پرش به محتوای اصلی

ممنوع در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: قدغن
این واژه پنج حرف دارد و هم‌معنی مستقیم «ممنوع» است.

سرنخ کوتاه «ممنوع» معمولاً یک معادل کوتاه و جاافتاده می‌خواهد و «قدغن» دقیقاً همین نقش را دارد. وقتی چیزی قدغن است، انجام دادن، به‌کار بردن یا وارد شدن به آن اجازه داده نشده است. این پاسخ نه توضیحی دور از سرنخ، بلکه معادل مستقیم آن در فارسی امروز است؛ به همین دلیل با وجود چند واژه نزدیک، انتخاب نخست برای چینش پنج‌خانه‌ای محسوب می‌شود.

واژه‌ای که در خانه‌ها می‌نشیند

نوشتن پاسخ از راست به چپ با «ق» آغاز می‌شود و به «ن» می‌رسد. ترتیب حروف را باید بدون فاصله یا نیم‌فاصله وارد کرد:

قدغن

قدغن از چهار نویسه و در تلفظ رایج از دو هجا ساخته شده است. اشاره به پنج‌حرفی بودن در برخی منابع جدولی ممکن است بر پایه شیوه شمارش یا صورت دیگری از پاسخ باشد؛ ملاک قطعی، تعداد خانه‌های همان جدول است.

معنای فشرده

قدغن: ممنوع، منع‌شده یا کاری که اجازه انجامش داده نمی‌شود.

نقش در جمله

هم به صورت صفت می‌آید، مانند «ورود قدغن است»، و هم در ترکیب فعلی «قدغن کردن» به معنای ممنوع کردن.

چرا «قدغن» با سرنخ جور است؟

در «ممنوع»، نتیجه یک منع بیان می‌شود: چیزی از دایره امور مجاز بیرون رفته است. «قدغن» همین وضعیت را با لحنی روشن و کمی گفتاری‌تر منتقل می‌کند. تابلو «ورود ممنوع» و جمله «ورود قدغن است» یک پیام اصلی دارند؛ هر دو به مخاطب می‌گویند از انجام عمل خودداری کند. همین هم‌ارزی معنایی، پیوند پاسخ و سرنخ را محکم می‌کند.

این واژه معمولاً شدت بیشتری از یک توصیه ساده دارد. اگر کسی بگوید «دست زدن به دستگاه قدغن است»، منظورش این نیست که بهتر است به آن دست نزنیم؛ منظور این است که اجازه چنین کاری وجود ندارد. بنابراین «قدغن» با «نامناسب» یا «ناپسند» یکی نیست: نامناسب می‌تواند صرفاً توصیه‌ای یا سلیقه‌ای باشد، ولی قدغن از وجود یک منع خبر می‌دهد.

ورود افراد متفرقه به این بخش قدغن است.

در این جمله می‌توان «قدغن» را با «ممنوع» جایگزین کرد، بی‌آنکه پیام اصلی تغییر کند.

املای پاسخ؛ جای «ق» و «غ» را عوض نکنید

صورت معیار و رایج پاسخ در فرهنگ‌های فارسی «قدغن» است: قاف در آغاز، دال در جای دوم، غین پس از آن و نون در پایان. نزدیکی آوایی دو همخوان «ق» و «غ» باعث شده صورت‌های نادرست یا کم‌اعتبار در نوشته‌های پراکنده دیده شوند، اما برای پاسخ مستقیم و مطابق جواب ذخیره‌شده، همان «قدغن» را وارد کنید. «قطغن» نیز پاسخ این سرنخ نیست؛ این صورت ممکن است در نام جغرافیایی تاریخیِ ناحیه‌ای در شمال افغانستان دیده شود و نباید با واژه به معنای ممنوع اشتباه شود.

نکته تلفظی: در گفتار امروز، قاف و غین برای بسیاری از فارسی‌زبانان آوایی بسیار نزدیک دارند. پس شنیدن واژه به‌تنهایی همیشه املای آن را روشن نمی‌کند؛ ترتیب نوشتاری «ق ـ د ـ غ ـ ن» را به خاطر بسپارید.
رابطه معنایی قدغن با منع و اجازهنمودار نشان می‌دهد که دستور منع، امکان انجام کار را از حالت مجاز به حالت قدغن می‌برد. کار یا وروددر حالت عادی اعمال منع قدغناجازه ندارد

قدغن در ترکیب‌های طبیعی فارسی

شناخت هم‌نشینی‌های واژه کمک می‌کند معنای آن از یک جواب کوتاه فراتر برود. رایج‌ترین ساخت، «قدغن بودن» است: «عکاسی در این سالن قدغن است». در این الگو، واژه حالت یا صفتِ عمل را بیان می‌کند. ساخت دوم «قدغن کردن» است: «مدیریت استفاده از آسانسور را هنگام آتش‌سوزی قدغن کرد». این‌جا عامل منع نیز در جمله حضور دارد.

در فضای عمومی

«پارک خودرو مقابل در خروجی قدغن است.» منع به یک رفتار مشخص مربوط می‌شود و می‌تواند بر پایه مقررات باشد.

در محیط شخصی

«پزشک مصرف آن خوراکی را برای بیمار قدغن کرد.» منع در این نمونه از یک دستور درمانی می‌آید.

در بیان محاوره‌ای

«صحبت درباره آن موضوع در خانه قدغن بود.» واژه می‌تواند منع نانوشته و خانوادگی را نیز نشان دهد.

در اعلان کوتاه

«لمس آثار قدغن» همان پیام «دست زدن به آثار ممنوع» را فشرده‌تر منتقل می‌کند.

واژه‌های نزدیک، اما نه همیشه قابل جایگزینی

هر مترادفی در هر بافتی پاسخ یکسانی نیست. تعداد خانه‌ها نخستین نشانه است، ولی دامنه معنا نیز اهمیت دارد. سه واژه زیر بیشترین نزدیکی را دارند و تفاوتشان مانع انتخاب شتاب‌زده می‌شود.

پاسخ اصلی

قدغن

معادل روشنِ ممنوع و منع‌شده است. هم برای قانون رسمی و هم برای منع عرفی یا شخصی به کار می‌رود و با صورت ذخیره‌شده سرنخ تطابق کامل دارد.

جایگزین وابسته به بافت

حرام

بیشتر بر منع شرعی دلالت دارد. هر امر حرام ممنوع شمرده می‌شود، اما هر امر ممنوع الزاماً حرام نیست؛ مثلاً توقف کنار تابلوی توقف ممنوع، حکمی ترافیکی است.

داوری منفی

ناروا

می‌تواند «ناجایز، نادرست یا ناشایست» معنا دهد. این واژه گاهی به ممنوع نزدیک است، ولی همیشه وجود دستور یا قاعده منع‌کننده را نشان نمی‌دهد.

«محظور» در زبان رسمی و قدیمی‌تر می‌تواند معنای ممنوع داشته باشد، اما کاربرد روزمره‌اش کمتر است و با «محذور» به معنای مانع یا دشواری نیز اشتباه می‌شود. «ممتنع» هم انتخاب مطمئنی برای این سرنخ نیست: این کلمه بسته به جمله ممکن است «ناممکن» یا «خودداری‌کننده» معنا بدهد، نه لزوماً چیزی که قانوناً منع شده است. بنابراین این دو فقط وقتی مطرح می‌شوند که حروف متقاطع و سبک طراح به‌روشنی آن‌ها را تأیید کند.

مرز معنایی منع، نهی و تحریم

«منع» نام عمومیِ جلوگیری است و می‌تواند عمل یا وضعیت را بیان کند. «نهی» معمولاً دستور به انجام ندادن کاری است؛ یعنی گوینده مستقیماً مخاطب را بازمی‌دارد. «تحریم» دامنه تخصصی‌تر دارد و ممکن است درباره حکم شرعی، روابط سیاسی، تجارت یا مجازات اقتصادی استفاده شود. «قدغن» حاصل یا وصف چنین بازداشتنی را در زبان ساده نشان می‌دهد: چیزی که نهی یا منع شده، قدغن است.

  • منع کردند: بر خودِ اقدام جلوگیری تأکید دارد.
  • نهی کردند: بر دستور «انجام نده» تکیه می‌کند.
  • قدغن است: وضعیت نهاییِ مجاز نبودن را بیان می‌کند.
  • تحریم شد: غالباً نوعی منع رسمی، سیاسی، اقتصادی یا شرعی را می‌رساند.

از «تأکید» تا معنای امروزی

در توضیح‌های فرهنگ‌نویسان، برای پیشینه این واژه معناهایی مانند تأکید، تقید، دستور اکید و بازداشتن ثبت شده است. پیوند این معناها قابل فهم است: دستورِ مؤکد برای انجام ندادن کاری، به‌تدریج نام همان ممنوعیت یا وصفِ امر ممنوع می‌شود. در فارسی معاصر، وقتی «قدغن» به‌تنهایی می‌آید، ذهن شنونده پیش از هر چیز به «ممنوع» و «غیرمجاز» می‌رود.

درباره خاستگاه دقیق و صورت‌های تاریخی واژه دیدگاه‌ها و ضبط‌های گوناگونی مطرح شده است. برای حل این سرنخ نیازی نیست اختلاف ریشه‌شناختی را وارد پاسخ کنیم؛ آنچه اهمیت دارد معنای تثبیت‌شده و املای رایج در فارسی امروز است. پاسخ باید واژه‌ای باشد که خواننده فارسی‌زبان بی‌درنگ آن را هم‌معنی ممنوع بشناسد، و «قدغن» این شرط را برآورده می‌کند.

یک تمایز کاربردی در جمله

«ممنوع» در نوشته‌های اداری، تابلوها و مقررات خنثی‌تر و رسمی‌تر به نظر می‌رسد: «ورود حیوانات ممنوع است». «قدغن» همان معنا را با رنگ زبانی صمیمی‌تر یا قاطع‌تر بیان می‌کند: «آوردن حیوانات به داخل قدغن است». در روایت داستانی نیز قدغن می‌تواند حس وجود یک مرز سخت یا فرمان دیرپا را بهتر منتقل کند؛ مثلاً «باز کردن صندوقچه در آن خانه قدغن بود» علاوه بر منع، فضایی از راز و هشدار می‌سازد.

این تفاوت سبکی معنای پایه را عوض نمی‌کند. اگر سرنخ فقط «ممنوع» باشد، طراح معمولاً دنبال مترادف است، نه یک عبارت توضیحی. از این رو پاسخ کوتاه «قدغن» از ترکیب‌هایی مانند «اجازه ندارد»، «نباید انجام داد» یا «خلاف مقررات» مناسب‌تر است؛ آن عبارت‌ها تعریف واژه‌اند و در خانه‌های متقاطع جا نمی‌گیرند.

جمع‌بندی نهایی: برای سرنخ «ممنوع»، پاسخ ذخیره‌شده و دقیق قدغن است. آن را با ترتیب «ق، د، غ، ن» بنویسید. اگر تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی با این صورت سازگار نبود، آن‌گاه باید با توجه به بافت سرنخ گزینه‌هایی مانند «حرام»، «ناروا» یا «محظور» را سنجید؛ اما هیچ‌کدام بدون قرینه، جای پاسخ اصلی را نمی‌گیرند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.