چه می‌گوید؟

ترکیب رایج این کلمه با حرف اضافهٔ «به» ساخته می‌شود: چیزی منسوب به کسی یا جایی است. این ساخت گاهی یک رابطهٔ قطعی را توصیف می‌کند و گاهی فقط گزارشی از یک نسبت مشهور است. برای نمونه، «ساختمان منسوب به فلان دوره» الزاماً به این معنا نیست که تاریخ آن بدون تردید اثبات شده؛ ممکن است بر پایهٔ روایت، سبک یا نوشته‌ای قدیمی چنین نسبتی شکل گرفته باشد.

در نسبت دادن اثر

«نسخه‌ای منسوب به خوشنویس نامدار» یعنی نسخه را به او نسبت داده‌اند. در بازنویسی ساده می‌توان گفت «نسخه‌ای وابسته به نام و کار آن خوشنویس»، هرچند «منتسب» در نثر پژوهشی دقیق‌تر است.

در بیان تعلق

«گروهی منسوب به یک جریان فکری» یعنی آن گروه به آن جریان وابسته یا متعلق دانسته می‌شود. در این کاربرد، جواب اصلی جدول تقریباً بدون تغییر معنایی جای سرنخ می‌نشیند.

در پیوند خانوادگی

«منسوبان» در نوشته‌های رسمی یا قدیمی به خویشان و نزدیکان اشاره می‌کند. مفرد «منسوب» نیز می‌تواند شخص دارای نسبت خانوادگی باشد، ولی در فارسی امروز «خویشاوند» روشن‌تر و معمول‌تر است.

آیا «وابسته» همیشه بار منفی دارد؟

خیر. این واژه در گفت‌وگوی روزمره گاهی وابستگی عاطفی یا نیاز شدید را به ذهن می‌آورد، اما معنای لغوی آن گسترده‌تر است. «بخش وابسته به یک سازمان»، «موضوع وابسته به شرایط» و «واژهٔ وابسته در جمله» هیچ‌کدام لزوماً داوری منفی ندارند. در برابر سرنخ «منسوب» نیز منظور همین پیوند و تعلق خنثی است، نه وابستگی ناسالم یا ناتوانی در استقلال.

این نکته کمک می‌کند جواب را فقط با یکی از کاربردهای رایج امروزی نسنجیم. هم‌معنی‌ها معمولاً در تمام جمله‌ها کاملاً جایگزین یکدیگر نیستند؛ آن‌ها بخشی از معنا را مشترک دارند. «وابسته» برای سرنخ کوتاه جدول انتخاب مناسبی است چون عمومی‌ترین بخش معنای «منسوب» را در یک واژهٔ آشنا جمع می‌کند.

صورت‌های هم‌خانواده و پیوند آن‌ها

«نسب»، «نسبت»، «انتساب»، «منتسب» و «منسوب» همگی پیرامون مفهوم رابطه و نسبت شکل گرفته‌اند. «انتساب» نامِ عمل یا وضعیت نسبت‌دادن است؛ «منتسب» و «منسوب» وصف چیزی هستند که به فرد یا موضوعی پیوند داده شده است. در فارسی معیار، «انتساب یک اثر به شاعر» و «اثر منسوب به شاعر» دو بیان از یک رابطه‌اند. در سوی دیگر، «وابستگی» مصدرِ فارسیِ جواب است و «وابسته» صفت یا اسم آن به شمار می‌رود.

نمونهٔ معنایی: اگر بگوییم «این روایت منسوب به یک جهانگرد است»، یعنی روایت را از او دانسته‌اند یا به او نسبت داده‌اند. در توضیح ساده‌تر می‌توان گفت «این روایت به نام و گزارش آن جهانگرد وابسته است».
نمونهٔ متمایز: جملهٔ «پژوهشگر به ریاست گروه منصوب شد» دربارهٔ یک مقام اداری است. جایگزین کردن «وابسته» در آن درست نیست، زیرا سرنخ واقعی آن جمله «گمارده‌شده» است.

جمع‌بندی معنای دقیق سرنخ

در «منسوب» سه نشانه کنار هم قرار می‌گیرند: وجود نسبت، تعلق به یک مرجع و پیوند میان دو طرف. «وابسته» هر سه را به زبانی روان بازمی‌تاباند و با پاسخ ثبت‌شدهٔ این سرنخ نیز یکی است. گزینه‌های «منتسب»، «متعلق»، «مربوط» و «پیوسته» بسته به تعداد خانه‌ها و بافت جمله قابل بررسی‌اند، اما هرکدام زاویه‌ای محدودتر دارند.

پس پاسخ نهایی «منسوب» در این جدول وابسته است؛ واژه‌ای هفت‌حرفی. برای جلوگیری از اشتباه نیز کافی است «منسوب» را با «نسبت» و حرف «س» به یاد بسپاریم و آن را از «منصوب» به معنی گمارده‌شده جدا کنیم.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.