پرش به محتوای اصلی

معروف در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: بنام، زبانزد، نامور، اسمی، شهیر

انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها و حروفِ تقاطعی بستگی دارد.

کلید «معروف» از آن سرنخ‌هایی است که یک جواب یگانه ندارد. در جدول فارسی، چند صفت هم‌معنی می‌توانند جای آن بنشینند، اما همه دقیقاً یک سایه معنایی ندارند. چهار پاسخِ بنام، نامور، اسمی و شهیر هر کدام چهار حرف دارند؛ زبانزد پنج حرفی است و بیشتر بر فراگیر شدن نام یا سخن میان مردم تأکید می‌کند.

بنام ۴ حرفنامور ۴ حرفاسمی ۴ حرفشهیر ۴ حرفزبانزد ۵ حرف

هر پاسخ چه برداشتی از «معروف» می‌سازد؟

هم‌معنی بودن به این معنا نیست که واژه‌ها در هر جمله‌ای بی‌هیچ تفاوتی جای یکدیگر قرار می‌گیرند. صورت سرنخ، فضای جمله و حتی این‌که موضوع یک شخص است یا یک گفته، می‌تواند گزینه مناسب‌تر را روشن کند.

بنام

صفتی برای فرد، مؤسسه یا اثری است که صاحب اعتبار و آوازه است؛ مانند «پزشک بنام» یا «دانشگاه بنام». این واژه معمولاً بار خنثی تا مثبت دارد و فقط شناخته‌شدن اتفاقی را نمی‌رساند.

نامور

واژه‌ای فارسی و ادبی‌تر برای کسی است که نامش میان مردم شناخته شده است. «پهلوان نامور» و «دانشمند نامور» ترکیب‌هایی طبیعی‌اند و گاهی بزرگی و خوش‌نامی را نیز تداعی می‌کنند.

شهیر

برابر رسمی و ادیبانه «مشهور» است. در عبارت‌هایی چون «استاد شهیر» یا «مورخ شهیر» دیده می‌شود. اگر سرنخ لحنی رسمی داشته باشد، این پاسخ چهارحرفی احتمال خوبی دارد.

اسمی

در کاربرد قدیمی‌تر و فرهنگ‌های مترادف، «اسمی» می‌تواند یعنی نامدار و معروف. این معنا را نباید با کاربرد رایج دستوری آن، یعنی «وابسته به اسم» در ترکیب «گروه اسمی»، یکی دانست.

زبانزد

چیزی یا کسی که بسیار درباره‌اش سخن می‌گویند و نام یا ویژگی‌اش بر سر زبان‌هاست. در جمله «مهمان‌نوازی او زبانزد بود»، محور اصلی شهرتِ یک ویژگی است. بنابراین زبانزد با معروف هم‌پوشانی دارد، ولی تصویر روشن‌تری از تکرار شدن در گفت‌وگوی مردم می‌سازد.

نکته املایی مهم درباره «بنام»

در این پاسخ، پیوسته یا جدا نوشتن فقط یک تفاوت ظاهری نیست و معنی را عوض می‌کند. بنام در جایگاه صفت، همان «مشهور و نامدار» است؛ مانند «هنرمندی بنام». در مقابل، به نام یا در نگارش معیار «به‌نام»، ترکیبی از حرف اضافه «به» و اسم «نام» است؛ مانند «حساب به نام او ثبت شد» یا «به نام خدا».

پس برای خانه‌های جدول: اگر تعریف «معروف» است، صورت مورد نظر بنام با چهار حرف «ب، ن، ا، م» خواهد بود. عبارت «به نام» در معنای منسوب یا ثبت‌شده، پاسخ این سرنخ نیست.

چرا «زبانزد» اندکی متفاوت است؟

شهرت گاهی به خود فرد تعلق دارد و گاهی به یک خصلت، رخداد یا گفته. «نویسنده نامور» مستقیماً جایگاه نویسنده را بیان می‌کند؛ اما «دقت او زبانزد است» می‌گوید مردم آن ویژگی را بسیار نقل می‌کنند. از همین رو، اگر صورت سرنخ «معروف و بر سر زبان‌ها» یا «مشهور میان خاص و عام» باشد، زبانزد از دیگر گزینه‌ها دقیق‌تر می‌شود.

«زبانزد» الزاماً ستایش‌آمیز نیست. یک رفتار پسندیده، یک اشتباه بزرگ یا حتی حادثه‌ای ناخوشایند هم ممکن است زبانزد شود؛ آنچه در این واژه اهمیت دارد گستردگیِ یادکرد است، نه مثبت یا منفی بودن موضوع.

کاربرد پاسخ‌ها در جمله

بناماین معمار بنام، بناهای ماندگاری طراحی کرده است.
نامورنام پهلوانان نامور در روایت‌های حماسی باقی مانده است.
شهیرنسخه خطی را پژوهشگری شهیر تصحیح کرد.
اسمیدر کاربرد واژگانی کهن‌تر، «مردی اسمی» یعنی مردی معروف و نامدار.
زبانزدکیفیت محصول آن کارگاه در سراسر شهر زبانزد شد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که «بنام»، «نامور» و «شهیر» به‌آسانی پیش یا پس از نام اشخاص و صاحبان حرفه می‌آیند. «زبانزد» اغلب نقش خبر را می‌گیرد یا همراه فعل‌هایی مانند «شدن» و «بودن» ظاهر می‌شود. «اسمی» در معنای مشهور، امروز کم‌کاربردتر است و حضورش در جدول بیش از گفت‌وگوی روزمره به چشم می‌آید.

خانواده معناییِ شهرت، نه یکسانی کامل

۱

نامدار و نامی: هر دو هم‌معنی‌های نزدیک دیگری برای معروف‌اند. نامدار پنج حرف و نامی چهار حرف دارد. «نامدار» معمولاً آوازه و اعتبار پایدار را القا می‌کند؛ «نامی» کوتاه‌تر و ادبی است.

۲

مشهور: رایج‌ترین معادل عمومی در نثر امروز است. اگر پنج خانه وجود داشته باشد و حروف تقاطعی سازگار باشند، مشهور نیز می‌تواند پاسخ باشد؛ با این حال در این عنوان، مجموعه پاسخ ذخیره‌شده بر پنج صورت اصلی تأکید دارد.

۳

سرشناس: بیشتر برای شخص، گروه یا نهادی به کار می‌رود که نزد عموم شناخته شده است. این واژه شش حرف دارد و برخلاف زبانزد، معمولاً خود صاحب نام را وصف می‌کند، نه ویژگی‌ای که مردم درباره‌اش حرف می‌زنند.

۴

شهره: واژه‌ای پنج‌حرفی با رنگ ادبی است و در ساخت «شهره به...» نیز می‌آید؛ برای نمونه، کسی می‌تواند «شهره به بخشندگی» باشد. در این ساخت، علت معروف بودن نیز پس از واژه بیان می‌شود.

ریشه و ساخت واژه‌ها چه می‌گویند؟

«معروف» واژه‌ای عربی از خانواده «عرف» و در معنای عمومی، شناخته‌شده است. این واژه در ترکیب دینی و اخلاقی «امر به معروف» معنای «کار پسندیده و نیک» هم پیدا می‌کند؛ ولی در سرنخ جدول، مقصود معمولاً همان مشهور است. اگر تعریف درباره «کار نیک» یا «نیکی» باشد، نباید بی‌درنگ یکی از پاسخ‌های شهرت را در خانه‌ها گذاشت.

در «نامور»، جزء «نام» آشکارا دیده می‌شود و پسوند «ـور» مفهوم برخورداری را می‌رساند؛ یعنی کسی که دارای نام و آوازه است. «بنام» نیز بر نام داشتن تکیه دارد. «شهیر» و «مشهور» با خانواده شهرت پیوند دارند. «زبانزد» تصویری ملموس‌تر می‌سازد: نام یا وصفی که زبان‌ها آن را بسیار بازگو کرده‌اند.

جمع‌بندی دقیق پاسخ

اگر چهار خانه پیش روست، ابتدا حروف تقاطعی را با بنام، نامور، اسمی و شهیر بسنجید؛ هر چهار، پاسخ ثبت‌شده و معتبر برای سرنخ «معروف» هستند. اگر پنج خانه دارید و معنای «بر سر زبان‌ها افتاده» با سرنخ جور است، زبانزد انتخاب مستقیم‌تری خواهد بود. تفاوت در تعداد حروف و حرف آغازین معمولاً ابهام میان این گزینه‌ها را برطرف می‌کند.

در یک نگاه: «بنام» بر اعتبار و صاحب‌نام بودن، «نامور» بر آوازه، «شهیر» بر لحن رسمی، «اسمی» بر کاربرد مترادفی قدیمی‌تر و «زبانزد» بر فراوانیِ یادکرد میان مردم تکیه دارد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.