پرش به محتوای اصلی

موجب در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: مستلزم
یعنی ایجاب‌کننده یا نیازمندِ چیزی بودن.

برای سرنخ «موجب»، پاسخ ثبت‌شده و مناسب مستلزم است. این دو واژه در جایی به هم نزدیک می‌شوند که یک کار، وضعیت یا تصمیم، امر دیگری را لازم کند. برای نمونه، «این تغییر موجب بازنگری است» را می‌توان با اندکی جابه‌جایی نحوی «این تغییر مستلزم بازنگری است» نوشت. با این حال، جایگزینی آن‌ها در هر جمله کاملاً مکانیکی نیست؛ «موجب» گاهی معنای ساده‌ترِ «باعث» می‌دهد، اما «مستلزم» معمولاً بر ضرورت، نیاز یا پیامدی اجتناب‌ناپذیر تأکید دارد.

مُسْتَلْزِم
۶ حرفصفت و اسم فاعلهم‌معنیِ ایجاب‌کنندهرایج در نثر رسمی

خوانش: مُسْتَلْزِم. این واژه را یکپارچه و بدون نیم‌فاصله می‌نویسند. صورت «مستلضم» نادرست است؛ بخش میانی واژه با حرف «ز» نوشته می‌شود و پایان آن «لزم» را در ذهن تداعی می‌کند.

چرا «مستلزم» با سرنخ جور درمی‌آید؟

هسته معنایی «مستلزم» همان لازم آوردن است. وقتی می‌گوییم «پذیرفتن این مسئولیت مستلزم دقت است»، مسئولیت به‌تنهایی دقت را ایجاد نمی‌کند، بلکه انجام درست آن دقت را ضروری می‌سازد. «موجب» نیز در ساخت‌هایی مانند «موجب تعهد»، «موجب مسئولیت» و «موجب تغییر» چیزی را معرفی می‌کند که نتیجه یا الزام دیگری از آن برمی‌آید. همین هم‌پوشانی سبب می‌شود طراح جدول از «موجب» برای رسیدن به «مستلزم» استفاده کند.

پاسخ از شش نویسه فارسی ساخته شده است: م، س، ت، ل، ز، م. دو حرف نخست و آخر هر دو «م» هستند؛ این ویژگی هنگام تطبیق با خانه‌های متقاطع سودمند است. ترتیب درست حروف م‌س‌ت‌ل‌ز‌م است، نه «م‌س‌ت‌ز‌ل‌م». از نظر ساخت واژه نیز پیوند آن با «لازم» و «الزام» کمک می‌کند معنا و املا هم‌زمان در خاطر بماند.

نقشه معنایی واژه مستلزمرابطه یک وضعیت با نیاز و پیامد ضروری را نشان می‌دهدکار یا وضعیتپذیرش مسئولیتمستلزمنیاز لازمدقت بیشتر«الف مستلزم ب است» یعنی تحقق درستِ الف، ب را لازم می‌آورد.

مرز معنایی با پاسخ‌های نزدیک

سرنخ کوتاه «موجب» بدون دانستن تعداد خانه‌ها می‌تواند چند تداعی داشته باشد. پاسخ اصلی این صفحه «مستلزم» است، اما شناخت گزینه‌های نزدیک روشن می‌کند چرا یک واژه در جمله‌ای مناسب و در جمله‌ای دیگر نادقیق است.

باعثرایج‌ترین برابر روزمره برای چیزی است که رخدادی را پدید می‌آورد: «باران باعث خنکی شد». تأکید آن بر رابطه علت و نتیجه است، نه الزام.
سببنامِ علت یا وسیله پدید آمدن یک نتیجه است: «سبب تأخیر». از «مستلزم» کوتاه‌تر و از نظر دستوری اغلب اسم است.
مقتضیمی‌تواند به معنی ایجاب‌کننده یا مناسب باشد. در عبارت‌هایی چون «شرایط مقتضی» معنای «مناسب» دارد و بنابراین همیشه جانشین مستلزم نیست.
مسبّببه وجودآورنده یا عامل یک اتفاق است. این واژه بیشتر شخص یا عاملی را نشان می‌دهد که نتیجه‌ای را ایجاد کرده است.

«علت»، «بانی»، «عامل»، «انگیزه»، «محرک» و «مایه» نیز در بعضی بافت‌ها به میدان معنایی موجب نزدیک می‌شوند، ولی برابر دقیقِ همه کاربردهای آن نیستند. «بانی» معمولاً برای شخص آغازگر به کار می‌رود؛ «انگیزه» نیروی درونیِ اقدام است؛ «محرک» چیزی است که حرکت یا واکنش را برمی‌انگیزد؛ و «مایه» در ترکیب‌هایی مانند «مایه خوشحالی» طبیعی‌تر است. ازاین‌رو، این گزینه‌ها را نباید صرفاً برای پر کردن تعداد خانه‌ها هم‌معنی کامل دانست.

نکته ظریف: «موجب» را در این سرنخ باید مُوجِب خواند؛ یعنی باعث و ایجاب‌کننده. خوانش مُوجَب در زبان تخصصی می‌تواند به امرِ ایجاب‌شده یا حاصلِ ایجاب اشاره کند. خط فارسی حرکت‌های کوتاه را معمولاً نشان نمی‌دهد، پس بافت جمله خوانش را تعیین می‌کند.

مستلزم در جمله چگونه رفتار می‌کند؟

این واژه غالباً میان دو جزء رابطه ضرورت برقرار می‌کند. الگوی آشنا چنین است: «موضوع اول + مستلزم + موضوع دوم + است». موضوع دوم شرط، هزینه، پیامد ضروری یا نیازِ همراه با موضوع اول است. برخلاف «باعث شد»، بعد از مستلزم معمولاً یک اسم یا گروه اسمی روان‌تر می‌نشیند.

  • بازسازی این بنای قدیمی مستلزم بررسی دقیق سازه است.
  • یادگیری یک مهارت پیچیده مستلزم تمرین پیوسته و بازخورد درست است.
  • اجرای تصمیم تازه مستلزم هماهنگی میان چند بخش خواهد بود.
  • حفظ این گونه گیاهی مستلزم مراقبت از زیستگاه آن است.
  • پذیرش پیشنهاد، مستلزم قبول تعهدهای درج‌شده در قرارداد است.

در همه این نمونه‌ها می‌توان مفهوم «لازم داشتن» را دید. اگر «مستلزم» را با «باعث» عوض کنیم، معنی تغییر ظریفی می‌کند: «بازسازی باعث بررسی است» چندان طبیعی نیست، زیرا بررسی پیش‌نیاز بازسازی است، نه رویدادی که پس از آن به وجود آید. برعکس، در جمله «لغزندگی جاده باعث تصادف شد»، واژه «مستلزم» مناسب نیست؛ تصادف یک نیاز ضروری برای لغزندگی نیست، بلکه نتیجه احتمالی آن است.

سه رابطه‌ای که نباید یکی گرفته شوند

الزام و نیاز

«این مأموریت مستلزم سفر است» می‌گوید بدون سفر، انجام مأموریت ممکن یا کامل نیست. پیوند اصلی، پیوندِ ضرورت است و دقیقاً همین معنا پاسخ جدول را پشتیبانی می‌کند.

علت و معلول

«باد شدید موجب قطع برق شد» از وقوع یک پیامد سخن می‌گوید. در این کاربرد، «باعث» یا «سبب» نزدیک‌تر است. اگر جمله را به «رفع خرابی مستلزم قطع موقت برق است» تغییر دهیم، دوباره رابطه ضرورت شکل می‌گیرد.

مناسب بودن

در «اقدام مقتضی انجام شد»، مقتضی به معنی شایسته و متناسب با موقعیت است. شباهت ظاهریِ «مقتضی» با واژه‌های حوزه ایجاب نباید این کاربرد جداگانه را پنهان کند. بنابراین اگر پاسخ متقاطع «مستلزم» را کامل می‌کند، وجود گزینه «مقتضی» دلیلی برای تغییر جواب نیست.

خانواده معناییِ لازم و ایجاب

شناخت هم‌خانواده‌ها برای فهم دقیق‌تر واژه مفید است. «لازم» چیزی است که نیاز یا ضرورت دارد؛ «الزام» واداشتن یا ضروری کردن را می‌رساند؛ «ملزوم» چیزی است که امر دیگری همراه یا لازمه آن دانسته می‌شود؛ و «لازمه» نتیجه یا شرط جدانشدنیِ یک امر است. «استلزام» نیز نامِ همین رابطه است: از یک امر، امر دیگری لازم بیاید.

برای مثال، در جمله «اعتماد، لازمه همکاری است»، اعتماد شرط مهم همکاری معرفی می‌شود. عبارت «همکاری مستلزم اعتماد است» همان نسبت را از زاویه دیگری بیان می‌کند. در زبان منطق نیز استلزام رابطه‌ای دقیق‌تر دارد: پذیرفتن یک گزاره، پذیرفتن نتیجه‌ای را به دنبال می‌آورد. با این همه، برای پاسخ جدول نیازی به معنای فنی نیست؛ همان مفهوم روشنِ «لازم‌آورنده و نیازمند» کافی است.

تلفظ و املای پاسخ

واژه با «مُس» آغاز می‌شود و تکیه گفتاری آن معمولاً چنان است که بخش پایانی «لْزِم» واضح شنیده شود. نوشتن «مستلزم» با شش حرف فارسی درست است. وجود دو حرف «م» در دو سر واژه و قرار گرفتن «ز» درست پیش از «م» پایانی، نشانه‌های دیداری خوبی برای بازشناسی آن هستند.

در فارسی معیار، اعراب‌گذاری لازم نیست و شکل ساده «مستلزم» کفایت می‌کند. اگر هدف آموزش تلفظ باشد می‌توان «مُسْتَلْزِم» نوشت، ولی در خانه‌های جدول فقط حروف اصلی وارد می‌شوند. این واژه فاصله یا نیم‌فاصله ندارد و جمع بستن نیز در پاسخ مطرح نیست.

جمع‌بندی معنایی: پاسخ مستقیم سرنخ «موجب» در این جدول مستلزم است. این انتخاب زمانی دقیق‌تر فهمیده می‌شود که «موجب» را به معنای ایجاب‌کننده و لازم‌آورنده بگیریم. «باعث» و «سبب» بر ایجاد نتیجه، «مقتضی» گاه بر مناسب بودن، و «مستلزم» بر وجود نیاز یا ضرورت تأکید می‌کند. بنابراین شکل نهایی پاسخ همان مستلزم با ترتیب حروف م، س، ت، ل، ز، م است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.