پرش به محتوای اصلی

قلاب در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: چنگک

واژه‌ای چهارحرفی برای ابزار سرکج و گیرنده.

وقتی راهنمای جدول فقط واژهٔ «قلاب» را می‌آورد، «چنگک» دقیق‌ترین پاسخ مورد انتظار است. پیوند این دو واژه از شکل و کارکردشان می‌آید: هر دو با بخش خمیده یا نوک‌دار خود به چیزی گیر می‌کنند و آن را می‌کشند، بلند می‌کنند یا نگه می‌دارند. در زبان روزمره ممکن است قلاب نام عمومی‌تر باشد، اما در واژگان جدولی، صورت کوتاه و روشنِ «چنگک» به‌خوبی در چهار خانه می‌نشیند.

صورت درست پاسخ و خواندن آن

املای پاسخ «چنگک» است؛ یعنی چنگ به‌اضافهٔ پسوند «ـک». این واژه را «چَنگَک» می‌خوانند. شکل پیوستهٔ آن را باید بدون فاصله و نیم‌فاصله وارد کرد.

چنگک

در شمارش خانه‌های جدول، چهار نویسهٔ اصلی دیده می‌شود: چ، ن، گ و ک. نقطه‌های حرف «چ» خانهٔ جداگانه نمی‌گیرند و «نگ» نیز دو حرف مستقل است.

مشخصات واژه

  • تعداد حروف: ۴
  • نقش واژه: اسم
  • هستهٔ معنایی: ابزار گیرانداز
  • نشانهٔ ظاهری: سر خمیده یا شاخه‌دار

چرا چنگک معادل قلاب است؟

قلاب معمولاً میله یا قطعه‌ای است که یک سر آن خم شده تا جسمی از آن آویزان شود یا چیزی را بگیرد. چنگک نیز ابزار سرکجی است که به کمک همان انحنا یا شاخه‌های خمیده، در جسم درگیر می‌شود. بنابراین نقطهٔ مشترک این دو، صرفاً شباهت ظاهری نیست؛ عملِ «گیر انداختن» و سپس کشیدن یا نگه‌داشتن، معنای مرکزی هر دو را می‌سازد.

نام «چنگک» تصویرِ چنگ یا پنجه را به ذهن می‌آورد. چنگ با نوک‌هایش می‌گیرد و رها نمی‌کند؛ چنگک هم نسخهٔ ابزاری همین حالت است. پس اگر طراح جدول از «قلاب»، «ابزار سرکج»، «وسیلهٔ گیرانداز» یا گاهی «قلاب بزرگ» سرنخ بسازد، پاسخ چنگک از نظر تصویر ذهنی و کارکرد کاملاً طبیعی است.

رابطهٔ شکل و کارکرد چنگک نموداری که خمیدگی چنگک را به گیرکردن، کشیدن و نگه‌داشتن پیوند می‌دهد. سرِ خمیده گیر کردن کشیدن نگهدارییا جابه‌جایی

چنگک دقیقاً چه چیزی را توصیف می‌کند؟

چنگک یک نام کلی برای ابزارهایی است که بخش گیرندهٔ آن‌ها خمیده، دندانه‌دار یا چندشاخه است. بعضی چنگک‌ها تنها یک نوک برگشته دارند و به قلاب بسیار نزدیک‌اند؛ برخی دیگر چند شاخه دارند و بیشتر شبیه پنجه‌اند. جنس و اندازه نیز با کاربرد تغییر می‌کند: نمونه‌ای ممکن است فلزی و محکم باشد تا جسم سنگین را بکشد، و نمونه‌ای دیگر کوچک‌تر باشد و برای گرفتن یا آویختن به کار رود.

همین گستردگی سبب می‌شود تعریف «چنگک» را نباید به یک ابزار مشخص محدود کرد. ویژگی تعیین‌کننده، شکل گیرنده و عمل آن است. اگر وسیله با نوک راست فقط فشار وارد کند، چنگک نام مناسبی نیست؛ اما اگر نوک خمیده‌اش دور، زیر یا داخل جسم قرار گیرد و امکان گرفتن بدهد، مفهوم چنگک شکل می‌گیرد.

قلاب

نام عام برای قطعه‌ای خمیده است که برای آویختن، اتصال یا گرفتن استفاده می‌شود. قلاب لباس، قلاب ماهیگیری و قلاب بافتنی از نظر شکل و کاربرد یکسان نیستند، ولی همگی نوعی خمیدگی کارآمد دارند.

چنگک

بیشتر بر حالت چنگ‌مانند و توان گرفتن یا کشیدن تأکید دارد. ممکن است یک سرکج یا چند دندانه داشته باشد و در بسیاری از بافت‌ها از قلاب درشت‌تر یا خشن‌تر تصور شود.

این تفاوت ظریف مانع مترادف بودن دو واژه در سرنخ کوتاه جدول نیست. جدول معمولاً از معنای مشترک استفاده می‌کند، نه از تمام جزئیات فنی هر ابزار. در یک متن تخصصی شاید لازم باشد نوع قلاب مشخص شود؛ ولی در راهنمای تک‌واژه‌ای «قلاب»، چنگک همان معادل موجز و شناخته‌شده است.

ساخت واژه؛ از «چنگ» تا «چنگک»

بخش نخست واژه، «چنگ»، به اندامی برای گرفتن اشاره دارد و در ترکیب‌هایی مانند چنگ زدن نیز معنای گرفتن و درگیر شدن را حفظ می‌کند. افزوده شدن «ک» در پایان، واژهٔ «چنگک» را ساخته است؛ نامی که می‌تواند مفهوم شیئی چنگ‌مانند یا ابزاری برای چنگ انداختن را منتقل کند. درک این ساختمان، رابطهٔ پاسخ با سرنخ را روشن‌تر می‌کند: قلاب مانند چنگ به هدف گیر می‌کند.

نمونهٔ کاربرد: «با چنگک شاخه را نزدیک‌تر کرد.» در این جمله، ابزار با شاخه درگیر می‌شود و آن را می‌کشد؛ درست همان خصوصیتی که جواب را به قلاب پیوند می‌دهد.

نمونهٔ توصیفی: «سرِ چنگک خمیده بود تا طناب از آن نلغزد.» این کاربرد بر نقش انحنا در نگهداری تأکید دارد.

پاسخ‌های نزدیک، اما وابسته به بافت

هر واژه‌ای که به وسیله‌ای خمیده اشاره کند، لزوماً جایگزین همیشگی «چنگک» نیست. صورت راهنما و تعداد خانه‌ها تعیین می‌کند کدام معنا مد نظر طراح بوده است. برای همین، پاسخ اصلی این عنوان همچنان چنگک است و گزینه‌های زیر فقط در سرنخ‌های دقیق‌تر احتمال پیدا می‌کنند.

کجکشَصتچنگالقلابک

کجک

«کجک» می‌تواند به ابزار یا قطعهٔ کوچکِ کج و سرخمیده گفته شود. نزدیکی آن با قلاب از صفت کجی می‌آید، اما نسبت به چنگک واژه‌ای کم‌کاربردتر است. تنها هنگامی باید آن را جدی گرفت که تعداد خانه‌ها، حروف تقاطعی یا بیان خاص سرنخ با آن سازگار باشد.

شَصت

در بعضی کاربردهای قدیمی‌تر، «شصت» به قلاب ماهیگیری اشاره دارد. بنابراین اگر سرنخ صریحاً از ماهی، صید یا قلاب ماهیگیری سخن بگوید، ممکن است این واژه مطرح شود. راهنمای سادهٔ «قلاب» بدون نشانهٔ ماهیگیری، دلیل کافی برای کنار گذاشتن چنگک به سود شصت نمی‌دهد.

چنگال و قلابک

چنگال چند شاخه یا دندانه دارد و در معنای اصلی، دقیقاً همان قلاب تک‌سر نیست. «قلابک» نیز صورت کوچک‌شده یا قلاب کوچک را القا می‌کند و پنج حرف دارد. این دو از نظر شکل با پاسخ خویشاوندند، ولی برای سرنخ حاضر به اندازهٔ «چنگک» مستقیم و متناسب نیستند.

نکتهٔ تمایز: «چنگک» چهار حرف دارد، نه پنج حرف. وجود سه نقطه زیر «چ» و شکل پیوستهٔ «نگ» نباید شمارش را تغییر دهد. اگر چهار خانه در اختیار است و حروف تقاطعی با چ، ن، گ، ک هماهنگ‌اند، پاسخ کامل شده است.

کارکردهایی که معنای پاسخ را زنده می‌کنند

در بیرون از جدول، یک چنگک می‌تواند برای پایین کشیدن شاخه، بیرون آوردن چیزی از جایی دور از دسترس، جابه‌جایی ماده‌ای انباشته یا گرفتن طناب و حلقه استفاده شود. وجه مشترک این موقعیت‌ها، افزایش دسترسی و قدرت گرفتن است. دسته، فاصلهٔ دست تا هدف را جبران می‌کند و سر خمیده مانع رها شدن ناخواسته می‌شود.

در نوع چندشاخه، نیرو میان چند نوک تقسیم می‌شود و سطح بیشتری از جسم درگیر می‌گردد. در نوع تک‌شاخه، نوک به شکاف یا حلقه وارد می‌شود و عمل کشیدن را ممکن می‌کند. بنابراین «چنگک» هم می‌تواند تصویر یک قلاب محکم را بدهد و هم ابزاری پنجه‌مانند را؛ همین ظرفیت معنایی، آن را برای سرنخ کوتاه و عمومی قلاب مناسب کرده است.

از سوی دیگر، نباید این پاسخ را با «چنگک بافتنی» یا «قلاب بافتنی» به‌طور کامل یکی دانست. قلاب بافتنی ابزار ظریفی برای گرفتن نخ و ساختن حلقه است، در حالی که چنگک در تصور عمومی ممکن است زمخت‌تر باشد. بااین‌حال سازوکار اصلی هر دو—گرفتن به کمک سر برگشته—یکی است و علت هم‌معنایی را توضیح می‌دهد.

جمع‌بندی معنایی سرنخ

سرنخ یک واژهٔ عام، یعنی قلاب، را می‌دهد و پاسخ واژه‌ای هم‌معنا با چهار حرف می‌خواهد. «چنگک» از نظر املا، اندازه و مفهوم با این نیاز هماهنگ است. سر خمیدهٔ آن چیزی را گیر می‌اندازد؛ حالت چنگ‌مانندش امکان کشیدن یا نگه داشتن می‌دهد؛ و کاربرد فارسی آن مستقیماً به قلاب پیوند می‌خورد.

نتیجهٔ نهایی: در این عنوان، پاسخ را «چنگک» بنویسید.

ترتیب خانه‌ها از راست به چپ چنین است: چ ← ن ← گ ← ک. گزینه‌های نزدیک فقط وقتی برتری دارند که سرنخ جزئیات دیگری مانند ماهیگیری، کوچکی ابزار یا تعداد متفاوت حروف را آشکار کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.